جز شیفتگی و مدح، یا نفرت و ذمِ سیدعلی خامنهای، چیز دیگری هم میبینید؟جز چشمهای اشکبار، پیراهنهای…
انتشار: 2026/07/06 07:51 UTC
جز شیفتگی و مدح، یا نفرت و ذمِ سیدعلی خامنهای، چیز دیگری هم میبینید؟جز چشمهای اشکبار، پیراهنهای سیاه، صدای ضجهی عزاداران، یا آنسوی ماجرا، رقص و پایکوبیِ کسانی که از او متنفر بودند؟این، تصویر او نیست. تصویری از ماست. البته نه همهی ما، اما بخش قابلتوجهی از ما....جامعهای که برای دیدن انسانها، رویدادها و تاریخ، فقط دو عینک دارد (ستایش یا نفرت) هیچ فاصلهای میان تقدیس و تکفیرش وجود ندارد، یعنی هیچ جایی برای فهمیدن، تحلیل کردن و دیدن پیچیدگیها در آن باقی نمانده.امروز متعلق به سیدعلی خامنهای نیست بلکه متعلق به ما و آیینه ناتوانی ما در زیستن با لایههای میانی است.تا وقتی در این مملکت هر پدیدهای را فقط باید پرستید و دوست داشت یا از آن متنفر بود و نفرین کرد، نه میتوانیم گذشتهمان را بفهمیم، نه امروزمان را، و نه آیندهای متفاوت بسازیم.این چند خط را نوشتم چون خاطرات و نکات بسیاری در مورد سیدعلی خامنهای داشتم. از اولین نامهام به او در ١٨ سالگی که توی صندوق زرد پست کنار خیابان انداختم و روی آن فقط نوشتم؛ تهران. بیت رهبری. برسد به دست آیت الله خامنهای و ده روز بعد که نامه او به دستم رسید، و شد آغازی بر یک آغاز، تا سالها بعد گفتگوها در دیدار خصوصی و ...اما در این فضای عشق و نفرت که همه چیز برای مصادره و مصرف طرفین برساخت میشود، چه جایی برای نقل مسئلهمندانه آنچه در فهم شخصی گوشه نشینی چون حقیر گذشت؟باید به صدا و سیما، گاد فادرها و طرفداران گفتمان آن و ایراناینترنشنال واسپانسرها و حامیان آن دستمریزاد گفت... خوب امثال ما را خفه کردند! @yaser_arab57