سلام عزاداری هاتون قبول باشه دم اذان ظهر داخل مراسم هیئت نشستم که یه خانمی کنارم نشست با یه کلاه!گر…
انتشار: 2026/06/25 14:37 UTC
سلام عزاداری هاتون قبول باشه دم اذان ظهر داخل مراسم هیئت نشستم که یه خانمی کنارم نشست با یه کلاه!گرمش شد کلاه را هم از سرش درآورد با خودم گفتم چی بهش بگم خیلی سختم بود میترسیدم واکنشش خیلی بد باشه و صداشو بلند ببره و فحشی چیزی بگهاما گفتم اگر چیزی نگم تو مجلس امام حسین ظهر عاشورا که امام حسین به خاطر امر به معروف و نهی از منکر سرش رفت بالای نیزه این روضه و مراسم اومدن من چه ارزشی داره توسلی کردم و گفتم هر چی بادا باد بگذار به خاطر امام حسین منم یه فحش بخورم بهش سلام کردم و گفتم خوبید قبول باشه عزاداری هاتون او هم جوابم داد گفتم ببخشید شما که امام حسین دوستتون داشته و دعوتتون کرده به مجلسش و شما هم امام حسین را دوست داشتید و اومدید چقدر خوبه که حجاب کامل را به خوبیهاتون اضافه کنید یه تاملی کرد و گفت چی ؟!دوباره همون جملات را با آرامش گفتم چیزی نگفت انگار به فکر فرو رفت و در حال تصمیم گیری بود...دوباره بهم نگاه کرد بهش لبخندی زدم و عزیزمی بهش گفتم تا انتخاب بهتری بکنه بعد دیدم که شال دور سرش را انداخت رو سرش و کلاهش را هم گذاشت...الحمدلله رب العالمین