در رابطه با شخصی که چون بچهاش دختره میخاد سقطش کنه میخاستم داستانی بگم :یه زوجی قبل از اینکه مراسم…
انتشار: 2026/07/05 02:12 UTC
در رابطه با شخصی که چون بچهاش دختره میخاد سقطش کنه میخاستم داستانی بگم :یه زوجی قبل از اینکه مراسم عروسی بگیرن پیش خودشون تصمیم میگیرن فردای عروسی درو برای هیچکس باز نکنن و استراحت کنن.فردای عروسی، صبح زود پدرمادر داماد میان آیفونو میزنن اینا درو باز نمیکنن ، خاله و عمه میان اینا درو باز نمیکنن، تا اینکه پدرمادر عروس میان..عروس گریهاش میگیره و درو براشون باز میکنه!داماد میپرسه چیشد؟ مگه قرار نبود درو برای هیچکس باز نکنیم؟ عروس با گریه میگه نتونستم آخه دلم نیومد..چندسال میگذره و اینا ۳ پسر داشتن و منتظر بچهی چهارم بودن که دختر بوده!دخترشون بدنیا میاد و باباش به همین مناسبت جشن میگیره ، قربونی میده ، غذا میده و کلی خوشحال بوده!همه تعجب میکنن میگن چرا برای ۳ تا پسرت اینجوری نکردی؟!میگه « چون این دختر وقتی ما پیر بشیم درو برامون باز میکنه....»