سلامحاج آقا خوابتون خواب دیدم ان شاالله خیر باشه وسط کوه های مرجعیت یه راه میانبر خاکی بود نمیدونم…
انتشار: 2026/07/15 06:05 UTC
سلامحاج آقا خوابتون خواب دیدم ان شاالله خیر باشه وسط کوه های مرجعیت یه راه میانبر خاکی بود نمیدونم چرا پیاده شدم!ماشین پارک کردم یه چند قدم جلوتر یهو دیدم ساختمونی جلوم سبز شد!دیگه اختیارم دست خودم نبودانگار یکی منو داشت میبرد...رفتم داخل شبیه خونه قدیمی ها بود حال و هوای امامزاده بهم میداد اینقدر نورانی و با صفا بود😍گریه میکردم تو راه به هق هق افتاده بودم داشتم از غصه زائرسرا آب میشدمهی میگفتم کاش خودم پول داشتم میخریدمش😭خدایاااا چکار کنمممدیگه چطوری بهت التماس کنم حقمو بهم بده میخوام خودم زائرسرا بخرم😭حاج اقا یهو رسیدم به در چوبی خونه سر درش پرچم سبز بزرگی بودبا زرد نوشته بود علی بن موسی الرضا علیه السلام😭😭😭😭فهمیدم اینجا زائرسرای جدید شماست تو قم از عنایت امام رضا علیه السلام..ولی نمیدونم چرا با همههه وجودم خوشحال بودم انگار یا به واسطه من خریده شده یا با پول من خریدمش😍ولی هم داشتم از غصه آب میشدم که چرا پول نداشتم کلش خودم بخرم 😭نفهمیدم دقیقاً قضیه از چه قراره!😕خونه کامل مبله بود فرش لاکی قدیمی داشت پرده سفید حریر قشنگتشک و بالشت و پتو یخچال و ظروف و....ولی همش خوب و قابل استفاده و تمیز بود..شما یهو اومدین و ظاهر شدین!مادرمم بود داشت زائراسرا رو میدیدمثل همین عکس که با عصا بودین توی تشییع رهبری روی تابلو فرش بود فقط با کلاه مشکی اردبیلیه..شال سبزتون روی دوشتون بود یه عکس فووووق العاده با ابهت و خوشگل و باشکوهمادرم عکس شمارو دید روی دیوار ، گفت این عکسش خیلی خوب و قشنگ شده👌🏻