بیانیهی واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج پوریا پورپولاد دبیر واحد سیاسی انجمن…
انتشار: 2026/07/10 19:58 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 03:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:14 UTC
بیانیهی واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج پوریا پورپولاد دبیر واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج به مناسبت سالروز قیام خون خواهی مردم سیستان (۱۹ تیرماه)---پیشگامان غیرت؛ روایتی از شجاعترین قیام پس از عاشورا 🏴۱۹ تیرماه، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور لحظهای است که مردم یک سرزمین مرزی، با شنیدن خبر اسارت اهل بیت و شهادت مظلومانهی امام حسین (ع)، چنان به جوشش آمدند که والی مقتدر اموی را در برابر خود ذرهای یافتند. قیام سیستان، اگرچه در سایهی قیامهای بزرگتری چون توابین و مختار تا حدی مغفول مانده، اما از منظر مدیریت سیاسی و کنشگری مردمی، شاید پرمایهترین و کمهزینهترین جنبش دوران اموی باشد. ---بستر تاریخی؛ چرا سیستان؟ 🤔سیستان در آن روزگار، دیار مرزی و دورافتادهای نبود که از تحولات مرکزی بیخبر باشد. این منطقه، میراثدار دو خصلت برجسته بود:1️⃣نخست؛ وفاداری به حضرت علی (ع)در دورهی معاویه که دستور لعن امیرالمؤمنین بر منابر صادر شده بود، سیستان تنها منطقهای بود که این دستور را بهاجرا درنیاورد. این یعنی مردم این سامان، پیش از آنکه نام عاشورا را بشنوند، با فطرتی حقطلب، وابستگی عمیقی به خاندان وحی داشتند.2️⃣دوم؛ تجربهی زیست با والیان ظالمعباد بن زیاد، برادر عبیدالله بن زیاد (عامل اصلی کربلا)، والی سیستان بود. او نه تنها کارگزار دستگاه اموی، که نماد عینی فساد، جور و بیعدالتی در این منطقه به شمار میرفت. مردم، سالها طعم ستم او را چشیده بودند و کاسهی صبرشان لبریز بود.---لحظهی انفجار؛ خبری که شهر را به آتش کشید⚔️با ورود خبر شهادت امام حسین (ع) و اسارت زنان و کودکان اهل بیت به سیستان، جامعهی شهری و روستایی این ناحیه، یکباره به نقطهی انفجار رسید. آنچه این قیام را از دیگر جنبشهای همدوره متمایز میکند، سرعت عمل و هماهنگی بینظیر آن است.مردم، بدون اینکه منتظر فرمانی از کوفه یا مدینه باشند، خانهها و کسبوکارهای خود را رها کردند و با شعارهای اعتراضآمیز، به سوی مرکز حکومت والی حرکت کردند. این حرکت، نه یک شورش پراکنده، که خیزشی همگانی با پشتوانهی تمام اقشار جامعه بود: بازاریان، کشاورزان، روسای قبایل و حتی برخی از کارگزاران محلی که وجدان بیدار داشتند.---فرار عباد؛ پیروزی بدون ریختن یک قطره خون ✅مهمترین رویداد این قیام، واکنش عباد بن زیاد است. او که خود را در برابر موجی از خشم مردمی میدید که نه از شمشیر میترسیدند و نه از تهدید، درنگ را جایز ندانست و با برداشتن بیست میلیون درهم از بیتالمال، شبانه از سیستان گریخت. این گریز، نشانهی روشنی از شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه بود؛ شکافی که حتی والی مقتدر نیز جرئت رویارویی با آن را نداشت.اینجا، درس بزرگی برای کنشگران سیاسی نهفته است: گاهی نمادزدایی از یک کارگزار ظالم، بهمراتب کارآمدتر از درگیری مستقیم با کل ساختار است. مردم سیستان، با هدف قرار دادن عباد، نه فقط او را برانداختند، بلکه اعتبار نظام اموی را در چشم سایر والیان و کارگزاران خدشهدار کردند.---اما نقص استراتژیک؛ خلأ پس از پیروزیبا وجود این پیروزی درخشان، قیام سیستان یک کاستی جدی داشت که از نگاه یک مدیر سیاسی پنهان نمیماند: نداشتن طرح جایگزین برای ادارهی شهر. پس از فرار عباد، سیستان مدتی بدون والی ماند. این خلأ قدرت، اگرچه موقتی بود، اما نشان میداد که مردم برای «فردای پس از پیروزی» خود تدبیری نیندیشیدهاند. آنها توانستند ستمگر را برانند، اما نتوانستند نظامی عادلانه جایگزین آن کنند و ناگزیر پذیرای کارگزاران جدیدی از سوی امویان شدند؛ کارگزارانی که این بار با مدارا و نرمش وارد شدند تا زمینهی بازگشت تدریجی نفوذ خود را فراهم آورند.این نقطهی ضعف، هشداری است برای ما که امروز دغدغهی اصلاح در محیط دانشگاه و جامعه را داریم: انتقاد بهتنهایی کافی نیست؛ باید برای «پساانتقاد» نیز برنامه داشت.---جایگاه این قیام در زنجیرهی خونخواهیقیام سیستان، حلقهی نخست از زنجیرهای بود که بعدها به قیام توابین (سال ۶۵ قمری) و قیام مختار (سال ۶۶ قمری) انجامید. اگر توابین، از پشیمانی کوفیان سرچشمه گرفت و مختار، از آرمانخواهی و انتقامجویی، قیام سیستان از غیرت بیآلایش مردمی ریشه گرفت؛ مردمی که نه سابقهی پشیمانی داشتند و نه طمعی به قدرت، بلکه تنها با تکیه بر وجدان جمعی خود، به میدان آمدند.پیام برای امروز تشکلهای دانشجوییاکنون که در سالروز این قیام ایستادهایم، بهعنوان واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج، از این رویداد تاریخی سه درس اساسی برای کنشگری امروز خود استخراج میکنیم:




