بیا که آینهی روزگار زنگاری استبیا که زخم زبانهای دوستان کاری استبه انتظار نشستن در این زمانهی یا…
انتشار: 2026/07/06 00:41 UTC
بیا که آینهی روزگار زنگاری استبیا که زخم زبانهای دوستان کاری استبه انتظار نشستن در این زمانهی یاسبرای منتظران چاره نیست ناچاری است به ما مخند اگر شعرهای سادهی ماقبول طبع شما نیست کوچه بازاری استچه قابها و چه تندیسهای زرینی گرفتهایم به نامت که کنج انباری استنیامدی که کپرهای ما کلنگی بودکنون بیا که بناهایمان طلاکاری استبه این خوشیم که یک شب به نامتان شادیمتمام سال اگر کارمان عزاداری استنه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند که کار منتظرانت همیشه بیداری استبه قول خواجهی ما در هوای طرهی تو چه جای دم زدن نافههای تاتاری است الّلهُـمَّ عَجِّـلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَــرَج @yusefe_zahra313