🥀🌴«دوباره جنوبِ قلبم درد میکنه!»🥀🌴 این چند روز،شب و روز،شنیدهایم که چابهار و کنارک و جاسک و بَمپو…
انتشار: 2026/07/15 19:23 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/15 02:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:28 UTC
🥀🌴«دوباره جنوبِ قلبم درد میکنه!»🥀🌴 این چند روز،شب و روز،شنیدهایم که چابهار و کنارک و جاسک و بَمپور و سیریک و بندرعباس و قشم و هنگام و خورموج و جم و بوشهر و ماهشهر و امیدیه و اهواز و این و آن شهر از شهرهای جنوبمان در آتش جنگ گرفتارند. هِی دلمان لرزیده،هِی غصه خوردهایم، بغض کردهایم، غمین هممیهنان جنوبی بودهایم.این روزها، هِی نگران دوستان مهربانم بودهام،در لارک و هرمز و باسعیدو و خورموج و بوشهر و ماهشهر و خارگ و کنگان و سیراف و گناوه و بندر ریگ و بندر دیلم و دیگر شهرهای خلیج فارسمان. این کرانهها، که روز و شب زیر آتش است،رنگینگمانی است زیبا از ایرانیان،از بلوچهای زحمتکش و بیادعای ما گرفته تا بندریهای مهربان ما تا عربهای مهماننواز ما تا لیراویها و حیاتداوودیهای خونگرم ما. این روزها، ایرانیان شمال و باختر و خاور و مرکز کشور، جنوبِ قلبشان درد گرفته،از سختی و رنجی که آتش جنگ بر زندگی جنوبیهای ما افکنده است. جنوبوجنوبیبر گردن همهٔ ما حق دارد. آنها هم اگر در آذربایجان یا کرمانشاه یا گرگان یا تهران یا هر جای دیگر ایران، زمین لرزش گرفته، یا سیل افسار گسیخته است یا پِلاسکو فروریخته، غمین هممیهنانشان بودهاند.جنوبوشمالوخاوروباخترومرکز، عضوهای پیکر یکتا و یگانهٔ ایران عزیزند که رنج هر یکی، رنج همه است و هیچکدام نیز در محنت دیگری بیغم نیستند. امروز،در ادامهٔ نگارش پژوهش کنونیام درباره گونههای زبانی استان هرمزگان به این شعر ساده، اما دلنشینِ بندری رسیدم:زبون بندری ریشۀ جونننه لهجه و نه گویش اُ زبوننیتا حرف اَ کَدیم شگفتنچه حاجت به بیونن اُنچه عیونندلم به شهر بندر تنگ ابودنصفای بندری نیرنگ ابودنزبون بندری اَ دست اَ رفتنحالا سینگو دِگَه خرچنگ ابودندرخت ریشهدارن بندر ماخراب روزگارن بندر مالو دریا همیشه تشنه نشتنادامۀ انتظارن بندر ماخدا بالای سر و دریا کنارنامید مه به تو دادا و برارن*🥀🐬باز،دربارهٔ هرمزگان خواندم و نوشتم،تا رسیدم به این لالایی بندری:لالالالا چوک شیرین زبونملالالالا بگم تا روز بگردتگل زیبای مو پیروز بگردتخوشن باد سهیلی از روی هوخوشن فصل بهار و گندم و جوخوشن لالات بگم با موج دریاعزیزم گپ ببی با چشم بیناخوشن لالات بگم همراه بادرفتی هر جا بکن از شهر خو یادلا لا لا لا آروم جونملا لا لا لا چوک شیرین زبونملالالالا چوک شیرین زبونم**🐟🥀«دوباره جنوب قلبم درد میکنه!»و«دِریا چه اسم قشنگی ...». 🐬🥀🐟* برگردان شعر به فارسی معیار: زبان بندری ریشه در جان ما داردنه لهجه، نه گویش بلکه زبان استاز قدیم گفته شده است کهآنچه عیان است چه حاجت به بیان استدلم تنگ شهر بندر استصفای بندری نیرنگ نداردزبان بندری از دست رفته استحالا دیگر «سینگو» را گویند «خرچنگ»بندر همچون درختی ریشهدار استبندر ما خراب روزگار استلب دریا همیشه تشنه نشسته استبندر ما همواره در انتظار استخدا بالای سر ما و دریا کنار ما استامید من به تو خواهر و برادرم است🥀** برگردان لالایی به فارسی معیار: لالالالا کودک شیرین زبانملالالالا بگم تا روز بشودگل زیبای من پیروز بشودباد سهیلی از روی آب که میگذرد خوش استفصل بهار و گندم و جو خوش استخوش است لالایت بگویم با موج دریاعزیزم بزرگ شوی با چشم بیناخوش است لالایت بگویم همراه بادبه هر جا رفتی از شهر خود یاد کنلالالالا آرام جانملا لا لا لا کودک شیرین زبانملالالالا کودک شیرین زبانم🥀🥀🥀#جنوب #بندر #دریا #خلیج_فارس #تنگه_هرمز🥀🐬🐟🐳🐋🐠🐡🐟🦐🪼🦑🐙🦐🦞🦀🦈🌊🌊🌊🐟🐬🥀@zabanhaye_darkhatare_IRAN
