🔻وضعیت لبنان؛ چند روز پس از تفاهمِ نقضِ غرضاز اسلامآباد تا سوئیس🔴لبنان امروز در یکی از سرنوشتسازت…
انتشار: 2026/06/28 05:05 UTC
🔻وضعیت لبنان؛ چند روز پس از تفاهمِ نقضِ غرضاز اسلامآباد تا سوئیس🔴لبنان امروز در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ روزهایی که میتواند به پایان نظم سیاسی برآمده از استقلال ۱۹۴۶ و «لبنان بزرگ» منجر شود. خطری که این بار تنها از مسیر تجاوز خارجی عبور نمیکند، بلکه همزمان با فشارهای سیاسی و امنیتی داخلی نیز در حال شکلگیری است.🔴دوم مارس، حزبالله در دفاع از جمهوری اسلامی ایران و در انتقام خون ولیفقیه، جنگی همهجانبه و پیشدستانه را علیه رژیم صهیونیستی آغاز کرد؛ آن هم در شرایطی که فشارهای داخلی و بینالمللی برای خلع سلاح مقاومت به اوج خود رسیده بود. حاصل این نبرد تاکنون بیش از یک میلیون آواره و بیش از چهار هزار شهید بوده است؛ هزینهای که مردم لبنان برای امنیت ما پرداخت کردند.🔴قرار بود پس از برقراری آتشبس در ایران، توقف جنگ در لبنان نیز به عنوان پیششرط ورود به مذاکرات اسلامآباد محقق شود. اما سفر هیئت ایرانی پیش از اجرای این پیششرط و بدون اعمال فشار مؤثر بر دشمن، موجب شد رژیم صهیونیستی پیشرویهای محدود مرزی خود را تثبیت کند؛ پیشرویهایی که شاید در آن روزها ناچیز به نظر میرسید، اما امروز به پشت دیوارهای نبطیه و صور رسیده است.🔴اکنون نزدیک به سه ماه از آن روز گذشته است. در این مدت، نه تنها اشغالگری توسعه یافته، بلکه ما همچنان درگیر اجرای همان پیششرطی هستیم که امروز به بند نخست تفاهم تبدیل شده است؛ تفاهمی که از همان ابتدا غرض خود را نقض کرد، زیرا نه جنگ را پایان داد و نه اشغالگری را متوقف ساخت.🔴رژیم صهیونیستی از نخستین روز امضای تفاهم، با شیبی فزاینده به حملات خود ادامه داد. تنها در دو روز نخست بیش از سیصد حمله انجام شد که حدود دویست شهید و مجروح بر جای گذاشت. پس از سفر هیئت ایرانی به سوئیس این روند با کاهش جدی موجه شده است، اما با شدت کمتری ادامه دارد و امروز نیز جنوب لبنان بار دیگر شاهد شهادت شماری از شهروندان خود است.🔴در همین حال، ارتش رژیم برای یک اشغال طولانیمدت دستورالعملهای عملیاتی جدیدی صادر کرده است؛ از صدور مجوز شلیک مستقیم به هر فرد حاضر در «خط زرد»، تا واگذاری اختیار تصویب حملات هوایی به فرماندهان میدانی و برنامهریزی برای تخریب زیرساختها و تونلها پس از رفع محدودیتهای سیاسی و عملیاتی. این تغییرات یک پیام روشن دارد: دشمن هیچ ارادهای برای پایبندی به تفاهم ندارد و آن را صرفاً فرصتی برای تثبیت دستاوردهای میدانی خود میداند.🔴در مقابل، برخی در ایران میگویند شما از واقعیتها خبر ندارید؛ کشور توان ادامه جنگ را از نظر نظامی و اقتصادی ندارد و امکان پافشاری وجود ندارد. حتی گفته میشود حاضر شدهایم میلیونها بشکه نفت را برای دفاع از این ملت مظلوم هزینه کنیم.🔴فرض کنیم همه این گزارهها درست باشد؛ آیا نجنگیدن مشکل را حل میکند؟🔴تجربه سه سال اخیر پاسخ روشنی میدهد: خیر. دشمن ما را رها نخواهد کرد. حتی اگر از همه خطوط عقبنشینی کنیم، او پیروزی بهدستآمده خود در میدان نظامی را به یک شکست بزرگ سیاسی برای جبهه مقاومت تبدیل خواهد کرد و آن را مبنای مرحله بعدی فشار قرار خواهد داد.🔴اما شاید پرسیده شود: لبنان چه ارتباطی به ما دارد؟🔴در تاریخ ایران، هیچ همپیمان یا حتی دوستی را نمیتوان یافت که برای دفاع از ایران هزاران شهید داده باشد؛ چه برسد به جریانی که بیش از چهار هزار شهید تقدیم کرده است؛ رقمی که از شمار شهدای خود ما در این جنگ نیز بیشتر است. هیچکس بیش از مقاومت لبنان برای امنیت ایران نجنگیده است؛ چهل روز مقاومت در خط مقدم، در برابر بیش از صد روز نبرد فراگیر.🔴ممکن است گفته شود سالها برای چنین روزی سرمایهگذاری شده است. اما انقلاب اسلامی منطق مزدورپروری ندارد که با پایان مأموریت، یاران خود را رها کند. رابطه ایران و مقاومت لبنان رابطه قرارداد و منفعت نیست؛ رابطه خون، عقیده و سرنوشت مشترک است.🔴لبنان آینده ایران است. اگر بتوانیم پیروزی نظامی را به یک پیروزی سیاسی تبدیل کنیم، معادلات منطقه به سود ما تثبیت خواهد شد؛ اما اگر این ترجمه شکست بخورد، نه تنها لبنان آسیب خواهد دید، بلکه در آینده نیز هیچ نیرویی حاضر نخواهد بود برای ایران در خط مقدم بجنگد.🔴لبنان امروز دماسنج نظم جدید منطقه است. شکست در این میدان، آثار خود را با سرعت بر محیط امنیتی ایران تحمیل خواهد کرد و هیچ تفسیر حقوقی از بندهای تفاهم، جای واقعیت میدان را نخواهد گرفت.رها کردن عوامل موثری مانند عربستان سعودی که بازوی اصلی فشار به مقاومت در داخل است نیز مشکل را دو چندان کرده است.