❤️ عدالت کیفری در پروندههای خشونت جنسی؛ آیا امیدمان واهی است؟✏️ شیوا شریفزاد«اگر دادگاه مازان یک…
انتشار: 2026/07/11 09:01 UTC
❤️ عدالت کیفری در پروندههای خشونت جنسی؛ آیا امیدمان واهی است؟✏️ شیوا شریفزاد«اگر دادگاه مازان یک چیز را روشن کرده باشد، این است که نمیتوان تمام امید را به نظام حقوقی بست.» این جمله را مانون گارسیا، فیلسوف فمینیست، در واکنش به روند دادگاه مازان مطرح کرد؛ دادگاهی که از بسیاری جهات میتوان آن را یکی از موفقترین پروندهها در مسیر تحقق عدالت کیفری در مورد تجاوز جنسی دانست. در این پرونده، ۷۰ مرد به جرم تجاوز و آزار جنسی علیه ژیزل پلیکو محکوم شدند؛ در رأس آنها دومینیک پلیکو، همسر سابق او که طی نزدیک به ۱۰ سال با خوراندن دارو به ژیزل، او را بیهوش و مردان دیگری را برای تجاوز به او دعوت میکرد.✅دادگاه مازان تنها یک پرونده قضایی نبود؛ بلکه به پدیدهای اجتماعی و جهانی بدل شد. از سراسر فرانسه و کشورهای دیگر، خبرنگاران برای پوشش جلسات دادگاه به مازان رفتند و هر روز صبح در برابر دادگاه صف کشیدند تا بتوانند شاهد روند رسیدگی باشند. رسانهها بهطور مداوم جزئیات پرونده را پوشش میدادند، گروههای فمینیستی و شبکههای همبستگی، چه در مقابل دادگاه و بهصورت حضوری و چه در فضای مجازی، از ژیزل حمایت کردند و بحثهای گستردهای درباره تجاوز، رضایت، خشونت جنسی و مردانگی شکل گرفت. در نهایت، دومینیک پلیکو به ۲۰ سال حبس محکوم شد و دیگر متهمان نیز بسته به نقش و مسئولیت کیفری اثبات شده در دادگاه، احکام زندان دریافت کردند.🟡با این همه، پیگیری این پرونده بود که مانون گارسیا را به این نتیجه رساند که ما نمیتوانیم تمام امیدمان را به سیستم حقوقی ببندیم. اما چرا؟ مگر بنا نبود که نظام حقوقی و دادگاه به پروندههای تجاوز رسیدگی کند و متجاوز را به سزای عمل خود برساند؟ دیگر چه انتظاری از دادگاه داشتیم که با دیدن آنچه در مازان اتفاق افتاد ناامید شدیم؟ اگر در پروندهای با این حجم از توجه عمومی، این میزان از شواهد، و چنین محکومیتهای گستردهای باز هم نمیتوان به نظام حقوقی دل بست، پس دقیقاً انتظار ما از عدالت چیست؟ این احساس ناکافیبودن و ناامیدی از کجا ناشی میشود؟شاید پاسخ را باید نه فقط در نتیجه دادگاه، بلکه در محدودیتهای ذاتی نظام حقوقی برای مواجهه با خشونت جنسی جستوجو کرد؛ نظامی که حتی در «موفقترین» پروندههایش نیز نهایتا قادر نیست تمام ابعاد آسیب، قدرت، و بیعدالتی را به رسمیت بشناسد یا جبران کند. ✒️مانون گارسیا در کتاب زندگی با مردان، که بر پایه مشاهدات او از دادگاه مازان نوشته شده، دقیقاً به همین محدودیتها میپردازد. او پرسشی تکاندهنده مطرح میکند:❗️اگر دومینیک پلیکو در یک شهر کوچک توانسته بود بیش از ۷۰ مرد را پیدا کند -که تنها چیزی که به اشتراک دارند این است که در شعاع چند کیلومتری دومینیک پلیکو زندگی میکردند- که حاضر باشند به زنی بیهوش تجاوز کنند، این عدد در شهرهای بزرگ به چه ابعادی میرسد؟ در سطح یک کشور؟ در جهان؟ چه تعداد از این خشونتها هر روز در جریاناند، در مکانهایی که نظام حقوقی اساساً ظرفیت رسیدگی ندارد، یا رسانهها حساسیت و توجهی به آن نشان نمیدهند؟ چه تعداد مرد حاضرند اگر موقعیت و امکانش فراهم شود، دست به چنین عملی بزنند؟ در چنین بستری، مجازات کیفری، هرچند که ضروری، اما آیا برای این گستردگی کافی است؟ #تجاوز #آزار_جنسی 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel
