🎬 تمامی فیلمهای فمینیستی کانال جامعهشناسی زن روز به همراه تحلیل آنها به کانال زیر انتقال یافتند.…
انتشار: 2026/08/20 20:44 UTCدریافت: 2026/08/21 09:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:57 UTC
🎬 تمامی فیلمهای فمینیستی کانال جامعهشناسی زن روز به همراه تحلیل آنها به کانال زیر انتقال یافتند.🔗t.me/+pJ5JKb7UcYEyYmQ0
پستهای تلگرام — جامعهشناسی زن روز
❤️ دورههای آموزشی مدرسه فمینیستی زنروز:🌸دوره «از شرم بدن تا پذیرش خود»⬅️ با ارائه: چکامه شمسی |آغاز دوره: ۲ شهریورماه | ۴ جلسه| دوشنبه و چهارشنبهها ساعت ۱۸🌸دوره «تفکر انتقادی در معرفتشناسی فمینیستی»⬅️با ارائه دکتر سارا قزلباش | آغاز دوره: ۳ شهریورماه | ۴ جلسه| سهشنبهها ساعت ۱۸🌸دوره «بدن زن و سینما»⬅️ با ارائه طاهره جورکش| آغاز دوره: ۵ شهریورماه | ۶ جلسه | پنجشنبهها ساعت ۱۶🌸دوره باهمخوانی کتاب هزارتوی کار خانگی ⬅️با ارائه بهار فیضپور | آغاز دوره: ۷ شهریورماه | ۹ جلسه | شنبهها ساعت ۱۸«جامعهشناسی زن روز» کانالی تخصصی در حوزهٔ جامعهشناسی جنسیت، مطالعات زنان و فمینیسم✅ برای ثبتنام به آیدی تلگرامی زیر پیام دهید:✈️@Zaneruz_admin✈️ @Zane_Ruz_Channel
🎬Orlando🎬اورلاندو🎭 #تحلیل_فیلمفیلم اورلاندو اقتباسی آزاد و هوشمندانه از رمان ویرجینیا وولف (1928) است؛ اثری که با روایت زندگی شخصیتی چندصدساله—که از مردی اشرافزاده به زنی تبدیل میشود—ثباتِ مفاهیمی چون «جنسیت»، «هویت» و «سوژهبودن» را به پرسش میگیرد.✒️فیلم به جای آنکه فقط داستان «تغییر جنسیت» یک فرد باشد، نشان میدهد جنسیت چگونه در شبکهای از قانون، زبان، طبقه، خانواده و مناسبات قدرت معنا پیدا میکند.نقطهی مرکزی فیلم، دگرگونی اورلاندو از مرد به زن است؛ اما فیلم این دگرگونی را نه فاجعه، نه بیماری و نه «راز» تلقی میکند. پس از بیدارشدن اورلاندو در بدن زنانه، او با آرامش به بدن خود نگاه میکند و میگوید:«همان شخصم. فقط جنسیت متفاوت است.»✅این جمله بنیان نگاه ذاتگرایانه به جنسیت را متزلزل میکند. اورلاندو حافظه، میل، حساسیت، تجربهها و پیوستگی روانی خود را حفظ کرده است؛ اما جهان پیرامون، ناگهان او را به شکلی کاملاً متفاوت میبیند و با او رفتار میکند.فیلم از این طریق روشن میکند که تفاوت میان «اورلاندوی مرد» و «اورلاندوی زن» صرفاً به بدن مربوط نیست؛ بلکه به حقوق، امکانها و محدودیتهایی مربوط است که جامعه برای بدنِ جنسیتمند مقرر میکند.اورلاندو بهعنوان مرد میتواند مالک باشد، سفر کند، بنویسد، معشوقه داشته باشد و تصمیم بگیرد.⬅️اورلاندو بهعنوان زن، ناگهان با این پرسش مواجه میشود که آیا حق مالکیت دارد؟ آیا میتواند وارث باشد؟ آیا باید ازدواج کند؟ آیا صدایش در جهان جدی گرفته میشود؟🎞 بنابراین فیلم به شکلی نزدیک به ایدهی مشهور سیمون دوبووار حرکت میکند: «زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود.» زنبودن در این فیلم، یک سرنوشت زیستی نیست؛ ورود به مجموعهای از قواعد اجتماعی است.از دورهی الیزابتی تا قرن بیستم، لباسها نه تزئین صرف، بلکه زبان قدرتاند. لباس به بدن میگوید چهگونه حرکت کند، چه چیزی را پنهان یا برجسته کند و چه نقشی را بازی کند.زمانی که اورلاندو مرد است، پوشش او امکان حرکت، عمل و اقتدار بیشتری فراهم میکند. اما با زنشدن، لباسهای حجیم، دامنهای بلند و کرستها به نشانهای از محصورشدن بدن زنانه بدل میشوند. بدن زن نه فقط دیده میشود، بلکه مدیریت و منضبط میشود.در این رویکرد میتوان با ایدهی «اجراییبودن جنسیت» جودیت باتلر پیوند برقرار کرد: زن یا مرد بودن، صرفاً یک حقیقت درونی و ثابت نیست؛ از طریق تکرار پوشش، حرکت، لحن، آداب و نقشهای اجتماعی تولید میشود. اورلاندو در ابتدا با این قواعد بیگانه است؛ زیرا تجربهی پیشینش بهعنوان مرد، قراردادیبودن آنها را آشکار میکند.فیلم نشان میدهد که آنچه «زنانه» و «طبیعی» به نظر میرسد، اغلب حاصل تمرینهای فرهنگی طولانی است.اورلاندو روایت پیشرفت سادهی تاریخ نیست؛ نقدی است به این تصور که «مدرنشدن» خودبهخود برابری میآورد. تاریخ در اورلاندو به ما یادآوری میکند که تبعیض میتواند لباس عوض کند، بدون آنکه کاملاً ناپدید شود.پس از زنشدن اورلاندو، از او انتظار میرود مطابق تصویری از «زن محترم» زندگی کند: ازدواج کند، مادری کند، مطیع باشد و در چارچوب خانواده تعریف شود. اما فیلم با پایانبندیاش این الگو را بهسادگی بازتولید نمیکند. اورلاندو در نهایت مادر است، اما مادری برای او حذف فردیت نیست. او همچنان نویسنده، مسافر، صاحب صدا و حاملِ تاریخ خود باقی میماند.📹 فیلم مادری یا عشق را ذاتاً ضدزنانه نمیبیند؛ آنچه نقد میشود، تبدیلکردن این تجربهها به اجبار اجتماعی و تنها شکل معتبر زنبودن است.✅فیلم پرسشی بنیادین مطرح میکند:اگر شخصیت، استعداد و حافظهی اورلاندو همان است، چرا حقوق، آزادی و اعتبار او باید با تغییر جنسیتش تغییر کند؟پاسخ فیلم روشن است: مسئله نه «طبیعت زن»، بلکه نظم اجتماعیای است که زنبودن را با محدودیت، وابستگی و نظارت پیوند میدهد. با این حال، پایان فیلم ناامیدکننده نیست؛ اورلاندو مینویسد، مادر میشود، حرکت میکند و به دوربین نگاه میکند. او نه قربانیِ تاریخ، بلکه سوژهای است که تاریخ خود را بازمینویسد.#معرفی_فیلم#فیلم_فمینیستی📹 فیلم Orlando را اینجا تماشا کنید ❤️ @Zane_Ruz_Channel
🎧 #فایل_صوتی🔴 زنان کجا بودند؟ 🎧 پادکست «زن، ذهن، بدن — از دریچه علم» چرا زنان در روایتهای تاریخی کمتر دیده شدهاند؟ ⬅️این اپیزود نشان میدهد که چگونه مرد بهعنوان «انسان پیشفرض» در نظر گرفته شده و این نگاه باعث شده تجربهی زنان در علم، تاریخ و زندگی روزمره کمتر دیده شود.📘 منبع اصلی این قسمت:📚Invisible Women by Caroline Criado-Perez#تاریخ_زنان#زنان_حذفشدنی_نیستند castbox.fm/channel/id7332301?country=gb%E… @Zane_Ruz_Channel
❤️ The Matilda Effect❤️ اثر ماتیلدا؛ سوگیری جنسیتی در اعتباردهی علمی🖍ترجمه پرستو فرخی آیا میدانستید وقتی زنی کشفی علمی انجام میدهد و اعتبار آن به نام یک مرد ثبت میشود، برای این پدیده نامی مشخص وجود دارد؟ این وضعیت «اثر ماتیلدا» (The Matilda Effect) نامیده میشود.✒️اثر ماتیلدا به نوعی سوگیری ساختاری و تکرارشونده در نظام علمی اشاره دارد: مشارکتها و کشفیات زنان با احتمال بیشتری نادیده گرفته میشوند، کماهمیت تلقی میگردند یا به همکاران مرد نسبت داده میشوند. منظور این نیست که هر موفقیت علمی مردان لزوماً به معنای نادیده گرفتن کار یک زن و ربودن دستاورد او است، بلکه کارکرد این پدیده اغلب در سازوکارهای نامرئیتری نهفته است: چه کسی مرجع معرفتی شناخته میشود؟ چه کسی ارتقای شغلی مییابد؟ کلام چه کسی مستحق شنیده شدن شناخته میشود؟ چه کسی جایزه میگیرد و در نهایت نام چه کسی در حافظهی تاریخی علم ثبت میگردد؟⭕️این اصطلاح به نام زنی ثبت شده که مدتها پیش از آنکه مؤسسات علمی برای این مشکل واژهای برگزینند، به آن پی برده و آگاهانه آن را نقد کرده بود.ماتیلدا جاسلین گیج (Matilda Joslyn Gage)، فعال آمریکایی در جنبش حق رأی زنان، لغو بردهداری و نویسنده، در سال ۱۸۷۰ مقالهای با عنوان «زن بهمثابه مخترع» (Woman as Inventor) منتشر کرد. در این مقاله، او باور فراگیر ناتوانی زنان در اختراع و نوآوری را به چالش کشید. 💖گِیج استدلال میکرد که زنان در حقیقت دست به اختراع میزنند، اما جامعه در شناسایی و بهرسمیتشناختن عملکرد آنان کارآمد عمل نمیکند.⬅️مسئلهی دیگر، محدودیتهای ساختاری بوده است که زنان در بخش بزرگی از تاریخ علم با آنها روبهرو بودهاند: دسترسی محدود به آموزش، جایگاههای دانشگاهی، انجمنهای علمی، آزمایشگاهها، مالکیت فکری و ثبت اختراع.برخی از این زنان در کنار شوهران یا همکاران مرد خود فعالیت میکردند و برخی دیگر، علیرغم انجام پژوهشهای مهم، در موقعیتهای فرودست یا ردهپایینتر باقی میماندند. در نتیجه هنگامی که کشفیات به مقاله، جایگاه شغلی، جایزه و روایت تاریخی تبدیل میشدند، فردی که از اقتدار نهادی برخوردار بود— که اغلب یک مرد بود—بهعنوان صاحب دستاورد شناخته میشد.بیش از ۱۲۰ سال پس از انتشار مقالهی «زن بهمثابه مخترع»، مورخ علمی مارگارت دبلیو. روسیتر (Margaret W. Rossiter) در سال ۱۹۹۳ همان الگوی ساختاری را شناسایی و آن را «اثر ماتیلدا» نامید. این نامگذاری عمدتاً واکنشی به «اثر متیو» (Matthew Effect) بود؛ اصطلاحی در جامعهشناسی علم که به فرآیند انباشت نامتوازن اعتبار نزد دانشمندان پرآوازه اشاره دارد.نکتهی مهم در کار روسیتر افزودن لایهی «جنسیت» به این سازوکار سوگیری در اعتباربخشی علمی بود.🌸نمونههای زیر، کارکرد عملی اثر ماتیلدا را در تاریخ علم نشان میدهند:روزالیند فرانکلین (Rosalind Franklin) در آشکار شدن ساختار دیانای (DNA) نقشی حیاتی داشت. پژوهشهای او در حوزهی پراش پرتو ایکس (X-ray diffraction)، بهویژه «عکس ۵۱»، شواهد تعیینکنندهای برای درک ساختار مارپیچ دوگانهی دیانای فراهم کرد. با این حال، جیمز واتسون، فرانسیس کریک و موریس ویلکینز جایزهی نوبل سال ۱۹۶۲ را دریافت کردند؛ در حالی که فرانکلین چهار سال پیشتر درگذشته بود و در میان دریافتکنندگان جوایز قرار نگرفت. در حالی که کار تجربی آن زن، موتور محرک ساخت مدل بود، روایت غالب، تنها مردان را بهعنوان قهرمانان اصلی این کشف در اذهان عمومی تثبیت کرد.لیزه مایتنر (Lise Meitner) دههها در کنار اتو هان در حوزهی فیزیک هستهای کار کرد. پس از فرار از آلمان نازی در سال ۱۹۳۸، حتی در تبعید نیز بحث دربارهی نتایج آزمایشهای هان را ادامه داد. هنگامی که هان به نتایجی دست یافت که نمیتوانست توضیح دهد، مایتنر و خواهرزادهاش اتو فریش توضیح فیزیکی این رخداد را ارائه کردند و نام این فرایند را «شکافت هستهای» (nuclear fission) گذاشتند. با این حال، جایزهی نوبل شیمی سال ۱۹۴۴ برای کشف شکافت هستهای تنها به اتو هان رسید و مایتنر هرگز نوبل دریافت نکرد.نتی استیونز (Nettie Stevens) سهمی کلیدی در پردهبرداری از راز چگونگی تعیین جنسیت بیولوژیک از طریق کروموزومها ایفا کرد. در سال ۱۹۰۵، او با مطالعهی کرمهای آردی نشان داد میان ساختارهایی که امروز کروموزومهای X و Y مینامیم و تعیین جنسیت، ارتباط مستقیم وجود دارد. اگرچه این کشف به بخشی از زیستشناسیِ پایه تبدیل شد، اما نام توماس هانت مورگان در تاریخِ ژنتیک بسیار پررنگتر ماند و سهم استیونز اغلب در سایه قرار گرفت. او در سال ۱۹۱۲، در ۵۰ سالگی درگذشت.جوسلین بل برنل (Jocelyn Bell Burnell) نخستین تپاخترهای رادیویی (pulsars) را در دوران دانشجویی تکمیلی خود کشف کرد. او در دادههای یک تلسکوپ رادیویی سیگنالی غیرعادی شناسایی کرد و با دقت نشان داد که این سیگنال از فضا میآید؛ کشفی که علم اخترفیزیک را دگرگون ساخت. با این حال، هنگامی که در سال ۱۹۷۴ جایزهی نوبل فیزیک کشف تپاخترها اهدا شد، این جایزه به استاد راهنمای او آنتونی هیویش (Antony Hewish) و ستارهشناس مارتین رایل (Martin Ryle) رسید و برنل در فهرست برندگان نبود. او بعدها به یکی از شناختهشدهترین نمونهها در بحث از بهرسمیتشناختن علمی و اثر ماتیلدا تبدیل شد.اثر ماتیلدا صرفاً مجموعهای از بیعدالتیهای تاریخی نیست. پژوهشگران معاصر همچنان در حال بررسی نابرابریهای جنسیتی در نویسندگی علمی، ارجاعدهی، بهرسمیتشناختن و نسبتدادن اعتبار هستند؛ زیرا اعتبار علمی مسیر شغلی را شکل میدهد. این اعتبار مشخص میکند چه کسی بهعنوان مرجع دانش، شایستهی استناد شناخته میشود، بودجه دریافت میکند، ارتقا مییابد، برای سخنرانی دعوت میشود و در حافظهی جمعی باقی میماند. ✅نابرابریهای کوچک در این فرایند میتوانند در طول یک مسیر حرفهای انباشته شوند و پیامدهای عمیقی بر جای بگذارند.🌸 اثر ماتیلدا، طرح این ادعای کلی نیست که تمامی دستاوردهای ثبتشده به نام مردان، متعلق به زنان بوده است؛ بلکه موضوع، چگونگی توزیع نامتوازن اعتبار است؛ بنابراین این پدیده، فرآیندی ساختاری و سیستماتیک را توصیف میکند: سهم تاریخی زنان همواره بیش از هر گروه دیگری در معرض حذف، ناچیزانگاری و انتساب به نام دیگران و مصادره اعتباری قرار داشته است. این فرآیند پاکسازی تاریخی، ریشه در سوگیریهای ساختاری دارد و نه در خطاهای فردی.آرشیوهای تاریخی که امروزه به آنها استناد میشود، نه یک حقیقت مستقل، بلکه برآیند اعمال قدرت در نهادهایی است که مسئولیت مستندسازی تاریخ را بر عهده داشتهاند: ساختارهایی که تعیین کردهاند چه کسی سزاوار اعتبار و چه کسی شایستهی نادیدهانگاری است.وقتی نام زنان از این روایتها حذف میشود، تاریخ علم به صحنهی نمایش یکجانبهی مردان بدل میشود. این سوگیری بنیادین، چرخهای معیوب ایجاد میکند که در آن روایت تاریخی مردانه، به مثابهی سندی برای اثبات برتری ذاتی آنان به کار گرفته میشود؛ چرخهای که در آن غیبت زنان، شاهدی بر عدم صلاحیت آنان تفسیر میشود و در نتیجه، غیبت زنان به امری طبیعی تبدیل میشود.⏺️اما زنان هرگز غایب نبودهاند؛ بلکه بهطور نظاممند از حافظهی تاریخنگاری علم پاک شدهاند. مأموریت ما امروز، بازگرداندن این کنشگران به متن تاریخ و اصلاح روایت ناقصی است که مدتهاست به ما تحمیل شده است.#زنان_علم#تاریخ_زنان▫️herstory-feminism ✈️@Zane_Ruz_Channel
جامعهشناسی زن روز pinned a photo
📼 Bayatı Şiraz tasnifi 🎤باصدای: #نگار_فرجی#آهنگ_شب#موسیقی_زنان#صدای_زن❤️ @Zane_Ruz_Channel
