اینروزها مدام شیفت میشم به زنانگی تمااام ...همین یک ساعت پیش، از یه پا مرد بودن سریع دراومدم! نشستم…
انتشار: 2026/07/15 13:44 UTC
اینروزها مدام شیفت میشم به زنانگی تمااام ...همین یک ساعت پیش، از یه پا مرد بودن سریع دراومدم! نشستم کنار گلهام یه چای زنونه بنوشم...اشکالی نداره که دو ساعت پیش ، وسط شلوغی خیابون ابن سینا ، توی ایستگاه اتوبوس، ماشین فرمون بریده بود و فلشر زده بودم و منتظر جرثقیل امداد خودرو بودم...و تندتند از همه رانندههای عصبانی اتوبوس واحد عذرخواهی می کردم...اشکالی نداره. اونها همه تکه هایی از زیست من بودند .حالا که عطر آش رشتهام پیچیده توی خونه ، دیگه بوی روغن ماشین تعمیرگاه حر عاملی رو یادم میره دیگه !! یک چایی ریختم .کنار گلهام نشستم. لاک تازه ای رو که هدیه دوستی بود زدم به ناخن هام . به رنگ دامنم میومد ! و دارم از زنبودنم لذت میبرم !محبوبه احمدی╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮ @zaneh_emroozi╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯



