میدانید؛ گاهی در جمع های زنانه یا حتی بدون جمعهای زنانه، در خلوت زنانه مان، _مردها را نمیدانم_ م…
انتشار: 2026/08/18 07:33 UTCدریافت: 2026/08/19 19:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 19:50 UTC
میدانید؛ گاهی در جمع های زنانه یا حتی بدون جمعهای زنانه، در خلوت زنانه مان، _مردها را نمیدانم_ ممکن است فکر کنیم که اینهمه بشور و بروب و زحمت بکش که چی؟! دریغ از یک قدردانی خشک و خالی! کیه که قدردانی باشه.میدانید؟ بنظرم همهچیز بستگی دارد که ماجرا را برای خودمان چطور بگوییم. «گاه کاری که روایت کردن ماجرا با آدم میکند، خودِ ماجرا نمیکند.»این را بخوانیم:+گاهی بزرگترین زندانی که در آن زندگی میکنیم، یک اتفاق یا یک شخص نیست؛ بلکه داستانی است که بارها و بارها در ذهنمان تکرار میکنیم.وقتی هویت خود را بر پایهی «قربانی بودن» میسازیم، ذهن شروع میکند به پیدا کردن شواهدی که این باور را تأیید کند. کمکم دنیا ناعادلانهتر به نظر میرسد، آدمها تهدیدکنندهتر میشوند و زندگی انگار مدام علیه ماست.اما لحظهای که از خودمان بپرسیم: «من در خلق این تجربه چه سهمی دارم؟» قدرت دوباره به ما برمیگردد. این سؤال برای سرزنش خود نیست؛ برای بازپس گرفتن اختیار است.قربانی بودن، قدرت را به بیرون از خودمان میدهد و آگاهی، قدرت را به درونمان بازمیگرداند.حقیقتش منهم بارها دچار همین فکر میشوم که چقدر طفلکیام منی که تمام عمر شستم و پختم و ... اما وقتی درست نگاه میکنم به خودم آفرین میگویم و خودم را بارها میبوسم.محبوبه احمدی╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮ @zaneh_emroozi╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯


