دیگ مُردروزی ملا نصرالدین یک قابلمه بزرگ از همسایهاش قرض کرد و روز بعد یک قابلمه کوچکتر در داخل قا…
انتشار: 2026/08/02 16:03 UTCدریافت: 2026/08/05 16:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:27 UTC
دیگ مُردروزی ملا نصرالدین یک قابلمه بزرگ از همسایهاش قرض کرد و روز بعد یک قابلمه کوچکتر در داخل قابلمه بزرگ گذاشت و نزد او برد. همسایه گفت: ملا این قابلمه کوچک چیست؟ملا گفت: قابلمه شما دیشب وضع حمل کرد و این قابلمه کوچک را زایید. همسایه در دلش خندید که عجب ابلهی است، نمیداند که قابلمه نمیزاید، ولی به ملا گفت: بهبه، چه خوب، من نمیدانستم قابلمهمان حامله است. ملا تشکر کرد و رفت. چندی بعد باز ملا آمد و قابلمه بزرگی قرض کرد اما برخلاف دفعه قبل دیگر قابلمه را پس نیاورد.چند روز گذشت، همسایه آمد سراغ قابلمه را گرفت. ملا گفت: این بار قابلمهتان سر زا رفت. همسایه گفت: قابلمه که نمیمیرد.ملا گفت: قابلمهای که زایمان میکند، گاهی هم ممکن است سر زا برود!😀استودیو برادران نیتی👇تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب واتساپ | لینکدین | آپارات


