بزرگسالی به آدم «پذیرش» رو یاد میده. اینطور که مثلاً میبینی تو این بازهی زمانی سخت، هیچکس و کنارت نداری ولی مثل قبلترها، خون گریه نمیکنی واسه این تنها بودن ه. پذیرفتی که زندگی و سطح روابط همینه که هست، و خودت پا میشی خودتو نجات میدی."ذهن کپک زده من...ッ"
تو بمون برام از خوشبختیت بگو این زندگی یکبار بود و در خاورمیانه ازبین رفت مسائل عاشقانه جدیتی در مقابلِ آسیبی که جامعه به شما میزنه نداره من دلگیرم از اتفاقات از هزاران چیز امید که حال همه خوب باشه و رنگ به زندگیامون بیاد "ذهن کپک زده من...ッ"