🔴 با چالش چهارماهه، از نقطه صفر زندگیم بلند شدم، رابطهم با همسرم خیلی تغییر کرد و بهتر شد، درآمد ا…
انتشار: 2026/07/26 06:46 UTC
🔴 با چالش چهارماهه، از نقطه صفر زندگیم بلند شدم، رابطهم با همسرم خیلی تغییر کرد و بهتر شد، درآمد ایشون خیلی بیشتر شد و چند برابر شد.. از زیرزمین خونه مادرم به خونه حیاطداری که دوست داشتم نقل مکان کردیم.. کار حقیقیم رو پیدا کردم، تونستم ۶ کیلو وزنم رو کم کنم🔺ورق زندگیم از روزی که با شما آشنا شدم برگشت.. نقطه صفر بودم.. طبقه پایین خونه مادرم با شوهری که اصلا رفتارش خوب نبود زندگی میکردم..🔺دوره جذابیت واقعا بهم جذابیت میداد.. دلم میخواست از این خونه که پر از منت بود خارج بشم.. روی دوره عزت نفس هم کار میکردم.. یک خونه خیلی عالی جایی که همیشه دوست داشتم تونستیم پیدا کنیم و بعد یک ماه قرارداد بستیم.. تونستم یک زندگی سالم داشته باشم، ۶ کیلو وزن کم کردم و سبک زندگیم سالم شده.. نشخوار فکری ندارم..جزیره گنج عالی بود به خدا وصل شدم و راه زندگیم عوض شد..🔺من توی کار زیبایی بودم ولی به طرز عجیبی بیکار شدم به دلیل اضطراب دخترم.. بعد از یک سال و نیم دنبال کار حقیقیم بودم و مسیر زندگیم عوض شد، نویسندگی و دوبلوری رو شروع کردم، پیج زدم و خبر نداشتم چنین استعدادی دارم و اینو با کار حقیقی و فراوانی مطلق پیدا کردم..🔺رابطهم با همسرم عوض شد و خیلی بهتر شد.. حقوقش بالا رفت و چند برابر شد.. هرچی من روی خودم کار میکردم وضع مالی همسرم و پدر و مادرم بیشتر میشد..🔺زندگی سالم برام مثل بهشت میمونه.. شما رو مثل یک مادر میبینم.. 🔺حسم به خودم خوب شده برای خودم هزینه میکنم.. خونه حیاطدار میخواستم و طبقهای که رو به حیاط بود خالی شد و ما به این طبقه اومدیم..🔺دوره مرد من روگرفتم.. متوجه شدم نظام ارزشی خانواده ما غریبنوازی و برای دیگران زندگی کردن بود.. پدرم دو تا کار داشت ولی به لباس و ظاهر ما اهمیت نمیدادن و همه چیز برای دیگران بود.. پدرم از بچگی بهم میگفت تو ناخواستهای، سرخوری و... دیدم من هیچ نظام ارزشی ندارم و همش نگران فکر مردمم و به فکر راضی کردن دیگران .. دارم سعی میکنم دیگه اینطوری نباشم..الان همسرم هم نمیتونه به بقیه نه بگه و جسارتشو نداره مثل پدرم که ما رو قربانی بقیه میکرد و فهمیدم این همون مشکلیه که پدرم داشت و با فهمیدن این موضوع امیدوارم این مساله رو حل کنم


