روز زنجان؛شهرداری در حاشیه، اشراق در سکوت، زنجان در گمنامی#سعید مالکیهشتم مرداد، روز زنجان، گذشت و…
انتشار: 2026/07/30 20:09 UTCدریافت: 2026/08/15 00:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:54 UTC
روز زنجان؛شهرداری در حاشیه، اشراق در سکوت، زنجان در گمنامی#سعید مالکیهشتم مرداد، روز زنجان، گذشت و تمام شد؛ همانطور که هزاران روز دیگر گذشت. نه خبری بود، نه نشانی، نه تصویری، نه صدایی. نه المانی بر سردرِ شهرداری یا میدانهای پرتردد شهر نصب شد، نه طرحی بر دیوارها نقش بست، نه برنامهای برای مردم تدارک دیده شد. تنها یادگار این روز، چند پیامک بیروح از ایرانسل و همراه اول بود که به رسم تبلیغات، نوشتند "روز زنجان مبارک"! گویی این روز، تنها برای پر کردن خطهای تبلیغاتی اپراتورها خلق شده است.جالب اینجاست که شهرداری زنجان، متولی اصلی فضای شهری، در روزی که به نام شهرش نامگذاری شده، نه تنها برنامهای نداشت، که انگار اصلاً خبر نداشت چنین روزی وجود دارد. این نهاد، روز خودش را به حاشیه برد و از آن عبور کرد؛ گویی «زنجان» برایش یک اسم بیمعنا در تقویم است، نه هویتی که باید در خیابانها، میدانها و ذهن مردم نقش ببندد.امیدوارم این بیاعتنایی، یک اشتباه سهوی باشد، نه یک رویهی سیستمی. اما فراموش نکردهایم که روز کارگر را هم شهرداری نادیده گرفت و کارگرانش را در مراسم بزرگداشت خودشان ندید. گویا شهرداری فقط می تواند جلسه بگذارد و قرارداد ببندد؛ اما نمی تواند یک روز را به مردم هدیه کند، یک المان نصب کند، یک پیام بدهد. گویا هر روزی که نامش برای شهر مهم است، برای شهرداری زنجان یک روزِ معمولیِ اداری است؛ لبریز از بخشنامه، جلسه و بیتفاوتی.اما رفتار شبکهی استانی اشراق، از بیتفاوتی شهرداری هم تاسفبارتر است. رسانهای که وظیفهی ذاتی آن بازتاب فرهنگ، تاریخ و هویت زنجان است، در روزی که سراسر هویت و فرهنگ است، خاموش میماند. نه ویژهبرنامهای، نه گزارشی، نه گفتگویی، نه حتی یک تیزر ساده برای یادآوری این روز به مردم.مگر شبکهای که صدها دقیقه وقت دارد، نمیتواند نیمساعت برای مفاخر خودش وقت بگذارد؟ مگر رسانهای که ادعای "انعکاس دستاوردها" را دارد، نمیتواند یک رویداد هویتی را هم پوشش دهد؟به نظر می رسد این سکوت، نه از سر کمبود وقت که از سر بیاعتنایی و بیبرنامگی است. مدیرانی که وظیفه دارند هویت استان را به تصویر بکشند، تبدیل به اولین کسانی میشوند که این هویت را فراموش کردهاند و بدتر از آن، در روزهای منتهی به ۸ مرداد هم هیچ تلاشی برای آمادهسازی اذهان عمومی صورت نگرفت. گویی "روز زنجان" برای مدیران شبکهی اشراق، یک روز تقویمیِ بیاهمیت است؛ همانطور که برای شهرداری.و اگر کسی بپرسد مگر در این روز هیچ برنامهای برگزار نشد؟ پاسخ تلخ است: چرا، شد. اما تنها در دو نقطهی محدود و بیصدایِ سالن اجتماعات مهرانه در مرکز استان و شهر سهرورد؛ آن هم با همت ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان. برنامههایی که شاید از نظر شکلی برگزار شد، اما هیچ بازتابی در رسانههای فراگیر و تأثیرگذار نداشت. این دو برنامه، همچون مراسمی در خلأ، برگزار و تمام شد؛ بیآنکه صدایش به گوش مردمی برسد که قرار بود این روز برای آنها باشد. گویی این برنامهها را نه برای مردم، که برای خودِ برگزارکنندگان برگزار کردند.این روز، برخلاف نامش، هیچ اثری در شهر، در ذهن مردم، در خیابانها، در آنتن تلویزیون و در دل کسانی که باید متولی آن باشند، برجای نگذاشت. شهرداری با مشغول شدن به امور روزمره، این روز را به یک نام بیاعتبار بر روی کاغذ تبدیل کرد و شبکهی اشراق نیز با سکوت و بیتفاوتی خود، فرصت بازنمایی هویت استان را یکبار دیگر نابود کرد. ادارهی فرهنگ و ارشاد هم هرچند تلاش کرد، اما در سکوت رسانهها، زحمتش به گوش کسی نرسید و در نهایت، این روز بینتیجه ماند.نتیجه؟ روز زنجان، به جای آنکه مردم را به هویتشان پیوند بزند، تنها یادآور این حقیقت تلخ شد که متولیان فرهنگ و مدیریت شهری، یا به این روز اعتقادی ندارند یا اصلاً نمیدانند با آن چه کنند و سؤال پایانی که پاسخش را همه میدانیم: اگر این روز برای هیچکس مهم نیست، چرا در تقویم گذاشتهاند؟ برای پیامکهای تبلیغاتی؟ برای یک خط خبر در گوشهی آنتن؟ یا برای اینکه خودمان را گول بزنیم که روزی به نامِ ما وجود دارد، بیآنکه اثری از ما در آن باشد؟ در یک کلام؛ زنجان، در روز خودش، هیچکس را ندید و هیچکس، زنجان را ندید.به قلم سعید مالکی#تریبون_زنجان
