روایت مقاتل:کاروان اهل بیت امام حسین شب را به صبح گذرانده بودن و حال اینک به دروازه شهر شام رسیده ب…
انتشار: 2026/07/11 00:04 UTC
روایت مقاتل:کاروان اهل بیت امام حسین شب را به صبح گذرانده بودن و حال اینک به دروازه شهر شام رسیده بودند اهل بیت را کنار دروازه شهر سه روز متوقف نمودند و آنها را جلوی در نگه داشتند تا شهر را بیارایند و با هر زیور و زینتی که در دست بود کل شهر را اراییدن و اماده ی آمدن اسرا کردند که کسی چنان ندیده بود قریب پانصد هزار مرد و زن با دف و امیران ایشان با طبل و بوق و دهل بیرون آمدند و چند هزار مرد و زن پیر و جوان رقص کنان با دف و چنگ استقبال کردند...و اهالی شهر دست و پا خضاب کرده سرمه در چشم کشیدن و لباس های فاخر پوشیدندر این میان بود که ام کلثوم به شمرفرمود:بر تو حاجتی دارم شمر گفت:آن حاجت چیست ؟ام کلثوم فرمود :ما را از دروازه ای وارد کنید که تماشاگر کمتر باشد و بگویید این سرها را از میان کجاوه های ما بیرون برند و از ما دور کنند که مردم برای دیدن سرها مشغول شوند و ما را نبینند چون برای ما این ذلت است..شمر ملعون از عناد و کفری که داشت در پاسخ ام کلثوم دستور داد ..سرها را بر فراز نیزه ها بزند و میان کجاوه هاتقسیم کنند و با این حال آنان را در میان تماشاگران بگردانند...وقتی دروازه ساعت شهر شام را باز کردند ماموران شمر شمشیرهای خود را برهنه کردند نیزه های خود را استوار نمودند و دور اهل بیت و اسرا را احاطه کردنبه آنها حمله می کردند کعب نیزه (( کعب نیزه قسمتی از نیزه است که کعب نی محکم تر و کمتر شکننده است اگر برای ضربه زدن از قسمت گره آن استفاده شود که کعب نی نام دارد، بسیار دردناک تر است یا، دقیق تر بگوییم، دردناک ترین ضربه را می زند))بر آنها می زدند و در میان بازار شام میگردادندآنها را میان جمعیت اهل شام نگه داشتند تا اهل تنبور و مزمار ( کمانچه) حاضر شوند پس شادی کرده دف و طنبور می زنند...سرهای شه/دا را در میان زنان و اطفال حرم تقسیم کردن سر امام حسین حضرت ابوالفضل را در مقابل کجاوه حضرت زینب و ام کلثوم قرار دادن..سر علی اکبر و قاسم بن حسن را در برابر کجاوه سکینه و حضرت رقیه قرار دادندو با سرها بازی می کردند و چه بسیار بود که سرها بر روی زمین می افتاد و دست و پای اسبان بر روی آنها می رفتند.....

