چون عشق به حد کمال نرسیده باشد از دید معشوق' نیستی و خجلتی بود... عاشق را روا بود که دید چون به خود…
انتشار: 2026/07/29 12:10 UTC
چون عشق به حد کمال نرسیده باشد از دید معشوق' نیستی و خجلتی بود... عاشق را روا بود که دید چون به خود در عشق فتوری(سستی) ظاهر شود در این حال ارتکاب اخطار(سختی ها) مهلک بود زیرا آن خطر به قوت عشق ارتکاب توان کرد...،، از صادق القولی شنیدم که عاشقی در بحران عشق هر شب از رود هند بگذشتی به سباحت(شناکردن) در عین زمستان... در شبی به محبوب قریبتر شد خالی بر روی او بدید گفت: «این خال از کی بر روی تو بازدید آمده است؟» گفت: «این مرا مادرزاد است، اما در نظر تو اکنون آمده است باید که در این شب آن خطر ارتکاب اختیار نکنی که میبینم قوت عشق تو فتوری(سست شدن)گرفت. عاشق آن نصیحت نشنید در آب به سرما هلاک شد زیرا که با خود آمده بود که نظرش بر خال افتاد و این سری عظیم است. در مغلوبی جور و ستم معشوق داد نماید.در عشق زدرد جان و از سوزش دلاز خوبیت ای نگار آگاه نیملوایح جناب عین القضات همدانی🌴🌴🎋@zugemastan

