چشمهایت نهایت مستی، جرعه جرعه شراب شیراز است بیت بیتش لطیف و ویرانگر، حال خوب سه تار و آواز است پشت…
انتشار: 2026/08/22 05:46 UTCدریافت: 2026/08/22 09:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 09:41 UTC
چشمهایت نهایت مستی، جرعه جرعه شراب شیراز است بیت بیتش لطیف و ویرانگر، حال خوب سه تار و آواز است پشت پلک تو جملگی جمعند، صائب و سعد و سعدی و سهراب طالب از آمل آمده هند و در شب موی تو غزلساز است شکل مشروطه خواه تنهایی است، پای زخم اتابک تهران ایستاده میان استبداد، سروی از بیخ و بن سرافراز است گاه مثل زمانه ساکت و سرد، گاه سبز است و گاه پرامید گاهی اما سدید وسوزنده، مثل خرماپزان اهواز است بوسه ات اعتراض زیبایی است در کویر خلوص و یکرنگی از برون فتنه ساز و شهرآشوب، از درون خانمان برانداز است ابروانت مقیم ترکستان، گونه هایت نجابت ایران حَد بزن جرأت مرا بانو، طبع رندم کمی نظرباز است زندگی بی تو مثل شطرنجی است زیر آوار سهمگین شکست شاهی و پشت قلعه حسنت، این دل ساده مات سرباز است زیر گوشم دوباره زمزمه کن، چامه های لطیف و زیبا را من خمار چکامه های تو ام، بس که آواز دلکشت ناز است با جهانم بساز بانو جان، با تب جانگداز این ایام مرهم زخم روزگاری تو، خنده ات انتهای اعجاز است عشق یعنی همین حکایت ها، مستی شاعرانگی هایت خیس باران عشق تو بودن، شرحه شرحه بغل بغل راز است خوش به حال من و غزلهایم، سر سبز و زبان گلگونم دلبری کن دوباره بانو جان، تازه آغاز فصل پرواز استرضا هومند@zugemastan

