.قایقی خواهم ساختخواهم انداخت به آبدور خواهمشد از این خاک غریبکه در آن هیچکسی نیست که دربیشه عشقق…
انتشار: 2026/08/19 07:48 UTCدریافت: 2026/08/19 19:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 19:25 UTC
.قایقی خواهم ساختخواهم انداخت به آبدور خواهمشد از این خاک غریبکه در آن هیچکسی نیست که دربیشه عشققهرمانان را بیدار کندقایق از تور تهیو دل از آرزوی مرواریدهمچنان خواهمراندنه به آبیها دلخواهمبستنه به دریا پریانی که سر از آب بدرمیآرندو در آن تابش تنهایی ماهیگیرانمیفشانند فسون از سر گیسوهاشانهمچنان خواهمراندهمچنان خواهمخوانددور باید شد دورمرد آن شهر اساطیر نداشتزن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبودهیچ آینه تالاری سرخوشیها را تکرار نکردچاله آبی حتی مشعلی را ننموددور باید شد دورشب سرودش را خواندنوبت پنجره هاستهمچنان خواهم خواندهمچنان خواهم راندپشت دریاها شهری استکه در آن پنجرهها رو به تجلی باز استبامها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری مینگرنددست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی استمردم شهر به یک چینه چنان مینگرندکه به یک شعله به یک خواب لطیفخاک موسیقی احساس ترا میشنودو صدای پر مرغان اساطیر میآید در بادپشت دریاها شهری استکه در آن وسعت خورشید به اندازهی چشمان سحرخیزان استشاعران وارث آب و خرد و روشنیاندپشت دریاها شهری استقایقی باید ساختسهراب @aavaymehr
