✍خشکسالی واقعیت است،کمبود آب با تدبیر امکان پذیر. پیشنهاد یکی از فعالان اجتماعی با موضوع ذخیره سازی…
انتشار: 2026/07/15 10:12 UTC
✍خشکسالی واقعیت است،کمبود آب با تدبیر امکان پذیر. پیشنهاد یکی از فعالان اجتماعی با موضوع ذخیره سازی آب 🔹ایده «صد حوض»؛ راهکاری مردمی برای مقابله با خشکسالی 🔸خشکسالیهای پیاپی، کاهش منابع آب زیرزمینی و افت بارندگی، ضرورت بهرهگیری از روشهای نوآورانه و در…دیدگاه شهروندیمسئله آب و تغییرات سیاسی،اجتماعیآب به عنوان مهمترین منبع زیستی بشر همواره در طول تاریخ تمدن مسئله بوده و هست. میزان و کيفيت آب برای حفظ و امنیت جوامع بشری نقش داشته و بر تصمیمات سیاسی و رفتار آنها با جوامع دیگر اثر گذار بوده است. بطوری که در مناطق برخوردار از جمله ناحیه خزری ایران و قارهای چون اروپا که منابع آب فراوان تر و قابل دسترس تر بوده مسئله آب کمتر به بحران سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. بر عکس در مناطق داخلی فلات ایران و خاورمیانه که بر روی کمربند خشک و بيابانی جهان واقع است. مسئله آب نه تنها بر روی تحولات سیاسی اجتماعی اثر گذاشته بلکه از آن تاثیر نیز پذیرفته است. بنا پژوهش های تاریخی تمدنهایی مانند موهنجودارو در پاکستان، پالمیرا در اردن کنونی، جیرفت و شهرسوخته در فلات ایران، که روزگاری سرآمد و پیشرفته ترین در نوع خود در سطح جهان بوده اند.به علت تغییرات اقلیمی و خشکیدن منابع آب منقرض و از ببن رفتند. این واقعه در طول یکسال و دوسال بوقوع نپیوسته، بلکه در فرآیند چند نسلی شکل گرفته است. شوربختانه همان واقعه، هم کنون در کل فلات ایران بویژه مناطق داخلی آن در حال وقوع است.اما چرا واقعه اضمحلال تمدنهای جیرفت و شهرسوخته از دوران باستان تا کنون در ایران تکرار و ادامه نيافت.به نظر می رسد که پاسخ در نحوه اداره امور جامعه و سیاست ورزی حکام بوده، هست و خواهد بود. در دوران باستان حکومت های ایران در عصر هخامنشی، اشکانی و ساسانی به صورت امپراتوری در قالب اقالیم یا ساتراپ های جداگانه اداره می شده، حاکمان هر اقلیم بنا به مقتضیات و ظرفیت های طبیعی خود،سیاست های پیشرفت و توسعه، متناسب با منابع آب را اتخاذ می کردند.حکومت های پس از اسلام نیز تا شکلگیری، حکومت مقتدر مرکزگرا، یا پایان عهد قاجار،کمابیش سیاست بهرهبرداری از منابع آب را همچون عصر باستان ادامه دادند.نتیجه این سیاست احداث سد و کانال هایی بود که منابع آب سطحی را در داخل هر حوضه ذخیره و یا پخش می کرد و سبب انتقال آب از يک حوضه به حوضه دیگر نمی شد.در مورد آب های زیرزمینی نیز با استفاده از چشمه ها و حفر قنات که منطبق بر ظرفیت آب قابل تجدید سالیانه هر حوضه است.اقدام و فعالیت داشته اند.اما پس از آن به تقلید از دول ملی گرای اروپا که شرایط اقلیمی کاملا متفاوت با ایران داشتند و موفق به جهش و پیشرفت در زمینه تولید محصولات کشاورزی به کمک تکنولوژی نوین و حفر چاه های عميق گردیده بودند. در فلات خشک و کم آب ایران نیز مبادرت به حفر بی رویه چاه در حوضه هایی که به هیچ وضع ظرفیت لازم و کافی آب را نداشت. مبادرت کردند. این وضع و شرایط ناگوار بویژه در چند دهه اخیر با سیاست خودکفایی و قطع وابستگی غدایی با دول بیگانه بشدت حاد و غیر قابل برگشت گردید و با گرمایش زمین و کاهش نزولات جوی دوصد چندان شده است.این روند بویژه در مناطق خشک فلات مرکزی منجر به حفر هزاران چاه مجاز و غیر مجاز که اغلب نیز با رانت نهادهای خصولتی حفر گردید.تعادل ورود و خروج آب از آبخوان ها را بشدت بر هم زد و کسری مخازن آب زیرزمینی را چنان بالا برد. که قريب به اتفاق دشتهای ایران با فرونشست زمین مواجه و فضای آبخوان ها را که به طور طبیعی میلیونها سال وقت لازم دارد تا تشکیل شود به نابودی کشانده است. هدف و منظور من از این نوشتار توصیه و تاکید به مردم و مسئولان شهرستان گناباد است. بیاید همانند نیاکانمان در عهد باستان یا ساکنان این خطه که با حفر عجيب ترین و عمیق ترین قنوات جهان بذر امید و زندگی را در این دشتهای خشک کاشتند.با آمایش سرزمین شهرستان گناباد، طلایه دار و پرچمدار حفظ آبخوان ها و قنوات مان گرديم قبل از آنکه کار از کار بگزرد و دیگر نتوان کاری کرد. تاکید می کنم نوشداروی بعد مرگ سهراب چه سود.✍✍م.نیکبخت به تاریخ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
