#دفاع_مقدسای سپهر کرم و جود و سخا یا عباسشاعر: حاج غلامرضا سازگار(میثم)میر نام آور یا ابوفاضلشاعر:…
انتشار: 2026/08/08 19:39 UTCدریافت: 2026/08/15 01:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:38 UTC
#دفاع_مقدسای سپهر کرم و جود و سخا یا عباسشاعر: حاج غلامرضا سازگار(میثم)میر نام آور یا ابوفاضلشاعر: عزیزالله فراهی کاشانی@ahangaransadegh
پستهای تلگرام — نوحه های حاج صادق آهنگران در جنگ تحمیلی
#محرم_1380آمد اما گوئیا جانش نبودغیر آه و ناله بر خوانش نبودحسینم وا حسینم وا حسینمگلی گم کرده ام می جویم او رابه هر گل می رسم می بویم او راشاعر: محمدجواد غفورزاده (شفق)رسیدم اینجا کنار باباکه بوسم از جان مزار باباانا القتیل العبراتزمان: اربعین حسینی 1380مکان: مسجد جوادالائمه ی اهواز@ahangaransadegh
#دفاع_مقدس گلبانگ رفتن می زند کاروان کربلاشاعر:#حاج_حبیب_الله_معلمی@ahangaransadegh
این کودک خسته - با بازوی بسته (2)بالله قسم دخت امام بن امام استای مردم کوفه صدقه به ما حرام استما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام استاین رأس حسین است - فخر عالمین است(2)فرزند علی نور دل خیرالامام استای مردم کوفه صدقه به ما حرام استما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام استاین ماه مدینه ست - والله سکینه ست (2)بر صورتش از داغ پدر اشک مدام استما گر چه اسیریم- بر خلق امیریم (2)از ماست که دین را شرف و قدر و مقام استای مردم کوفه صدقه به ما حرام استما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام استاین صورت نیلی- از ضربت سیلی (3)در چشم حسین بن علی ماه تمام استای غرق خون سر جدا یا اباعبداللهای کشته ی راه خدا یا اباعبداللهای سر جدای تشنه لب یا اباعبداللهوی حق پرست و حق طلب یا اباعبداللهای رهبر عالی عالی نسب یا اباعبداللهای رهنما و رهگشا یا اباعبداللهای آفتاب انقلاب یا اباعبداللهنوباوه ی ختمی مآب یا اباعبداللهنور دو چشم بوتراب یا اباعبداللهچشم و چراغ مرتضی یا اباعبداللهای چلچراغ فاطمه یا اباعبداللهوی سرو باغ فاطمه یا اباعبداللهچشم و چراغ فاطمه یا اباعبداللهپیوسته می جویم تو را یا اباعبداللهمن سائل کوی توأم یا اباعبداللهپیوسته دل سوی توأم یا اباعبداللهمشتاق و دلجوی توأم یا اباعبداللهبنما به ما لطف و عطا یا اباعبداللهقرآن بخوان قرآن بخوان یا اباعبداللهای شمع بزم جان من یا اباعبداللهقرآن بخوان قرآن بخوان یا اباعبداللهچشمت دهد دلداریم یا اباعبداللهبنگر به اشک جاریم یا اباعبداللهلب را گشا بر یاریم یا اباعبداللهای چلچراغ کاروان یا اباعبداللهای یوسف خاموش من یا اباعبداللهجایت بود آغوش من یا اباعبداللهصوتت رسد بر گوش من یا اباعبداللهای ماه پشت خون نهان یا اباعبداللهیا اباعبدالله یا اباعبداللهآنان که بر زهرا زدند یا اباعبداللهسیلی بر این گلها زدند یا اباعبداللهآتش به قلب ما زدند یا اباعبداللهای ماه پشت خون نهان یا اباعبداللهقرآن بخوان قرآن بخوان یا اباعبداللهاز حنجر ببریده ات یا اباعبداللهقرآن بخوان قرآن بخوان یا اباعبداللهیا اباعبدالله یا اباعبدالله یا اباعبداللهای شمع جان من یا اباعبداللهای قاری قرآن من یا اباعبداللهقرآن بخوان قرآن بخوان یا اباعبداللهبی تو خزان شد گلشنم یا اباعبداللهاز نی بیا بر دامنم یا اباعبداللهبوسه به رویت من زنم یا اباعبداللهای نازنین مهربانم یا اباعبداللهیا اباعبدالله یا اباعبداللهرأس حسین به نیزه هاآتش زدند به خیمه هااجرت با زهرا می خوام طول نکشه و خسته نباشی دستت بالا دست بالا دست بالا بلند با هم آخر مجلسه صدات به کربلا برسه وای وای وایای بی کفن حسین حسین حسینوای وای وایدور از وطن حسین حسین حسینوای وای وایصدپاره تن حسین حسین حسینوای وای وایعریان بدن حسین حسین حسینحسین حسین حسین حسینابالفضل ابالفضل ابالفضل ابالفضلمیر و سپهدار حسینعباس علمدار حسینعلمدار عباس استعلمدار عباس استگفتن یه توسلی هم به امام رضارضا غریب الغربارضا معین الضعفایابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسناینجا جای عاشقان مهدی در جوار آقا علی بن مهزیار دستت بالا دست بالا دست بالا دست بلند بگو یا مهدی یا مهذی یا مهدییابن الحسن یابن الحسنیابن الحسن یابن الحسن عجل علی ظهورکاعوذ بالله من الشیطان الرجیمعظم الله اجورکماجرتون با زهرا دست شما درد نکنه خدا ان شاءالله ذخیره ی آخرت بفرمایید.@ahangaransadegh
وعده ی ما کوفه ای نور دو عینخواب راحت کن خداحافظ حسین دلها رو ببریم دروازه ی کوفه.آخه گویا هنوز اسرا رو در کوفه دارن می گردونن.گویا اسیران پیغمبر تو کوفه ان.از اینجا قافله ی دل رو ببریم کوفه.ای وای ای وای اومدن وارد کوفه شون کنن.گفتن نه باید تمام شهرو خبردار کنیم. مردم رو خبردار کنیم.تبلیغات وسیعی رو در کوفه انجام دادن.باید یک شب اونا رو پشت دروازه ی کوفه نگه داریم تا کوفه رو آماده کنیم برا ورود کسانی که شکست خوردن.برا اسرای خارجی. ای وای ای وای ای وای یک شب اهل بیت پیغمبر رو دروازه ی کوفه نگه داشتن.در حالی که داغ فراوان دیدن.مسیر کربلا تا کوفه رو اومدن.تازیانه خورده ان.سیلی خورده ان..گرسنه. میگه اون شب دشمن غذا درست کردبوی غذا به مشام بچه های حسین می رسید در حالی که رقیه گرسنه خوابید. در حالی که سکینه گرسنه خوابید زنها و بچه ها گرسنه خوابیدند..صدای قهقهه ی دشمن میومد در حالی که صدای ناله ی بچه های حسین هم میومد .نیمه ی شبه. داغ حسین دیده ان.داغ عباس.علی اکبر.علی اصغر .قاسم زینب دو جگرگوشه اشو از دست داده دروازه ی کوفه ست شبه امام سجاد علیه السلام می فرماد صدای ناله ی عمه ام زینب در اون نیمه ی شب بلند شد.خدایا چه شده؟اومدم صحنه ی رو دیدم جگرم سوخت.دیدم عمه ام زینب داره نماز شب می خونه.داره با خدا حرف می زنه.گفت به خدا داره گریه میکنه ولی اون چیزی که جگر مرو می سوزونه این بود دیدم عمه ام زینب نماز شبشو داره نشسته می خونه.آخه دیگه زانوهاش قدرت نداره. زانوهاش توان نداره ولی باید نماز شبشو بخونه. باید قدرت بگیره .باید از خدا قدرت بگیره تا روز کوفه که دروازه ی کوفه باز شد چه جمعیتی بود؟چه غوغایی بود؟تا دیدن سرهای بریده به روی نیزه ها وارد کوفه شدن.تا مردم کوفه دیدن عده ای زن و بچه ی اسیر که جای تازیانه بر بدن های آنها نمایانه شروع کردن به کف زدن.هلهله کردن.غوغایی شد. همه ی مردم کوفه دارن می خندن.دارن کف می زنن.هلهله می کنن.که ناگهان صدای زینب بلند شد می خواد خطبه بخونه. در حالی میخواد خطبه بخونه که اونها رو میگن اسرای خارجین. در حالی میخواد حرف بزنه که سرهای بریده ی عزیزانش روی نیزه در مقابل دیدگانشن.خیلیه ها .این همه سرهای بریده ی عزیزانش روی نیزه ن.می خواد حرف بزنه.به گونه ای شمشیر زبانشو کشید که بین مردم کوفه ولوله افتاد این زن کیه؟چقدر صداش شبیه صدای علی مرتضاست. چقدر این زن شبیه علی مرتضی داره حرف میزنه؟و خطبه میخونه.گویا علی زنده شده.فریاد بلند شد یا اهل الکوفه ای مردم کوفه وای بر شما .شروع کرد به خطبه خوندن.خود رو معرفی کردن.ای وای ای وای ای وای آروم فهمیدن چه جنایتی رو مرتکب شدن.شروع کردند به گریه کردن.صدای زینب بلند شد مردم کوفه مردان شما عزیزان ما رو در کربلا کشتند شما دارید گریه می کنیدنفرینشون کرد.گفت اشک چشم شما خشک مباد می دونید چه جگری از پیغمبر رو سوزوندید. می دونید چه جگری از زهرا رو سوزوندید. می دونید چه کردید چنان خطبه خوند .تمام مردم کوفه ساکت. زینب حاکم بر تمام مردم کوفه.چه کرد اون ملعون گفت باید ساکتش کنیم. اینو علما میگن گفت چه کنیم گفت اون سر بریده رو نزدیک تر بیارید .سر بریده ی برادرو نزدیک بیارید ساکتش کنید.تا نزدیک آوردند مردم کوفه دیدند لحن زینب عوض شد دیگه با محبت داره حرف میزنه.دیگه با عاطفه داره حرف میزنه .دیگه با مردم کوفه حرف نمی زنه داره با جای دیگری حرف میزنه.آی شهید داده ها. اشاره داره میکنه به سر بریده ی برادر.هی میگه ای هلال یک شبه ی من. ای حسین من ای حسین من ای حسین من.خیلی دلم برات تنگ شده. حسین از روز عاشورا که خداحافظی کردی دیگه ندیدمت دیگه برام حرف نزدی حسین با من حرف بزن.خدایا جواب این عزاداران امام حسینو چی می خوای بدی یا علی بن مهزیار اینا اومدن امشب گدایی در خونه ت امشب عمه ات زینبو واسطه قرار دادند. هی صدا می زد ای هلال یک شبه ی من ای حسین من.حسین با من حرف بزن. هی حرف زد هی سخن گفت.جوابی نشنید. یه نگاهی کرد دید طفل حسینه. دختر حسینه. هی داره نگاه به سر بریده ی بابا میکنه. هی داره به سر بریده ی بابا که روی نیزه تکان می خوره داره جان از بدنش یرون میره.داره جان از بدن این دختر بیرون میره.خیلی سر بریده ی بابا روبروی دختری روی نیزه ای تکان بدن مردم اشاره کنن. صدا زد حسین اگر با خواهرت زینب حرف نمی زنی نزن ولی یه نگاهی به دخترت کن.از گوشه ی چشمت یه نگاهی به دخترت کن .ببین داره می میره.کلامی با او حرف بزن.حسین حسین.هر کی مریض داره حالا حاجت بگیره ها هر کی گره به کارش افتاده حاجت بگیره ها.چه شد اونقدر این سنگدلا دلاشون نرم شد که اومدن شروع کردن خرما نون پرتاب می کردن به عنوان صدقهباز فریادش بلند شد ای مردم کوفه صدقه بر ما حرامه.ما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام است
السلام علی الحسینوعلی علی بن الحسینو علی اولاد الحسینو علی اصحاب الحسینآفتاب ای آفتاب ای آفتابسر فرو بر در افق دیگر متابای زمین ای آسمان نابود شوای چراغ آفرینش دود شودوش تا پایان عمر شب رسیدجان زینب بارها بر لب رسیدبود دیشب با دلی افروختهپاسدار خیمه های سوختهبارها روح از تنش پرواز کردصبح خود را بی حسین آغاز کرداین مال شب یازدهم و روز یازدهمه ها تا ماجرای کوفه بارها روح از تنش پرواز کردصبح خود را بی حسین آغاز کردخارها بود و گل یاسش نبودخیل دشمن بود و عباسش نبودآفتابش چاک چاک افتاده بودماه لیلا روی خاک افتاده بودخیمه بی عباس و دشمن در کمینیا علی تنهائی زینب ببینآل عصمت لرزه بر اندامشانمنتظر تا چون شود انجامشانناگهان برخواست از مقتل خروشداغداران را ندا آمد به گوشکی عزیزان اول رنج و بلاستکربلا آغاز راه کربلاستکوچ از بهر اسارت بی درنگپیش با زینب به استقبال سنگگام اول تا قدم برداشتندرو به سوی قتلگه بگذاشتنددیده بر آن جسم خونین دوختندسوختند و سوختند و سوختندهر دلی صد کربلا هنگامه داشتهر لبی نوعی زیارت نامه داشتچشم ها بر جسم ثارالله بودحنجر خونین زیارتگاه بودطایران سوخته، پر می زدندبوسه بر آن جسم بی سر می زدندزینب آمد سنگ ها را زد کنارباغ گل را کرد پیدا زیر خاردید زینب آن صحیفه دیدنی ستآیه هایش یک به یک بوسیدنی ستخواست بوسد، جای بوسیدن نداشتلعل لب بر حنجر خونین گذاشتمی خوام مجسم کنیوه چه زیبا بود در آن سرزمینبلبل و گل را وداع آخرینداره بوسه میزنه ندایی از رگهای بریده بلند شد. زبانحال برات میگمکی شکسته بال و پر بلبل بیاای ز دستت رفته باغ گل بیا(زینب) این قدر گیسو ز خون گلگون مکندختر زهرا دلم را خون مکن (یا زهرا)مریض دارا کجا دادن گریه می کنن.دردمندا کجا دارن اشک می ریزندختر زهرا دلم را خون مکن (یا زهرا)تو امیرالمؤمنین را دختریبلکه بر کل مصائب مادریتو که خود داغ پیمبر دیده ایبازوی مجروح مادر دیده ایصبر تو میراث صبر مادر استبلکه این میراث از پیغمبر استمظهر صبر الهی زینبمتو هنوز آغاز راهی زینبمخطبه هایت را در آن جوش و خروشمن سر نی می دهم در کوفه گوشتو چهل منزل کنی با من سفراز کنار قتلگه تا طشت زرچه کرد زینب.اومد کنار بدن بی سررو به قبله بر سر زانو نشست.جای شهدا خالی.یادشون کنیمرو به قبله بر سر زانو نشست.زیر آن قرآن خونین برد دستبا خدا گردید سرگرم سخنکای خداوند کریم ذوالمننمنتی بگذار بر آل رسولکن ز ما قربانی ما را قبوللب گشود و عقده ی دل باز کردبا حسینش راز دل آغاز کردکای زدور خورد سالی یاورم (حسین)یاد داری در کنار مادرمماه رخسارت ز من دل می ربودتا برد خوابم نگاهم بر تو بودیاد داری شامگاهی با حسنراه پیمودی د دوشادوش منغافل از خواهر نگردیدی دمیغیرت مندا کجا نشستنغافل از خواهر نگردیدی دمیتا نباشد گرد من نامحرمی(حالا نگاه کن)نیست عباس و علی اکبرت (یا زهرا)بین دشمن مانده تنها خواهرتلطف خود را باز یارم کن حسین محملا آماده ی حرکتنلطف خود را باز یارم کن حسین خیز از جا و سوارم کن حسین(حسین) من در این وادی چو پا بگذاشتمهیجده محرم به گردم داشتمای شتربانان مرا یاری کنیدناقه ها بر غربتم زاری کنیدشلاق ها بالا می رفت .تازیانه ها بالا می رفتداغ بینی، داغداران را مزنپیش چشم یار، یاران را مزن(ساربان) نیست از این کاروان دل خسته تربرا چی داری بچه ها رو تازیانه میزنینیست از این کاروان دل خسته ترساربانا لحظه ای آهسته تریه نگاهی کرد به بدن قطعه قطعه شده (حسین) تو بمان من سوی کوفه راهی امخاطرت آسوده ثاراللهی ام(حسین) من چو تو پرورده ی این مکتبمشیر دخت شیر حقم، زینبم(حسین) پیکر من خسته، جانم خسته نیستدست من بسته دهانم بسته نیستآماده ی بگمآنچه را اجرا کنم قانون توستآن که دستور از تو می گیرد منمسر به محمل بشکنم یا نشکنمامام زمان.در کنار یکی از یاران صدیقت داریم برا جد غریبت گریه می کنیم. برا عمه ات زینب داریم اشک می ریزیم.امشب نظری به این محفل کنبیت آخر و عرض دعای منوعده ی ما کوفه ای نور دو عین(حسین)
آفتاب ای آفتاب ای آفتابسر فرو بر در افق دیگر متابما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام استای غرق خون سر جدایا اباعبداللهسال اجرا:1385مکان:حرم مطهر علی بن مهزیار اهواز@ahangaransadegh