🚩🏴 دهگانهٔ محرم 8️⃣ گفتگوها و مذاکرات در رخداد عاشورا یکی از جنبههای مهم جنگها که معمولاً چندان…
انتشار: 2026/06/25 18:30 UTC
🚩🏴 دهگانهٔ محرم 8️⃣ گفتگوها و مذاکرات در رخداد عاشورا یکی از جنبههای مهم جنگها که معمولاً چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، گفتگوهای طرفهای درگیر، پیش از جنگ، هنگام آن و پس از پایان جنگ است. رخداد عاشورا نیز مشمول همین حکم است. زیرا پیش از این جنگ، چندین بار در مدینه و عراق میان امام حسین بن علی(ع) و کارگزاران دولت اموی تماسهایی برقرار شد و گفتگوهایی صورت گرفت. ۱. گفتگو با فرماندار مدینهخبر مرگ معاویه که در اواخر رجب سال ۶۰ هجری به مدینه رسید، فرماندار شهر ولید بن عتبة بن ابیسفیان، حسین بن علی(ع) را خواست و با او به گفتگو نشست؛ امام اعلام کرد با یزید بیعت نخواهد کرد، ولی در تدبیری هوشمندانه، از فرماندار خواست تا روز یا روزهای بعد صبر کند. فرماندار پذیرفت و امام توانست از این گفتگو، زمانی برای اقدام مناسب به دست آورد و همان شب یا شب بعد، از مدینه بهسوی مکه بیرون رفت. ۲. گفتگو با حُر بن یزید در نزدیکی کوفهامام حسین(ع) در مسیر عراق و در نزدیکی کوفه با دستهٔ نظامی حُر بن یزید روبهرو شد که مأموریت داشت کاروان ایشان را متوقف کند. دو طرف چند نوبت گفتگو کردند و سرانجام حُر پذیرفت در مسیری دیگر به حرکت درآیند تا او از عبیدالله بن زیاد کسب تکلیف کند. بر این اساس میتوان گفت: مذاکره امام و حُر تا اندازهای نتیجهبخش بود و امام توانست با این گفتگو، انجام دستور عبیدالله توسط حُر را به تأخیر بیندازد. ورود حسین(ع) و حُر به کربلا در روز دوم محرم سال ۶۱ هجری رخ داد. فردای آن روز عمر بن سعد همراه سپاهی به کربلا آمد. از اینجا بهبعد فرماندهی سپاه کوفه را عمر بن سعد بر عهده گرفت و گفتگوهایی که از این پس رخ داد، میان امام و او بود. ۳. گفتگو با عمر بن سعدعمر بن سعد جنگ با امام را خوش نداشت. این عدم رضایت و نیز قُرشیبودن و خویشاوندی دور او با امام، زمینهٔ مناسبی برای مذاکرات دو طرف فراهم کرد. پس فرستادگانی میان آنان رفتوآمد کردند و سرانجام آن دو با هم به گفتگو نشستند. امام پیشنهادهایی را مطرح کرد و عمر بن سعد این پیشنهادها را در نامهای نوشت و نزد عبیدالله بن زیاد فرماندار کوفه فرستاد. جالب اینکه تا روز هفتم مُحرّم که پاسخ منفی عبیداللّه بن زیاد توسط شمر رسید، امام حسین و عمر بن سعد - سه یا چهار بار - دیدارهایی کردند و گفتگوهایی انجام دادند؛ آن هم شبانه. پس از رسیدن شمر هم عمر بن سعد کسی را نزد امام فرستاد و به او پیشنهاد تسلیم داد، ولی امام گفت که هرگز تسلیم عبیداللّه نخواهد شد. روز نهم محرم با رسیدن نامهٔ تند عبیدالله بن زیاد، لشکر کوفه عزم جنگ کرد، اما امام برادرش عباس بن علی(ع) را فرستاد و پیشنهاد کرد که جنگ تا صبح فردا رخ ندهد. عمر بن سعد نیز بهرغم عدم تمایل، این پیشنهاد را پذیرفت.نخستین ساعات صبح عاشورا نیز به گفتگو و آوردن و بردن پیغامهایی سپری شد که هیچیک به نتیجهای نرسید. قیس بن اشعث کوشید امام را به تسلیمشدن به حکم عبیداللّه بن زیاد وادارد، اما امام در پاسخ او سخن نهایی خود را گفت که نشاندهندهٔ بنبست بود: «واللّهِ لا اَعطی بِیدی اِعطاءَ الذّلیل و لا اَفرُّ فرار العَبید». (به خدا سوگند نه مثل انسانهای پست دست بیعت میدهم و نه مانند بردگان میگریزم). بهنظر میرسد یکی از دلایل شکست گفتگوها میان امام و کارگزاران دولت اموی این بود که آنان بهرغم نشان دادن نرمش در برابر امام، دارای اختیارات کافی نبودند و میان نظرات شخصیِ ایشان و سیاستهای تند یزید و عبیدالله بن زیاد امیر کوفه هماهنگی وجود نداشت. از این تماسها و گفتگوها در نهایت نتیجه مطلوبی حاصل نشد؛ نبرد عاشورا زمانی آغاز شد که گفتگوها به بنبست کامل رسید؛ آمدورفت دو طرف با هم پایان یافت و صبح روز عاشورا عمر بن سعد تیر نخست را به سوی اردوگاه امام پرتاب کرد. (axnegar.fahares.com/axnegar/b6a0cb7b299b6…) 🔹 عبدالرحیم قنوات ▪️ دانشگاه فردوسی مشهد ▫️ ۲ تیر ۱۴۰۵ / ۸ محرم ۱۴۴۸ #حسین #عاشورا #کربلا #تاریخ_عاشورا #گفتمان_عاشورا #گفتگوهای_عاشورا #مذاکرات_عاشورا @akhalaji