💠 آزمندی در سیاست! ✍🏻 علی میرموسوی بر شاهنامهپژوهان پوشیده نیست که دوگانه «خرد» و «آز» و تقابل میا…
انتشار: 2026/07/06 05:10 UTCدریافت: 2026/08/17 15:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 15:20 UTC
💠 آزمندی در سیاست! ✍🏻 علی میرموسوی بر شاهنامهپژوهان پوشیده نیست که دوگانه «خرد» و «آز» و تقابل میان آن دو، جایگاهی بنیادین در فلسفه اخلاق و بینش سیاسی فردوسی دارد. او هر گاه سخن از خرد و اهمیت آن به میان میآورد، نیمنگاهی به نقطه و قطب مقابل آن «آز» دارد و خطر گرفتار شدن خرد در چنگ آن را گوشزد میکند. تقابل این دو چنان است که تمامی نیکیها و بدیهایِ زندگی بشر را میتوان به آنها بازگرداند. «خرد» نیروی «شناسنده نیک و بد» و راهنمای آدمی به سوی خوبی است؛ نیرویی که والاترین جایگاه را در زندگی انسان دارد و مایه #بهروزی و #رستگاری اوست. در برابر، «آز» #بیشجویی، #فزونخواهی و #بلندپروازی است که فروغ خرد را خاموش می کند و مایه #لغزش و #نگونبختی انسان است. فرد #آزمند در هیچ کاری و چیزی اندازه نمیشناسد. در نگاه فردوسی، هیچ دشمنی برای خرد خطرناکتر از آز نیست: گنه کارتر چیز، مردم بود،که از کین و آزش خرد گم بود مکن آز را بر خرد پادشاهکه دانا نخواند تو را پارسا د۷ص۶۰۴ این دیدگاه ریشه در #اندیشه_ایرانی دارد. به گفته زنده یاد مسکوب در اسطورههای ایرانی «آز» دیوی است سیریناپذیر که همه چیز و سرانجام خود را می درد و فرو میخورد: بپرسید خود گوهر آز چیست؟کش از بهر بیشی بیاید گریست! چنین داد پاسخ که آز و نیازدو دیوند پتیاره و دیرساز یکی را ز کمی شده خشک لبیکی از فزونی است بیخواب شب هنگامی که انوشیروان از بوزرجمهر از ده دیوی میپرسد که خرد را گریان میکنند و به زانو در میآورند، او نخستین و بدترین آن ها را «آز» میداند: بدو گفت ازین شوم ده با گزندکدام ست آهرمن زورمند؟ چنین داد پاسخ به کسری که آزستمکاره دیوی بود دیرساز د۷،ص۲۹۰ اگر آز را تنها یک خصلت اخلاقی بدانیم، از مهمترین وجه آن غافل شدهایم. فردوسی آز را مهمترین #آفت_فرمانروایی نیز میداند. جمشید پادشاه بنیان گذار که زندگی وحشیانه را سامان متمدنانه داد، در سایه «آز» فره ایزدیاش را از دست داد. سرنگونی جمشید در اوستا از دروغ و شوریدن بر آیین جهان است، ولی در شاهنامه از غرور و آز. بیدادگری ضحاک و افراسیاب نیز ریشه در آزمندی آنان داشت: دل شاه ترکان چنان کم شنودهمیشه به رنج از پی آز بود آزمندی در سیاست به #آرمانخواهی، #توهم_آگاهی و برآورد نادرست از فرصتها و تهدیدها باز میگردد. منابع قدرت و موقعیت ژئوپولیتیکی هر کشور دامنه انتخاب های آن را محدود میکند. جاهطلبی، فزونخواهی و چشم دوختن صرف به آرمانها، محدودیتها و چالشها را از یاد میبرد. آزمندی سیاسی هنگامی پدید میآید که آرمانها جایگزین شناخت واقعیت شوند. مرز میان #خرد_سیاسی و #آزمندی_سیاسی دقیقاً در این جا است. خرد سیاسی با نگاهی واقعبینانه همزمان نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدها را در نظر می گیرد. آزمندی سیاسی هنگامی آغاز میشود که میل به گسترش قدرت، جای خرد و سنجش امکانات را بگیرد. از دیدگاه واقعگرایانه موقعیت ژئوپلیتیک و ضرورتهای امنیتی ایران، گسترش حوزه نفوذ آن را اقتضا میکند. این وضعیت ریشهای تاریخی دارد و میتوان آن را نتیجه قرار گرفتن ایران در چهارراه تمدنها، نبود موانع طبیعی، فشار قدرتهای پیرامونی و ناهمسانی زبانی-فرهنگی با برخی از کشورهای پیرامونی دانست. برای مثال خسرو پرویز به انتقاد فرزندش شیرویه از روحیه تهاجمی وی و تاختن به کشورهای دیگر، چنین پاسخ میدهد: به ایران هر آنگه که آسود شاهبه هر کشوری بر ندارد سپاه بیاید ز هر جای دشمن به کینپر آشوب گردد سراسر زمین د۸ ص۳۴۱ این استدلال را میتوان یکی از کهنترین صورتبندیهای #واقعگرایی در ادبیات فارسی دانست. با این حال این رویکرد به دلیل ابهام مرز میان واقعگرایی و آزمندی سیاسی میتواند خطرساز باشد. موفقیت و ناکامی سیاستمداران نیز به توان فهم و تمایز درست واقعیتها و پرهیز از آزمندی باز میگردد. محمدحسنین هیکل روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی فقید مصری، با محمدرضا شاه پهلوی و آیتالله روحالله خمینی دیدار و گفتگو کرده بود. او معتقد بود با وجود تفاوتهای آشکار آن دو، وجه مشترک آنها #بلندپروازی بود. به بیان دیگر هر دو به آرمانهایی می اندیشیدند که از اقتضاءات ژئوپولیتیک ایران فراتر بود. *پانوشت: ارجاعات بر اساس نسخه خالقی مطلق است. @alimirmoosavi #آزمندی_در_سیاست #شاهنامهپژوهی #خرد #آز #عقلانیت #جاهطلبی @akhalaji