کلید زندان به دستم نبودکه دری باز کنم و آزادی را هدیه دهمبضاعتم همین بود که با خراشی از کلماتبر دیو…
انتشار: 2026/07/30 05:34 UTCدریافت: 2026/08/04 07:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 07:07 UTC
کلید زندان به دستم نبودکه دری باز کنم و آزادی را هدیه دهمبضاعتم همین بود که با خراشی از کلماتبر دیوار تاریکی، از روشنایی بنویسمو این سیصدوشصتوپنجمین خراش استبه وسعت یکسال نوشتم؛ اما مشق امروز:ایمان دارم به بارش قطراتِ نحیف کلماتآتشِ افتاده به جنگل را نمنم باران علاج استنه با یک قطره، بلکه با استمرار بیوقفهامید نه؛ اما عزمِ استمرار دارمدلگرم بمانید؛ آتش، سرد میشودو بر خاکستر این جنگل، جوانهها میروید۸ مرداد ماهِ سال پنج#حسام_ایپکچیروز بخیر💓@akhlagh_khob ♥️♾️



