دفاع از آزادگی یا جان دادن در راه عقیده؟!در انقلاب ۵۷ شعارِ «إنَّ الحياةَ عقيدةٌ وجهاد» ورد زبان بس…
انتشار: 2026/06/24 13:35 UTCویرایش: 2026/07/31 23:51 UTCدریافت: 2026/08/15 00:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:32 UTC
دفاع از آزادگی یا جان دادن در راه عقیده؟!در انقلاب ۵۷ شعارِ «إنَّ الحياةَ عقيدةٌ وجهاد» ورد زبان بسیاری از انقلابیها بود و با انتساب به امام حسین(ع)، در شکلدادن به فهم عمومی از نهضت و شهادت او نقشی مهم داشت. زندهیاد علی شریعتی نیز در خوانش انقلابی خود از عاشورا، با تأکید بر آن، یکی از مسئولیتهای شیعه بودن را آن میدانست که «زندگی را عقیده و جهاد بفهمد». پژواک این شعار پس از انقلاب نیز خاموش نشد و در تداوم برخی برداشتهای رادیکال و بسیجگر از اسلام سهم داشت. در این باره چند نکته شایان توجه است.نخست آنکه این شعار از حسین بن علی نیست. این عبارت فرازی از شعر احمد شوقی است: «قِفْ دونَ رأيكَ في الحياةِ مجاهدًا / إنَّ الحياةَ عقيدةٌ وجهادُ». اما شور حماسی و همخوانی آن با برداشت انقلابی از عاشورا، زمینه ساز انتساب آن به امام حسین شد.اما مسئله فقط انتساب نادرست این جمله نیست؛ مهم نوعی فهم از دین و زندگی است که این شعار بازتاب می دهد. در این فهم، زندگی نه عرصهٔ تجربه، تردید، جستوجو و بازاندیشی، بلکه میدان اثبات یک عقیدهٔ از پیشمقدسشده است. «عقیده» در اینجا دیگر تنها باور نیست؛ بلکه حقیقتی منجمد است که باید برایش جنگید، رنج کشید و اگر لازم شد جان داد. در این برداشت عقیده، به جای آنکه افق اندیشیدن باشد، جانشین اندیشیدن میشود.این ایده، بهویژه در خوانش های ایدئولوژیک، به اصل هولناک «تقدّم حقیقت بر جان» راه میبرد؛ اصلی که آمبرتو اکو درباره آن می گوید: بترس از کسانی که حاضرند جان خود را در راه حقیقت فدا کنند. چنین کسانی جان بسیاری را پیش از خود فدا می کنند. تاریخ ایدئولوژیها از همین منطق خونآلود آکنده است: از آنجا که حقیقت مقدس است، زندگی باید در خدمت آن قرار گیرد. هشدار اکو ناظر به این لحظه است. اسلام انقلابی برای بسیج سیاسی سخت نیازمند چنین زبانی بود؛ زبانی که فداکاری را تقدیس میکرد و از انسان، سرباز عقیده میساخت. در این راستا، شعر شوقی نیز را به نام حسین جا انداخت و به خدمت این دستگاه معنایی درآورد.اما آیا حسین بن علی را باید در همین افق فهمید؟ آیا او نیز زندگی را صرفاً «عقیده و جهاد» میدانست؟ سیره و رفتار او، بهویژه در شب عاشورا، ما را به تأملی دیگر فرامیخواند. حسین یارانش را آزاد گذاشت تا بروند؛ هیچکس را به نام حقیقت، عقیده یا تکلیف، به ماندن و جاندادن وادار نکرد. این رفتار فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ پنجرهای است به فهمی دیگر از عاشورا. فهمی که در آن، شهادت پیش از آنکه فرمانی برای دیگران باشد، انتخابی آگاهانه و مسئولانه برای خودِ اوست.از همینجا میتوان فاصلهٔ حسین را با خوانش ایدئولوژیک از عاشورا دید. شعار او «هیهات منّا الذلّة» بود و جان خود را بر سر تنندادن به خواری گذاشت. او با این خطاب به سپاه دشمن که «اگر دین ندارید، آزاده باشید» معیار را از دایرهٔ هویت دینی فراتر برد و بر امری انسانیتر انگشت گذاشت: آزادگی. از این دیدگاه حسین را نباید قهرمان «جان دادن در راه عقیده» دانست؛ او بیش و پیش از آن، نماد امتناع از فرومایگی و دفاع از کرامت انسانی است.تفاوت این دو فهم، کماهمیت نیست. در منطق «جان دادن در راه عقیده»، زندگی ارزشی ثانوی پیدا میکند و در پای حقیقتی که مدعی تملک آنیم قربانی میشود. اما در منطق آزادگی، مسئله دفاع از شأن انسان است؛وفاداری به گوهر انسانیت است؛ پاسداری از شرافت آدمی در برابر قدرتی که میخواهد او را به اطاعت، خواری و بندگی بکشاند. آنکه برای آزادگی جان میدهد، لزوماً در پی اثبات مالکیت خود بر حقیقت نیست؛ او در برابر تحقیر، بردگی و تسلیم میایستد تا از کرامت انسانی پاسداری کند. از این دیدگاه قداست زندگی نه با زندهماندن به هر قیمت، بلکه با زیستنِ شرافتمندانه پیوند دارد.البته این نه به معنای بیاهمیتبودن حقیقت یا عقیده، بلکه به این معناست که حقیقت، تا وقتی در افق محدود فهم انسانی قرار دارد، هرگز چنان در مشت ما نیست که بتوان زندگی مقدس را بیمحابا در پای آن ریخت. آنچه خطر میآفریند نه خودِ باور، بلکه تبدیل باور به حقیقتی نهایی، مقدس و غیرقابلنقد است. از اینرو، نقد «عقیده و جهاد»؛ نقد آن صورتی از ایمان است که از دل آن جزم، حذف و خشونت زاده میشود.امویان، همچون بسیاری از مستبدان تاریخ، بقای خود را در تحقیر مردم، تهیکردن آنان از اراده و عادتدادنشان به فرمانبری میجستند. حسین بن علی در برابر همین منطق ایستاد. او با فداکردن جان خود، نه مرگپرستی را تقدیس کرد و نه خشونت را؛ بلکه نشان داد زندگیِ انسانی، اگر از کرامت و آزادگی تهی شود، بهسادگی به ابزاری در دست قدرت بدل میگردد. شاید راز ماندگاری حسین نیز همین باشد: اینکه او نه فقط برای مؤمنان، بلکه برای هر انسانی که دل در گرو کرامت، آزادگی و مقاومت در برابر خواری دارد، الهامبخش است.علی میرموسوی۳ تیر ۱۴۰۵@alimirmoosavi
