آزمندی در سیاست!بر شاهنامه پژوهان پوشیده نیست که دوگانه «خرد» و «آز» و تقابل میان آن دو، جایگاهی بن…
انتشار: 2026/07/02 10:43 UTCویرایش: 2026/07/31 23:51 UTCدریافت: 2026/08/15 00:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:32 UTC
آزمندی در سیاست!بر شاهنامه پژوهان پوشیده نیست که دوگانه «خرد» و «آز» و تقابل میان آن دو، جایگاهی بنیادین در فلسفه اخلاق و بینش سیاسی فردوسی دارد. او هر گاه سخن از خرد و اهمیت آن به میان میآورد، نیمنگاهی به نقطه و قطب مقابل آن «آز» دارد و خطر گرفتار شدن خرد در چنگ آن را گوشزد میکند. تقابل این دو چنان است که تمامی نیکیها و بدی هایِ زندگی بشر را میتوان به آنها بازگرداند.«خرد» نیروی «شناسنده نیک و بد» و راهنمای آدمی به سوی خوبی است؛ نیرویی که والاترین جایگاه را در زندگی انسان دارد و مایه بهروزی و رستگاری اوست. در برابر، «آز» بیشجویی، فزونخواهی و بلندپروازی است که فروغ خرد را خاموش می کند و مایه لغزش و نگونبختی انسان است. فرد آزمند در هیچ کاری و چیزی اندازه نمی شناسد. در نگاه فردوسی، هیچ دشمنی برای خرد خطرناکتر از آز نیست:گنه کارتر چیز، مردم بود،که از کین و آزش خرد گم بودمکن آز را بر خرد پادشاهکه دانا نخواند تو را پارساد۷ص۶۰۴این دیدگاه ریشه در اندیشه ایرانی دارد. به گفته زنده یاد مسکوب در اسطورههای ایرانی «آز» دیوی است سیری ناپذیر که همه چیز و سر انجام خود را می درد و فرو می خورد:بپرسید خود گوهر آز چیست؟کش از بهر بیشی بیاید گریست!چنین داد پاسخ که آز و نیاز دو دیوند پتیاره و دیرسازیکی را ز کمی شده خشک لبیکی از فزونی است بی خواب شبهنگامی که انوشیروان از بوزرجمهر از ده دیوی میپرسد که خرد را گریان میکنند و به زانو در میآورند، او نخستین و بدترین آن ها را «آز» میداند:بدو گفت ازین شوم ده با گزندکدام ست آهرمن زورمند؟چنین داد پاسخ به کسری که آزستمکاره دیوی بود دیرسازد۷،ص۲۹۰اگر آز را تنها یک خصلت اخلاقی بدانیم، از مهمترین وجه آن غافل شدهایم. فردوسی آز را مهمترین آفت فرمانروایی نیز میداند. جمشید پادشاه بنیان گذار که زندگی وحشیانه را سامان متمدنانه داد، در سایه «آز» فره ایزدیاش را از دست داد. سرنگونی جمشید در اوستا از دروغ و شوریدن بر آیین جهان است، ولی در شاهنامه از غرور و آز. بیدادگری ضحاک و افراسیاب نیز ریشه در آزمندی آنان داشت:دل شاه ترکان چنان کم شنودهمیشه به رنج از پی آز بودآزمندی در سیاست به آرمان خواهی، توهم آگاهی و برآورد نادرست از فرصتها و تهدیدها باز میگردد. منابع قدرت و موقعیت ژئوپولیتیکی هر کشور دامنه انتخاب های آن را محدود میکند. جاه طلبی، فزون خواهی و چشم دوختن صرف به آرمانها، محدودیت ها و چالشها را از یاد میبرد. آزمندی سیاسی هنگامی پدید میآید که آرمانها جایگزین شناخت واقعیت شوند. مرز میان خرد سیاسی و آزمندی سیاسی دقیقاً در این جا است. خرد سیاسی با نگاهی واقع بینانه همزمان نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدها را در نظر می گیرد. آزمندی سیاسی هنگامی آغاز می شود که میل به گسترش قدرت، جای خرد و سنجش امکانات را بگیرد.از دیدگاه واقع گرایانه موقعیت ژئوپلیتیک و ضرورت های امنیتی ایران، گسترش حوزه نفوذ آن را اقتضا میکند. این وضعیت ریشهای تاریخی دارد و میتوان آن را نتیجه قرار گرفتن ایران در چهارراه تمدنها، نبود موانع طبیعی، فشار قدرتهای پیرامونی و ناهمسانی زبانی- فرهنگی با برخی از کشورهای پیرامونی دانست. برای مثال خسرو پرویز به انتقاد فرزندش شیرویه از روحیه تهاجمی وی و تاختن به کشورهای دیگر، چنین پاسخ میدهد:به ایران هر آنگه که آسود شاهبه هر کشوری بر ندارد سپاهبیاید زهر جای دشمن به کینپر آشوب گردد سراسر زمین د۸ ص۳۴۱این استدلال را میتوان یکی از کهنترین صورتبندیهای واقع گرایی در اندیشه ایران شهری دانست. با این حال این رویکرد به دلیل ابهام مرز میان واقع گرایی و آزمندی سیاسی میتواند خطرساز باشد. موفقیت و ناکامی سیاست مداران نیز به توان فهم و تمایز درست واقعیتها و پرهیز از آزمندی باز میگردد. محمدحسنین هیکل روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی فقید مصری، با محمد رضا شاه پهلوی و آیت الله روحالله خمینی دیدار و گفتگو کرده بود. او معتقد بود با وجود تفاوتهای آشکار آن دو، وجه مشترک آن ها بلندپروازی بود. به بیان دیگر هر دو به آرمان هایی می اندیشیدند که از اقتضاءات ژئوپولیتیک ایران فراتر بود.*پانوشت: ارجاعات بر اساس نسخه خالقی مطلق است.علی میرموسوی۱۱ تیر ۱۴۰۵@alimirmoosavi
