✔️ او اینطور میگفت...... بر این باور بود که عشق:یگانه سلاحیست که در آوردگاههای ناشناخته و تاریک،…
انتشار: 2026/07/06 11:22 UTC
✔️ او اینطور میگفت...... بر این باور بود که عشق:یگانه سلاحیست که در آوردگاههای ناشناخته و تاریک، بهکار میآيد؛بویژه در میدانِ وهمآلودِ مرگ؛که آدمی، هیچ از آن نمیداند؛حالآنکه عشق، بیتردید، مُهیای حمایت و دفاع از عاشق، در آن وضعیّتِ گنگ و ناخوانا و تمریننشده، استاو اینطور میگفت......میگفت این نگرش:هم عشق را در جایگاهی بالاتر مینشانَد؛و هم به آدمی، دلگرمی و تحمّل بیشتری در مواجهه با پوچی، میبخشداو اینطور میگفت......میگفت:عشقهای زندگی، بهنوعی دیباچه یا تبلیغ یا پیشغذای عشقهای جهانِ رازآلودِ نیستیاند؛همچون نوبت گرفتن و زنبیل گذاشتن در صفی بسیار طویل که ابتدایش را آتش و دود، فرا گرفتهمثل داوطلب شدن برای اعزام به نبردی صد در صد بیبازگشتمثل اعلامِ نامزدی برای حضور در رقابتی نفسگیر با خودِ قبلیاتاو اینطور میگفت......میگفت:انسانِ هوشمند و خاص، همیشه یادش هست که زندگی با همهٔ دشواریهایش، بههر ترتیب میگذرد؛و در عینحال، مرگ، پایانِ محتومِ جسمیّتِ همگان است؛از همینروی و درست بههمین دلیل، انسانِ دانا و دوراندیش، گویی عشق را در اصل برای جایی دیگر و موقعیّتی پایدارتر میخواهد؛ که اینگونه برای رسیدن به آن، به آب و آتش میزند و همهٔ هست و نیستش را بیدریغ و دستودلبازانه میسوزانَد و میبازد...او اینطور میگفت...□ امیرحسین دیبایی@amir1972diba