الهی! به طفلانِ گرمازدهبه صیّادِ مظلومِ دریازدهبه نوزادهای عرقکردهمانبه نانآورانِ کم آوردهمانبه…
انتشار: 2026/07/17 21:21 UTC
الهی! به طفلانِ گرمازدهبه صیّادِ مظلومِ دریازدهبه نوزادهای عرقکردهمانبه نانآورانِ کم آوردهمانبه قلبی که آذینِ آن، تاول استبه مادربزرگی که مستأصل استبه ناموسِ این مَردمِ بیگناهبه شبنالهٔ بیوهٔ پابهماهبه جانهای پاکان و آزادگانبه سربازِ پَرپَر، کفِ پادگان...به زخمِ غرور و تَرَکهای لببه لبتشنگانِ مناعتطلببه شرمندگیهای ناخواستهبه زجری که از قدرِ جان، کاستهبه بس، آبروهای بندِ به موبه اشکِ غریبانِ با آبروبه راز و نیازی که بیشائبهستبه آن ضجّههایی که یکمرتبهستبه لیلی، به مجنون، به هر برگِ بیدبه فقرِ غذایی، به مرگِ امیدبه ارواحِ در معرضِ تجزیهبه آن دانشآموزِ بیتغذیهبه درماندگیهای ما شاعران؛که کاری نمیآيد از دستمانبه آوارگیهای مَردُم، قسم!به آدم، به سیب و به گندم، قسم!به غمهای تنگِ غروبی، قسم!به هممیهنانِ جنوبی، قسم!ندانم غلط گفتهام یا درست؛چُنان کن که شأنِ خداییِّ توست...■ امیرحسین دیبایی@amir1972diba