
شعر شناسی و علم ادبیات تحقیق ومقالهمطالب آموزشی و زبانشناسیمطالب ویرایشی و نگارشیغزل حافظ،معنا،تحلیلکارگاه داستان نویسیبرگی از تقویم تاریخنگاهی به تاریخ ادبیات ایراننقد وتحلیل شعردکلمه وشعرخوانیمعرفی کتاب(پی دی اف وصوتی)
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 658 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 658 پست مشاهدهشده و 6 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-13 تا 2026-08-19
ادامه👆👇 بخش دوم و پایانی 1. از «توضیح دادن» پرهیز کنید: اگر میخواهید بگویید این دو چیز متضاد هستند، اصلاً از کلماتی مثل «برخلافِ»، «اما»، یا «در مقابلِ» استفاده نکنید. اجازه دهید خودِ تصاویر، این کار را انجام دهند. قدرتِ همنشینی در سکوتِ میانِ دو تصویر است.2. تعادل را رعایت کنید:اگر یکی از دو عنصر خیلی بزرگ باشد و دیگری خیلی کوچک، توازنِ شعر به هم میخورد. سعی کنید هر دو عنصر، وزنِ تصویریِ کافی برای اثرگذاری داشته باشند.3. هدف را فراموش نکنید: همنشینی نباید فقط برای «عجیب نشان دادنِ» شعر باشد. هر دو عنصر باید در نهایت به یک «حس» یا «مفهومِ واحد» ختم شوند (مثلاً هر دو در خدمتِ بیانِ مفهومِ «تنهایی» باشند).تمرین کوچک برای شما:سعی کنید یک بیت شعر بنویسید که در آن یک «شیءِ بسیار قدیمی و تاریخی» را در کنار یک «تکنولوژیِ بسیار مدرن» قرار دهید. ببینید چه حسی ایجاد میشود؟تهیه و جمع آوری مطالب ؛#امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
چگونه میتوان در یک شعر کوتاه از تکنیک «همنشینی متناقض» استفاده کرد؟استفاده از «همنشینی متناقض» در یک شعر کوتاه، مانند قرار دادن دو رنگِ کاملاً متضاد (مثل سیاه و سفید) در کنار هم است تا هر کدام با شدت بیشتری خود را نشان دهند. هدف این نیست که شما یک «پارادوکس» یا «تناقض منطقی» بسازید، بلکه هدف این است که با قرار دادن دو عنصرِ بیارتباط یا متضاد در کنار هم، «جرقه معنایی» ایجاد کنید.در یک شعر کوتاه، شما فضای زیادی برای زیادهگویی ندارید، پس باید با دقت عمل کنید. در اینجا سه استراتژی عملی برای اجرای این تکنیک آورده شده است:۱. تقابلِ «محتوا» با «بافتار» در این روش، شما یک مفهومِ بسیار سنگین یا عمیق را در یک محیطِ بسیار پیشپاافتاده و روزمره قرار میدهید. این تضاد، معنای هر دو را تغییر میدهد.روش اجرا:یک شیء یا مفهومِ «مقدس/عظیم» را با یک شیء «معمولی/حقیر» جفت کنید.مثال (تصویری): «خونِ گرمِ یک شهید، رویِ کفشهایِ پلاستیکیِ یک کودکِ در حالِ بازی.» تحلیل: اینجا تضاد میان «مرگِ حماسی/مقدس» و «بازیِ بیگناهانه/معمولی» است. این همنشینی، عمقِ تراژدی را بدون نیاز به توصیفهای طولانی، به مخاطب منتقل میکند. ۲. تقابل «حس» با «تصویر» در این روش، شما تصویری را توصیف میکنید که به لحاظ ظاهری آرام یا زیباست، اما لحن یا احساسِ همراه با آن، کاملاً تاریک یا متلاطم است (یا برعکس).روش اجرا:از صفتهایی استفاده کنید که با ماهیتِ اسمِ مورد نظر در تضاد باشند.مثال (تصویری): «لبخندِ بیصدا، در میانِ ضجيهیِ ویرانی.» تحلیل:«لبخند» (نماد آرامش و شادی) در کنار «ضجيهی ویرانی» (نماد آشوب و مرگ) قرار گرفته است. این همنشینی، نوعی «آرامشِ ترسناک» یا «بیتفاوتیِ تلخ» را القا میکند. ۳. تکنیکِ «برش ناگهانی» این روش بسیار در شعر مدرن کاربرد دارد. شما در یک مصرع یا خط، فضایی را میسازید و در خطِ بعدی، با یک کلمه یا تصویر، آن فضا را کاملاً فرو میریزید.- روش اجرا: خط اول را با یک تصویرِ مثبت یا پایدار بسازید و خط دوم را با یک تصویرِ منفی یا متلاشیکننده تمام کنید.مثال (ساختاری): آسمانِ آبی، چون دریایی از آرامش و در جیبِ من، تکهای از خاکسترِ سوخته. تحلیل: قطعِ ناگهانی از «آسمانِ بیکران» به «خاکسترِ کوچک و سوخته»، حسِ فقدان و ناامیدی را به شدت تقویت میکند.چند نکته برای اینکه اشتباه نکنید:تهیه و جمع آوری مطالب؛#امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
بخش دوم👆👇 پایانیهدف اصلینقد کردن یا خنداندن از طریق تقلید. ترکیب سبکها یا بازآفرینی یک حس. ارتباط با منبع هدفش «تخریب» یا «نشان دادن پوچی» منبع است. | هدفش «استفاده» یا «بازی با عناصر» منبع است. واکنش مخاطب مخاطب باید بفهمد که شاعر دارد مسخره میکند. مخاطب با لذت از ترکیب سبکها یا حس نوستالژی مواجه میشود. یک مثال تصویری برای یادآوری بهتر:تصور کنید دو نفر میخواهند از یک لباسِ بسیار قدیمی و کلاسیک استفاده کنند:1. شخص اول (پارودی):آن لباس را به شکلی بسیار بزرگ، نامناسب و عجیب به تن میکند تا همه بخندند و بگویند: «چقدر این لباسهای قدیمی خندهدار و بیربط هستند!» (هدف: مسخره کردن)2. شخص دوم (پاستیش): همان لباس قدیمی را با یک کتانی مدرن و عینک آفتابیِ جدید ست میکند. او نمیخواهد لباس را مسخره کند، بلکه میخواهد یک استایل جدید و ترکیبی بسازد. (هدف: بازی با سبک) [️️️تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
#پارادوئی #پاستیشاین یکی از دقیقترین و ظریفترین پرسشها در حوزه نظریه ادبی است، زیرا در نگاه اول، این دو تکنیک بسیار شبیه به هم به نظر میرسند. هر دو تکنیک شامل «تقلید از سبک یا اثر دیگران» هستند، اما «روح» و «هدف»آنها کاملاً با هم متفاوت است.اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم: پارودی برای «مسخره کردن» است، اما پاستیش برای «ادای احترام» یا صرفاً «بازی با سبک» است.**در اینجا این تفاوت را با جزئیات و مثالهای روشن برایتان باز میکنم: ۱. پارودی : تقلید با هدفِ کنایهپارودی زمانی رخ میدهد که شاعر، سبک، لحن یا ساختار یک اثر یا یک شاعر خاص را تقلید میکند تا آن را به چالش بکشد، از آن انتقاد کند یا آن را به مسخره بگیرد. هدف: نقد، شوخی، مضحک کردن یا نشان دادن ضعفهای اثر اصلیویژگی اصلی: همیشه یک«فاصله»بین شاعر و اثری که از آن تقلید میکند وجود دارد. شاعر با تقلیدِ بیش از حد یا اغراق در ویژگیهای آن سبک، میخواهد به مخاطب بفهماند که: «ببینید این سبک چقدر عجیب یا مضحک است!»مثال:فرض کنید شاعری میخواهد سبکِ بسیار جدی و حماسیِ فردوسی را تقلید کند، اما در عوض از کلماتِ بسیار عامیانه و مربوط به آشپزی استفاده میکند تا نشان دهد که چقدر آن سبکِ حماسی در دنیای امروز بیمعنا و مضحک شده است. این یک پارودی است.۲. پاستیش : تقلیدِ بدون کنایه (تقلید بیطرفانه)پاستیش در دنیای پستمدرنیسم، تقلیدی است که قصد تحقیر یا مسخره کردن متن اصلی را ندارد. شاعر در پاستیش، سبکِ یک نویسنده یا دوره را برمیدارد و با آن «بازی» میکند یا آن را در بافتار جدیدی به کار میبرد، بدون اینکه بخواهد بگوید آن سبک بد یا مضحک است.هدف:بازی با فرم، ایجاد حس نوستالژی، یا ترکیب سبکهای مختلف برای خلق یک اثر جدید.ویژگی اصلی:در پاستیش، برخلاف پارودی، آن «لحن کنایهآمیز» یا «هدفِ انتقادی» وجود ندارد. شاعر صرفاً از «لباسِ» آن سبک استفاده میکند تا تجربهای متفاوت بسازد. پاستیش بیشتر شبیه به یک «ماسک»است که شاعر میزند تا با چهرهای دیگر ظاهر شود.مثال: شاعری تصمیم میگیرد شعری در سبکِ غزلهای کلاسیک بنویسد، اما موضوع شعر دربارهی «تکنولوژی و فضای مجازی» است. او نه میخواهد غزل را مسخره کند و نه قصد نقد دارد؛ او فقط میخواهد ببیند اگر غزل در دنیای امروز نوشته میشد، چه شکلی پیدا میکرد. این یک پاستیش است.مقایسه نهایی در یک جدول (برای درک سریع)ویژگی ها پارودی پاستیش نگرش ؛ کنایهآمیز، انتقادی و تمسخرآمیز. | بیطرفانه، بازیگوشانه یا نوستالژیک. |تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
شعر پلکانیساختار شعریشعر پلکانی نوعی از شعر است که در آن ساختار و چینش سطرها به صورت نوزدهای و به شکل پلکانی یا پلهپله طراحی شده است. این نوع شعر به واسطهی نحوهی ترتیب و سازماندهی خطوط و تصویرسازی خاصش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است. در زیر به توضیح بیشتر این مفهوم میپردازم: ویژگیهای شعر پلکانی 1. چینش سطرها : سطرها بهطور تدریجی و به صورت افزایش یا کاهش طول و ارتفاع قرار میگیرند. این چینش باعث میشود که بین سطرهای شعر، نوعی پیوستگی بصری وجود داشته باشد. 2. حرکت بصری : خواننده با خواندن شعر پلکانی، حس حرکت و نوسان را تجربه میکند. این امر به شاعر اجازه میدهد تا احساسات و ایدههای خود را به صورت بصری و عاطفی به تصویر بکشد. 3. ایجاد تمایز معنایی : هر سطر مشخص میتواند به یک بخش مختلف از مضمون یا احساس شعر اشاره کند. با این وجود، احساس کلی شعر میتواند همسو و یکنواخت باقی بماند. 4. کاهش و افزایش احساسات : با تغییر طول سطرها، شاعران میتوانند احساسات مختلفی را منتقل کنند؛ سطرهای کوتاه میتوانند احساسات قوی، و سطرهای بلندتر میتوانند احساسات ملایمتر را به تصویر بکشند. مثالهاشعر پلکانی میتواند موضوعاتی چون عشق، تنهایی، امید، یا ناامیدی را به شکلی خلاقانه و واضح به مخاطب منتقل کند. این نوع شعر به شعرای معاصر اجازه میدهد تا در بیان احساسات و تفکراتشان به صورتی نو و متفاوت عمل کنند.تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
💐💐💐💐💐💐💐گرامی باد یاد و نام ِ #سیمین_بهبهانی💐💐💐💐💐💐💐یک متر و هفتاد صدم، افراشت قامت، سخنمیک متر و هفتاد صدم، از شعر این خانه، منم...t.me/amirnormohamadi1976
مروری بر زندگی و آثارِبانوی غزل ایران، سیمین بهبهانیگزارش از آقای جمشید برزگرt.me/amirnormohamadi1976
شاید این بنیان، معبدیست که خدایانش از خون قربانیان مست میشوند. اما من از اطاعت خدای خونخوار بیزارم. بیزارم از ریاها و تزویرها. چه کسانی میکشند و به نام دین میکشند؟ چه کسی مباح میداند ریختن این خونهای لعلفام را که سوزندگیشان زمین را میخراشاند و خفه کردن این فریادهای حق را که پس از خاموشی، جهان را میخروشاند...#سیمین_بهبهانیآوریل ۱۹۹۹ (بهار ۱۳۷۸) - پاریسt.me/amirnormohamadi1976
هشتاد و اندِ من با منگوید خروش کم کن زن!گویم خموش بودن راتنها به گور میبینمیاد و نام بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی در دهمین سالگرد پیوستنش به جاودانگی گرامی باد. 💚۲۸ تیر ۱۳۰۶ - ۲۸ مرداد ۱۳۹۳💠 💠t.me/amirnormohamadi1976
به مناسبت بیست وهشتم مرداد سالروز درگذشت بانوی غزل سیمین بهبهانیسیمین سرآغاز نسل سوم سنتی پردازان است.نام سیمین یادآور نام پروین وفروغ هم هست.پروین شاعری که در دل سنت ایستاد ودرقالب قطعه ،مفاهیم سنتی درد جامعه را فریادزدبا همان دلسوزی مادرانه ،مادری که همه ی احاد جامعه را فرزند خودمی داند.فروغ درمقابل فرهنگ سنتی ایرانی بی محاباایستاد ودرمقابل سدسنت به نبردپرداخت واز هزارتوی سنت بیرون امد.اوودردهای مشترک وتاریخی زنان را فریادکشید.هر کسی از ظن خود همراه فروغ شدودلش را به درد آورد.اما اوفارغ از دردوغم رنج حیات افکارش را درقالب شعر نیمایی سرود.ولی سیمین نه تندی فروغ را علیه سنت داشت ونه وابستگی پروین را به سنت.حتی طرفداران این سه شاعربزرگ بخصوص هواداران افراطی حاضر نیستند به اندیشه های دیگران هم احترام بگذارند .سیمین بانوی غزل است ولی غزلهای دومجموعه ی اولیه او از تازگی درزبان وبیان وتجدددرتفکر بهره ای ندارد.سیمین ازمجموعه ی. مرمر و رستاخیز به بعد نگرشی جدیدمی یابد و سبک وزبا ن.وبیانش تغییر می کند.سیمین برای اینکه سخن امروز و دردهای امروزرا درقالبی تازه تر بیان کند، .به سراغ اوزانی می رود.که درگذشته سابقه نداشته است یاکمتر به کاررفته است.به همین دلیل اورا نیمای غزل نامیده اند.این رویکرد در کتاب(،خطی زسرعت واز آتش) گرد آمده وبه اوج خودمی رسد.سیمین دردنامه جامعه اش رامی سرآید.تلاشهای وتجربه های سیمین از مجموعه های رستاخیز تایک دریچه آزادی درنوشدن غزلهای سنتی ماتاثیر بسزایی داشته وداردوتجربه های جدید اودرغزل موردتوجه بسیاری از شاعران قرارگرفته استچون درخت فروردین پرشکوفه شدجانمدامنی زگل دارم برچه کس بیفشانمسیمین بهبهانیدامن گل سیمین همان مجموعه ی اشعار اوست که برشیفتگان شعرافشانده استل،بهرامیانt.me/amirnormohamadi1976
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۸ امرداد سالروز افتتاح آرامگاه فردوسیدر ۲۸ امرداد سال ۱۳۱۳، رضاشاه شخصا مراسم بزرگداشت هزاره فردوسی و آرامگاه او را افتتاح کرد. آرامگاهی که با الهام از تختجمشید و به شکل مقبره کوروشبزرگ ساخته شد. بنایی که از سه قسمت تشکیل شد و نخستین بخش آن، میانی ترین بخش و از سنگ گوری از جنس مرمر به ابعاد ۱/۱۵ متر و حدود ۰/۵ متر ارتفاع بود و در مرکز سکوی مرمری قرارگرفت. بخش دوم شامل تالاری مربع شکل از سنگ مرمر که داخل آن با کاشی تزیین شده و چهار ستون بلند با دو سر ستون بزرگ در چهارگوشه این تالار موجود است و تصویر مردی بالدار در بالای ضلع جنوبی بنای اصلی ایجاد شد که ویژگیهای پرسپولیس را بیشتر به یاد میآورد. سومین بخش محوطه پلکانی پوشیده از سنگ مرمر که اتاق روی آن قرار گرفته و تعداد زیادی از اشعار فردوسی روی دیوار آن حک شد که حسین حجار باشی زنجانی سنگتراشی سنگهای بنا را انجام داد. سنگ نوشتههای آرامگاه به خط نستعلیق و از اشعار فردوسی و از آثار طاهرزاده است.دولت رضاشاه بودجهای برای این کار نداشت چرا که دولت وی اساسا فاقد هرگونه درآمدی بود. نفت از دوره قاجار پیش فروش و با قیمت نازلی واگذار شده بود که درآمد ایران از آن در حد پول جیبی بود!! مالیات نیز رقم خاصی نبود چرا که ایران در فقر کامل بسر میبرد و تجارتی نداشت که مالیات بگیرد. صادرات دیگری نیز نبوده است. رضاشاه برای بدست آوردن پول این کار، دست به ابتکار زد و بلیط بخت آزمایی منتشر کرد. روی این بلیت، تصویری از آرامگاه فردوسی و شعری از این شاعر چاپ شده بود و از درآمد آن این بنای زیبا را ساخت. طراحی معماری توسط هوشنگ سیحون صورت گرفت. چندسال بعد ساختمان دچار نمزدگی شد که حسین لرزاده معمار مشهور ایرانی با کمی تغییرات در ابعاد و اندازه و تزئینات، طراحی و بازسازی کرد.در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری طرحهایی برای گسترش و بهسازی آرامگاه حکیم در دست اقدام دارد که در همین زمینه زمینها و ساختمانهای اطراف آرامگاه به تملک این سازمان در آمده و هرگونه ساخت و ساز تازه در حریم آرامگاه کلاً ممنوع است. با این حال متأسفانه وزارت نیرو در سال ۱۳۸۶ با نصب دکلهای بزرگ انتقال نیروی برق دورنمای آرامگاه فردوسی را مخدوش کرد که موجب برانگیختن اعتراض عمومی شد.صادق خلخالی در سالهای نخستین انقلاب، قصد تخریب این آرامگاه را داشت که با ممانعت مردم خراسان روبرو شد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی (زاده ۱۶ آذر ۱۳۰۵ رشت – درگذشته ۲۸ امرداد ۱۳۶۳ تهران) پزشکاو پزشک و باکتریشناس و از پژوهشگران انستیتو پاستور ایران و مخترع واکسن وبا بود که بخاطر خدمات علمی و انسانیاش، یکی از حفرههای روی سیاره ناهید، به نام وی «اندامی» نامگذاری شده است.وی تحصیلاتش را تا پایان سال نهم "مدرک سیکل" انجام داد و به دانشسرای مقدماتی رشت رفت. در سال ۱۳۲۴ از دانشسرا فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۲۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و معلم شد. در سال ۱۳۲۹ و در حین کار دیپلم طبیعی را با امتحان متفرقه دریافت کرد. در سال ۱۳۳۱ پس از کنکور، به دانشگاه تهران در رشته پزشکی راه یافت و در سال ۱۳۳۷ گواهینامه دکترای پزشکی گرفت و بلافاصله به گذراندن دوره تخصصی زنان و زایمان مشغول شد. پس از پایان دوره تخصصی به وزارت بهداری آن زمان منتقل شد و در نهایت به کار در انستیتو پاستور پرداخت.در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵ بیماری شبه وبای التور در ایران و بسیاری دیگر از کشورها شیوع پیدا کرد. التور به عنوان یک بیماری حاد اسهالی محسوب میشود که عامل آن میکروب وبا است. علایم بیماری از سمی نشئت میگیرد که توسط میکروب در روده باریک افراد آلوده ترشح میشود. بنابراین میکروب از طریق مدفوع انسان در محیط پخش شده و آب و غذا را آلوده میکند. در آن شرایط هولناک تنها راه پیشگیری، تزریق واکسن وبا قبل از ابتلا به بیماری بود و در آن زمان تنها مرکز تهیه واکسن در ایران انستیتو پاستور بود که تمام امکانات آن در اختیار آزمایشگاه میکروب شناسی قرار گرفت و کارکنان مرکز با ریاست آذراندامی شروع به کار کردند و سرانجام وی توانست واکسن وبای التور را بسازد و از بروز فجایع هولناک و دردآور جلوگیری کند.این واکسن به کشورهای همسایه هم فرستاده شد و افتخاری بود که به خاطر زحمات شبانهروزی این پزشک وارسته نصیب ایران شد. به دلیل خدمات بیبدیل این بانوی پژوهشگر، وی به معاونت بخش میکروب شناسی و سپس به ریاست بخش وبا و دیفتری رسید و به پاس کارها و تلاش شبانهروزیاش، نشان علمی به او اعطا شد. او پس از مدتی با استفاده از بورس تحصیلی انستیتو پاستور به پاریس رفت و در سال ۱۳۴۶ موفق به گرفتن گواهینامه باکتریولوژی شد. او همچنین در سال ۱۳۵۳ موفق به دریافت دانشنامه تخصصی علوم آزمایشگاهی بالینی شد. و در سال ۱۳۵۷ به بازنشستگی رسید. بانو دکتر اندامی چندین بار به کشورهای فرانسه و بلژیک سفر کرد و حاصل این سفرها مقالات علمی بود که در مجلات معتبر به چاپ رسید. او پس از بازنشستگی چون خانهنشینی را نمیپسندید به بیمارستان باهر رفت و ریاست آزمایشگاه تشخیص طبی آنجا را بر عهده گرفت. پس از مدتی در مطب همسرش "خلعتبری" در خیابان حسامالسلطنه به کار مداوای بیماریهای زنان و زایمان مشغول شد.بانو دکتر آذر اندامی که به بیماری مغزی دچار شده بود، روزی در مطب تعادل خود را از دست داد و بر روی زمین سقوط کرد و چندی بعد درگذشت.در سال ۱۹۹۲ اتحادیه بینالمللی ستارهشناسی (IAU) حفرهای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیای ۲۶ درجه و ۵۵ دقیقه و عرض جغرافیایی ۱۷ درجه و ۴۵ دقیقه با قلهای مرکزی را در جنوب سیاره زهره به نام اندامی نامگذاری کرد. آذر اندامی تنها زن ایرانی بود که نامش به این شورا فرستاده شد و بانی این کار دخترش بود. شهرداری رشت نیز برای بزرگداشت وی بلواری را در شهرک گلسار، بلوار دیلمان بنام او گذاشت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘️ ☘️ برگی از تقویم تاریخ ☘️ ☘️۲۸ امرداد سالروز درگذشت جواد حدیدی(زاده ۵ آذر ۱۳۱۱ قم -- درگذشته ۲۸ امرداد ۱۳۸۱ تهران) نویسنده، مترجم و پژوهشگراو پس از پایان تحصیلات حوزوی در قم، در سال ۱۳۳۳ در رشته ادبیات فرانسه و دبیری از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۳۶ درجه تحصیلی معادل لیسانس ادبیات فرانسه از دانشگاه ژنو گرفت. همچنین بهعنوان ریاست اداره آموزش مشهد و ریاست کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیرمسئول و صاحبامتیاز مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی منصوب شد. او ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیرکل برنامهریزی زبان فرانسه برای دانشگاههای کشور نیز بود. همچنین عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیریت گروه ادبیات تطبیقی در طول سالهای متمادی بود. از او کتابها و مقالات بسیاری به زبانهای فارسی و فرانسه منتشر شده است. تعدادی از کتابهای تالیفی و ترجمهای او بهعنوان کتاب سال ایران از طرف وزارت ارشاد برگزیده و معرفی شده است که از آن جمله ترجمه کتاب "حدیث عشق در شرق" و ترجمه کتاب "از سعدی تا آراگون" است.افتخارات:جایزه ادبی انجمن نویسندگان فرانسوی زبان در ۱۹۷۶ برای کتاب Voltaire et I'Islam، Publications Orientalistes de France، ۱۹۷۴.جایزه بهترین تحقیق در علوم انسانی برای "خیام در ادبیات مشهد" ، دانشگاه مشهد ۱۳۵۲.جایزه کتاب سال وزارت ارشاد برای ترجمه کتاب حدیث عشق در شرق ۱۳۷۳.جایزه کتاب سال وزارت ارشاد برای کتاب از سعدی تا آراگون ۱۳۷۴.عنوان "شوالیه در افتخارات فرهنگی" وزارت فرهنگ فرانسه ۱۹۹۴.آثار:از سعدی تا آرگون ویژگی اثر: تالیف، این کتاب در دوره سیزدهم کتاب سال ایران، از طرف وزارت ارشاد معرفی و برگزیده شد.آشنایی با کتاب: « از سعدی تا آراگون » : از سعدی تا آراگون: (تأثیر ادبیات فارسی در ادبیات فرانسه) جواد حدیدی؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳. این کتاب، داد و ستد فرهنگی ایران و فرانسه را در مدت چهار قرن در بر میگیرد و به دورهای مشخص یا شاعری معین اختصاص نیافته است. مطالب کتاب از هماهنگی و انجام دقیقی برخوردار و نحوه تنظیم کتابشناسی و فهرستها نیز دقیق است و به دو بخش اصلی تقسیم شده است. در بخش اول، از نویسندگان قرون هفدهم و هجدهم سخن رفته است و بخش دوم کتاب، دورههای پس از انقلاب فرانسه را در بر میگیرد و تا مرگ لویی آراگون، یکی از شیفتگان بزرگ ادبیات فارسی، ادامه مییابد. مؤلف نتیجه تجربیات و مطالعات خود را در طول ۳۰ سال به کار گرفته و با استفاده از کتب تاریخ ادبیات غرب و حتی دست نوشتههای نویسندگان فرانسوی، آرای خود را استنتاج کرده است.اسلام از نظر ولترایران در ادبیات فرانسهبرخورد اندیشههاترجمه قسمتی از قرآن مجید به زبان فرانسه و تالیف ۱۰ مقاله فارسی و فرانسه برای درج در ترجمان وحی و ویرایش کلیه مطالب مجله ترجمان وحی " ویژگی اثر: از سال ۱۳۷۳ تاکنون در مرکز ترجمه قرآن مجید به زبانهای خارجی، مانند: ترجمه و تفسیری روایی از قرآنمجید بهزبان فرانسه"ترجمه مقالات فرهنگ آثار " ویژگی اثر: ترجمه حدود ۱۰۰ مقاله در انتشارات سروش از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۳"حدیث عشق در شرق " از سده اول تا سده پنجم هجری"🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۸ امرداد زادروز مسعود بهنود(زاده ۲۸ امرداد ۱۳۲۵ تهران) نویسنده، منتقد ادبی، تهیهکننده رادیوتلویزیون و روزنامهنگاراو از سال ۱۳۴۲ به روزنامهنگاری پرداخت و با روزنامههای تهرانمصور و آیندگان همکاری میکرد و در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سردبیر چند نشریه ایرانی بود. در اردیبهشت ۱۳۷۹ و در پی توقیف فلهای مطبوعات برای مدت کوتاهی زندانی شد و در سال ۲۰۰۳ به انگلستان مهاجرت کرد و به استخدام بیبیسی فارسی درآمد.او یکی از اعضای گروه اعتصابی در تلویزیون ملی ایران بود که از انقلاب حمایت میکردند و خواستار سرنگونی حکومت شاهنشاهی بودند.وی در ماجرای اتوبوس ارمنستان، که یکی از موارد مطرح در قتلهای زنجیرهای ایران است، از جمله مسافران آن اتوبوس بود.دادگاه و زندان:وی در پی توقیف فلهای مطبوعات در آذر ۱۳۷۹ به اتهام «توهین و افترا، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، عبور از خطوط قرمز نظام، همکاری با رسانههای بیگانه، مشارکت در فروش مواد مخدر و نگهداری مواد مخدر، مشروبات الکلی و ابزار استعمال مواد مخدر» به دادگاه معرفی شد.او در دفاعیه خود در مورد مواد مخدر کشفشده از خانهاش گفت: «آن مکان خانه ییلاقی و محل سکونت دائم من نیست و کلید آن در دست دوستان، آشنایان و بستگانم هست، بنابراین از وجود مواد مخدر در خانهام بیخبرم، با این حال مسئولیت آن را میپذیرم».باورها:او خود را «جمهوریخواه» میداند و از شرکتکنندگان در کنفرانس اتحاد جمهوریخواهان ایران بودهاست.وی از جناح اصلاحطلب جمهوری اسلامی و از اندیشههای محمد خاتمی حمایت میکند و همچنین هاشمی رفسنجانی را «تنها فرد بیجانشین جمهوری اسلامی» میداند.او با تحریم انتخابات در نظام جمهوری اسلامی مخالف است و استدلال مخالفان نظام مبنی بر کاهشیافتن مشروعیت حکومت در پی مشارکت حداقلی را «شوخی از سر عادت» معارضان نامیدهاست.وی سعدی را نماد زبان مشترک ایرانیان و مصدق را نماد ملیگرایی ایرانیان میداند.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۸ امرداد زادروز آذر هاشمی (زاده ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ آبادان) آهنگساز، نوازنده سنتور، نواپرداز و مدرس موسیقیاو از ۱۰ سالگی در هنرستان موسیقیملی تا گرفتن لیسانس مشغول به تحصیل بود و پس از آن به مدت ۸ سال در "وین" به تحصیل آهنگسازی و رهبری کر پرداخت.پس از بازگشت، در سازمان صداوسیما در سمت مدرس سنتور و سرپرست ارکستر بانوان "ترنم" مشغول بهکار شد.همچنین در مقام مدرس و یا داور چندین جشنواره و نیز مسئول هنرستان موسیقی چندین دوره با وزارت ارشاد همکاری تنگاتنگ داشت و در جشنوارههای فجر در سالهای متمادی به اجرای برنامه و داوری پرداخت. او دبیری دو دوره ششم و هفتم جشنواره گل یاس و نیز همکاری با جشنوارههای موسیقی شهرداری تهران، محله و شمسه را نیز داشته است.وی از بدو تاسیس خانه موسیقی عضو هیئت مدیره کانون مدرسان و چند نوبت هم بازرس هیئت مدیره خانه موسیقی شد.او بیش از صد اثر آهنگسازی دارد و در کشورهای متعدد و با خوانندگان مختلفی به اجرای کنسرت پرداخته و در فستیوال کانبرا ۲۰۰۰ در استرالیا مقام آورده است و از طرف یونسکو با ارکستر سمفونیک پاریس به اجرای کنسرت پرداخته و به دعوت دولت ژاپن همراه با ۶ بانوی هنرمند "در زمینههای گوناگون" با هدف تبادل فرهنگی بین بانوان ایران و ژاپن سفر کرده و به اجرای برنامه پرداخته است.وی همچنین با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری کرده و چهار قصه کودکان را آهنگسازی و در کنار آن کاست داستانی دختر کدوتنبل و کشاورز پیر را با آهنگسازی خود در زمینه موسیقی کودک انتشار داده است.او نزد استادان کریستی داوید، فرامرز پایور، محمود کریمی، فرهاد فخرالدینی و حسین دهلوی دانش آموخته و همچنین ردیفهای مرحوم صبا را در قالب آلبومی ۶ کاسته روانه بازار موسیقی ساخته است.وی بیش از ۳۰ سال است که به تدریس سنتور اشتغال دارد و در نوزدهمین جشنواره فجر موفق به دریافت چنگ زرین و در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت درجه یک هنری "دکتری" از وزارت ارشاد شد و در سال ۱۳۸۹ بهعنوان بانوی هنرمند مورد تجلیل قرار گرفت.دکتر آذر هاشمی در حال حاضر مدیر مدرسه هنر و ادبیات "موسیقی" سازمان صداوسیما و بازرس هیئت مدیره خانه موسیقی است. 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۸ امرداد زادروز ژیلا بنییعقوب(زاده ۲۸ امرداد ۱۳۴۹ بندر انزلی) روزنامهنگاراو سالها در تحریریه مطبوعات مختلف از جمله روزنامههای نوروز، وقایع اتفاقیه، سرمایه و… فعالیت داشت و همسرش، بهمن احمدی امویی، روزنامهنگار اقتصادی و از همراهان محمد خاتمی بود.وی که دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر سایت کانون زنان ایرانی بود، در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، در جریان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب گسترده معترضان به نتایج آن انتخابات، همراه با همسرش بازداشت و در خرداد سال ۱۳۸۹ به یک سال حبس و ۳۰ سال محرومیت از روزنامهنگاری محکوم شد.همزمان با انتقال وی به زندان اوین، همسرش از اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد. این در حالی بود که حکم محکومیت احمدی امویی به پنج سال زندان درتهران صادر شده بود و محکومیت تبعید در آن وجود نداشت.بنیاد بینالمللی رسانههای زنان در سال ۲۰۰۹ جایزه شجاعت در روزنامهنگاری را به ژیلا بنییعقوب اختصاص داد و سازمان غیردولتی «روزنامهنگاران کانادایی مدافع آزادی بیان» نیز در سال ۲۰۰۹ وی را به عنوان برنده «جایزه جهانی آزادی بیان» برگزید.او که از فعالان حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین ناعادلانه علیه زنان بوده است، در سال ۲۰۱۰ نیز جایزه ویژه «آزادی بیان» گزارشگران بدون مرز را به خاطر وبلاگ «ما روزنامهنگاریم» به دست آورد.روز ۲۸ خرداد ماه بر اثر سقوط جسمی سخت از دیوار هواخوری بند زنان زندان اوین و اصابت آن به سرش مصدوم و به بهداری زندان و سپس به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده بود. به نوشته کلمه به رغم توصیه پزشکان در مورد لزوم نگهداری او در بیمارستان مقامهای زندان او را به زندان بازگرداندند.قرار بود او در اوایل تیرماه آزاد شود، که در دوم تیرماه ۱۳۹۲ این روزنامهنگار زندانی از بند زنان زندان اوین آزاد شد؛ وی در ۱۲ شهریورماه سال ۱۳۹۱ برای گذراندن دوره یک سال زندان خود به اداره اجرای احکام اوین فراخوانده شد.جوایز:در سال ۲۰۰۹ «بنیاد بینالمللی رسانههای زنان»، «جایزه شجاعت در روزنامهنگاری» را به وی اهدا کرد. او ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در جریان پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۸ امرداد سالروز درگذشت سیمین بهبهانی "خلیلی"(زاده ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۸ امرداد ۱۳۹۳ تهران) نویسنده، غزلسرا و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران او در طول زندگیاش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده است. اشعار وی موضوعاتی همچون عشق به میهن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تنفروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر میگیرند. او بهخاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای بیسابقه به «نیمای غزل» معروف است.وی فرزند عباس خلیلی "شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام" بود. میرزاحسین میرزاخلیل مشهور بهحسین خلیلیتهرانی که از رهبران مشروطه، عموی پدر او و ملاعلی رازیخلیلیتهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی بهدو زبان فارسی و عربی شعر میگفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را بهعربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمانهای متعددی را هم بهرشته تحریر درآورد که همگی بهچاپ رسیدند.مادر او فخرعظما ارغون دختر مرتضی ارغون "مکرمالسلطان خلعتبری" از بطن قمرخانم عظمتالسلطنه "فرزند محمد امیرتومان و نبیره امیر هدایت فومنی" بود. فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن زنان وطنخواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و بهعنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت میکرد.سیمین در سال ۱۳۲۵ با حسن بهبهانی ازدواج کرد و بهنام خانوادگی همسرش شناخته شد. وی از این ازدواج دو پسر با نامهای علی و حسین و یک دختر بهنام امید دارد. ابوالحسن تهامینژاد دوبلور و صداپیشه، داماد اوست. وی درسال ۱۳۴۹ از حسن بهبهانی جدا شد و در همان سال با منوچهر کوشیار که در دوران دانشجویی با او آشنا شده بود، ازدواج کرد. برخی از کتابهایی بانو بهبهانی که منتشر شده است:سهتار شکسته ۱۳۳۰ جایپا (۱۳۳۵/۱۹۵۴) چلچراغ (۱۳۳۶/۱۹۵۵) مرمر (۱۳۴۱/۱۹۶۱) رستاخیز (۱۳۵۲/۱۹۷۱) خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰/۱۹۸۰) دشت ارژن (۱۳۶۲/۱۹۸۳) گزینه اشعار (۱۳۶۷) درباره هنر و ادبیات (۱۳۶۸) آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹) کاغذینجامه (۱۳۷۱/۱۹۹۲) کولی و نامه و عشق (۱۳۷۳) عاشقتر از همیشه بخوان (۱۳۷۳) شاعران امروز فرانسه (۱۳۷۳) با قلب خود چه خریدم؟ (۱۳۷۵/۱۹۹۶) یک دریچه آزادی (۱۳۷۴/۱۹۹۵) مجموعه اشعار (۲۰۰۳) یکی مثلاً این که (۲۰۰۵) با مادرم همراه ـ زندگینامه خود نوشت (۱۳۹۰) شعر زمان ما (۱۳۹۱) مجموعه اشعار سیمین بهبهانی (۱۳۹۱)🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢٩با صدای استاد موسوی گرمارودی
فایل صوتی غزل شماره ٢٩با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢٩با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
زمزمه چنگ سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله سراب استروح غزل: رفتن و آمدن انسان ها, ناکام ماندن اکثر آدمیان, بجا ماندن آنچه از دسترنج آدمیان تهیه می شود, جوانمرگ شدن بسیاری از مردم, وقوع سیل و زلزله و سایر حوادث اگر توجه فرد را به خود جلب کند به همه ما می نمایاند که دنیا اصلاً جای توجهی اصیل و دلبستگی واقعی نیست.هر کس باید ضمن بهره برداری از شرایط موجود در جهت کمال شادمانی و رفاه خود از هر گونه وابستگی و دلبستگی به دنیا پرهیز کند و نصیحت دنیا پرستان و اهل مال و منال را به گوش نگیرد.فقط دل به عشق بندد و بس که رمز جاودانگی است. رهنمود فال: صاحب گرامی فال.از شما و امثال شما بعید است که بخواهید برای بعضی از مواهب زندگانی غصه بخورید.هر چند که شما جوان یا جوان دل هستید و برای جوانان و برنا دلان خیلی جای سرزنش نیست که به دنیا توجه کنند.شما باید بیدار شوید و ببینید که در هفته پیش بر نزدیکانتان چه گذشت؟ در ماه پیش چه؟! در سال گذشته چه؟!پس شادی کنید.فرصت ها را غنیمت شمرید و به نکات مثبت زندگی بیندیشید تا بتوانید از لحظات زندگی بهتر بهره برداری کنید.موسیقی و هنر درمان نهایی کمبودهای شماست.البته خوشبختانه کاستی مهمی ندارید اما به هر حال هر کسی به آینده دل بسته و آرزویی دارد.به دوستان و اطرافیان بیشتر لطف کنید. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
👆👇این یکی از قدرتمندترین روشها در داستاننویسی است. از یک ماجرای معروف، یک «زاویه دیدِ پنهان» را بیرون بکشید.مثال: در داستان «هملت»، همه بر روی تصمیمات هملت تمرکز دارند. اما اگر شما داستانی بنویسید که از نگاه «اپونیا» (معشوقه او) روایت میشود، شما در حال استفاده از تکنیک بینامتنیت هستید تا معنای اصلی داستان را بازتعریف کنید.. سه قانون طلایی برای جلوگیری از اشتباهبرای اینکه نوشتهی شما از حالت «کپیبرداری» خارج شود و به «بینامتنیت» تبدیل شود، این سه شرط را رعایت کنید:قانون «ارزش افزوده» متن شما باید چیزی به متن اصلی اضافه کند. اگر متن شما فقط تکرارِ چیزی است که در متن اصلی وجود دارد و هیچ معنای جدیدی ایجاد نمیکند، شما در حال کپیبرداری هستید، نه بینامتنیت.قانون «تغییر بافتار» همیشه سعی کنید متنِ ارجاع داده شده را در یک محیط (بافتار) جدید قرار دهید. وقتی متن در محیط جدید قرار میگیرد، معنای آن با محیط جدید «درگیر» میشود و معنای جدیدی تولید میکند.قانون «ظهورِ پنهان»بهترین بینامتنیتها آنهایی هستند که خواننده در نگاه اول آنها را نمیفهمد، اما وقتی بعداً متوجه پیوند میشود، دچار یک «لذتِ کشف» میشود. سعی نکنید همه چیز را با خط کش زیرِ متن نشان دهید!خلاصه برای تمرین:همین امروز سعی کنید یک قطعه کوتاه بنویسید که در آن، یک شخصیتِ معروف (مثلاً شکسپیر یا حافظ) در یک موقعیت کاملاً مدرن و پیشپاافتاده (مثلاً در صف انتظار برای رسیدن به مترو) قرار گرفته باشد. این سادهترین تمرین برای درکِ قدرتِ تضاد در بینامتنیت است. تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
بینامتنیت درشعر یا داستاناستفاده از تکنیک بینامتنیت یک مهارت ظریف است؛ چون مرز بسیار باریکی بین «خلاقیت هوشمندانه» و «تقلید یا کپیبرداری» وجود دارد. در واقع، بینامتنیت یعنی شما از متنهای دیگر به عنوان «مواد اولیه» استفاده میکنید تا چیزی کاملاً جدید بسازید، نه اینکه آنها را عیناً بازتولید کنید.اگر میخواهید در نوشتههای خود (شعر یا داستان) از این تکنیک استفاده کنید، این راهنمای گامبهگام را دنبال کنید: ۱. انتخاب استراتژی (تصمیم بگیرید چه میخواهید بگویید)قبل از شروع، باید بدانید چرا میخواهید به متن دیگری ارجاع دهید. هر استراتژی، تأثیر متفاوتی بر مخاطب دارد:-استراتژی «تضاد» متن قدیمی را میآورید تا تفاوت آن را با دنیای امروز نشان دهید. (مثلاً توصیف یک عشقِ حماسی و کلاسیک در کنار یک رابطه سرد و دیجیتالی در دنیای مدرن).-استراتژی «تکمیل» داستانی را مینویسید که در آن، شخصیتی که در متن اصلی «فرعی» بود، حالا نقش اصلی را دارد. (مثلاً نوشتن داستان از زبانِ «غولِ» داستانِ سفیدبرفی).- **استراتژی «بازآفرینی» یک اسطوره یا داستان قدیمی را به یک فضای کاملاً جدید منتقل میکنید (مثلاً تبدیل اسطوره «سیزیف» به یک کارمند اداری که هر روز کارهای تکراری انجام میدهد).. روشهای عملی اعمال تکنیک در نوشتهدر اینجا چهار روش اصلی برای وارد کردن بینامتنیت به متن خودتان آورده شده است:ارجاع مستقیم سادهترین راه، استفاده از یک جمله یا عبارتی از یک اثر مشهور است. - نکته حرفهای:برای اینکه از کپیبرداری ساده فراتر بروید، سعی کنید آن جمله را در جایی قرار دهید که معنایش تغییر کند یا با محیطِ جدیدِ نوشتهی شما در تضاد باشد. ب) بازآفرینی نمادها و تصاویر به جای آوردن کلمات، «تصویرِ» یک متن دیگر را بیاورید. مثال در شعر:اگر میخواهید به «سهراب سپهری» ارجاع دهید، لازم نیست نام او را بیاورید؛ کافی است از تصویر «ماه»، «رودخانه» یا «آبی بودن» به گونهای استفاده کنید که خواننده ناخودآگاه او را به یاد آورَد. این یعنی شما دارید با زبان نمادین او گفتگو میکنید.تغییر در لحن و سبک این روش شبیه به پاستیش است. شما ساختار جملات یا آهنگ کلمات یک نویسنده یا دوره خاص را وام میگیرید.مثال در داستان:اگر میخواهید فضای داستانتان سنگین و فلسفی باشد، میتوانید جملات طولانی، پیچیده و با کلمات سنگین (مشابه سبک آثار نوسپی یا آثار کلاسیک) را در میان یک داستان مدرن قرار دهید تا نوعی «تضاد سبکی» ایجاد کنید.تغییر زاویه دیدادامه دارد 👇t.me/amirnormohamadi1976
بینامتنیت در شعر پست مدرنتکنیک بینامتنیت در شعر پستمدرن، قلب تپنده و یکی از قدرتمندترین ابزارهای این سبک است. اگر بخواهم با یک تصویر ساده آن را برایتان توصیف کنم: بینامتنیت یعنی هیچ متنی در خلاء نوشته نمیشود؛ هر شعر، تلاقی و نقطهای است که هزاران متنِ دیگر در آن به هم میرسنددر دوران کلاسیک، ارجاع به متون دیگر (مانند حافظ یا هومر) معمولاً برای تأیید اعتبار یا ادای احترام بود. اما در پستمدرنیسم، بینامتنیت دیگر یک ادای احترام» نیست، بلکه یک بازی بازسازیکننده است.در اینجا دقیقاً توضیح میدهم که این تکنیک چگونه عمل میکند:. متن به مثابه یک «شبکه» (نه یک جزیره)در دیدگاه پستمدرن، یک شعر مانند یک جزیره جدا افتاده نیست، بلکه مانند یک گره در یک شبکه عظیم از کلمات است. وقتی شاعری از یک جمله، یک تصویر یا حتی یک وزنِ خاص از یک اثر قدیمی استفاده میکند، در واقع دارد با آن متن گفتگومیکند. او متن قدیمی را نمیآورد تا آن را تکرار کند، بلکه میآورد تا آن را بازخوانی تخریب یا تغییر معنا دهد.روشهای عملی عملکرد بینامتنیت:این تکنیک از طریق چند روش اصلی در شعر اعمال میشود:پارودی یا تقلید کنایهآمیز شاعر یک متن بسیار معتبر یا جدی را برمیدارد و آن را در یک بافتار مضحک یا عامیانه قرار میدهد. هدف این است که با شکستن ابهتِ متن اصلی، به پوچی یا بیمعنایی دنیای مدرن اشاره کند. استفاده از لحن حماسیِ شاهنامه برای توصیف یک اتفاق بسیار پیشپاافتاده و روزمره مثل «خرید نان».پاستیش یا تقلید بدون کنایه: برخلاف پارودی که قصد مسخره کردن دارد، پاستیش یعنی تقلید از سبک یک نویسنده یا دوره خاص، اما بدون هدفِ کنایهآمیز. شاعر پستمدرن سبکهای مختلف را مثل تکههای یک پازل کنار هم میچیند (مثلاً ترکیبی از سبک کلاسیک، سبک روزنامهای و سبک علمی) تا یک اثر «هیبریدی» یا ترکیبی بسازد.بازآفرینی یا بازخوانی شاعر یک داستان یا اسطوره معروف را میگیرد و آن را از زاویهای کاملاً متفاوت روایت میکند. مثلاً داستان یک قهرمان را از زبانِ شخصیتِ فرعی یا حتی از زبانِ یک شیء بیجان در آن داستان روایت میکند. با این کار، معنای اصلی متن اول به چالش کشیده میشود.نقلقول مستقیم و غیرمستقیم در پستمدرنیسم، نقلقولها لزوماً برای تزیین نیستند. گاهی نقلقولها در متن شعر «بکشند» و با متن اصلی شعر در تضاد باشند. این تضاد باعث میشود که خواننده متوجه شود «حقیقت» چگونه میتواند در لایههای مختلف متن تغییر کند.تهیه و جمع آوری مطالب: #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
ادامه👇👆روش اجرا: یک پاراگراف از یک متن بسیار منطقی و مرتب (مثلاً یک مقاله خبری یا کتاب تاریخی) را بخوانید. سپس سعی کنید همان محتوا را با استفاده از تکنیک جریان سیال ذهن بازنویسی کنید. یعنی به جای بیان واقعیتها، بنویسید که یک شخصیت در حین خواندن آن خبر، چه آشفتگیهایی در ذهنش رخ میدهد.چند نکته برای موفقیت در تمرینات:1. با خودتان مهربان باشید: در مراحل اول، نوشتههای شما احتمالاً بیمعنی، درهمریخته و حتی آزاردهنده به نظر خواهند رسید. این کاملاً طبیعی است. شما در حال «پاکسازی مسیر» بین ذهن و دست هستید.2. از «من» استفاده نکنید (در مراحل پیشرفته):سعی کنید به جای استفاده زیاد از ضمیر «من»، از تصاویر و اشیاء استفاده کنید تا روایت را جلو ببرید. این کار باعث میشود جریان ذهنی، بیشتر شبیه به یک تجربه زیسته شود تا یک گزارش شخصی.3. ویرایش، اما بعداً: هرگز در حین تمرین، قلم را برای اصلاح کردن بردارید. ویرایش دشمنِ جریان سیال ذهن است. وقتی تمرین تمام شد، میتوانید به نوشته نگاه کنید تا «الگوهای ذهنی» خود را کشف کنید.خلاصه کلام:تمرین جریان سیال ذهن، تمرینِ «نوشتنِ بدونِ فکر کردن»است تا در نهایت بتوانید «فکرهایی که فکر نمیکنیم» (ناخودآگاه) را بنویسید.تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی •[️️️️️️️️️t.me/amirnormohamadi1976
تمرین کردن «جریان سیال ذهن در نویسندگی>>در واقع تمرینِ «رها کردنِ ناخودآگاه» و «متوقف کردنِ سانسورِ درونی» است. اکثر ما هنگام نوشتن، ناخودآگاه خود را کنترل میکنیم (آیا این جمله زیباست؟ آیا منطقی است؟ آیا غلط املایی دارم؟)؛ اما برای نوشتنِ جریان سیال ذهن، باید دقیقاً برعکس عمل کنید.در اینجا چند تمرین عملی و گامبهگام برای تقویت این مهارت در شما آوردهام: ۱. تمرین «نوشتن آزاد» این کلاسیکترین و موثرترین روش است. هدف این نیست که یک داستان بنویسید، بلکه هدف این است که «دست» و «ذهن» را با هم هماهنگ کنید.- روش اجرا: یک تایمر برای ۱۰ یا ۱۵ دقیقه تنظیم کنید. شروع به نوشتن کنید و هرگز دست از نوشتن برندارید. حتی اگر نمیدانید چه بنویسید، بنویسید: «نمیدانم چه بنویسم، قلم من سنگین است، صدای تیکتیک ساعت...». - قانون طلایی: نباید بازنگری کنید. غلط املایی، دستور زبان اشتباه یا جملات بیمعنی، همه بخشی از تمرین هستند. هدف این است که اجازه دهید کلمات بدون فیلترِ «منِ منطقی» از ذهن به کاغذ سرازیر شوند.۲. تمرین «تداعی حسی» جریان سیال ذهن اغلب از طریق حواس پنجگانه تحریک میشود. این تمرین به شما کمک میکند پیوندهای پنهان ذهنی را پیدا کنید.- روش اجرا: یک شیء یا یک موقعیت ساده را انتخاب کنید (مثلاً: فنجان قهوه یا صدای باران). - گامها: 1. ابتدا فقط آنچه میبینید را بنویسید. 2. سپس به اولین بویی که به ذهنتان میآید بروید. 3. از آن بو، به یک خاطره پرش کنید (حتی اگر به قهوه ربطی ندارد). 4. از آن خاطره، به یک حس یا یک سوال فلسفی برسید.- مثال: قهوه بوی خاک باران یادِ خانه پدربزرگ سنگینیِ تنهایی در شهر بزرگ چرا همه اینقدر تند میدوند؟ ۳. تمرین «تغییر زاویه دید درونی» در این تمرین، سعی کنید از حالت «گزارشگر» خارج شوید و به حالت «تجربهکننده» دربیایید.- روش اجرا: یک صحنه معمولی را انتخاب کنید (مثلاً ایستادن در صف نانوایی). به جای اینکه بنویسید: «من در صف ایستاده بودم و خسته بودم»، سعی کنید افکار پراکنده، صداهای مزاحم محیط، درد خفیف در کمر، و ناگهان یادآوری یک وعده غذایی که از یاد رفته را با هم ترکیب کنید. - هدف: ترکیبِ «واقعیت بیرونی» با «آشفتگی درونی». ۴. تمرین «خواندن و بازسازی» t.me/amirnormohamadi1976
بخش دوم👆👇* هدف: این کار برای نشان دادن بینظمی جهان، آشفتگی روان انسان، یا نمایش دنیای رویاها انجام میشود. اینجا هدف «توضیح دادن» نیست، بلکه «ایجاد شوک یا تعجب» است.--- مقایسه در یک نگاه| نوع ساختار | جهت حرکت | محرک اصلی | تجربه خواننده || :--- | :--- | :--- | :--- || خطی | مستقیم (آ/ب/ج) | زمان و اتفاقات | دنبال کردن یک داستان || غیرخطی | پرشی و دایرهای | خاطره و احساس | حل کردن یک پازل ذهنی || منطقی | پیوسته و استدلالی | عقل و پیوند معنایی | درک یک مفهوم یا پیام || غیرمنطقی | گسسته و پراکنده | رویا و ناخودآگاه | مواجهه با تعجب و ابهام | چرا شاعر از ساختار غیرخطی استفاده میکند؟شاعر مدرن میداند که ذهن انسان هم خطی نیست؛ ما مدام در میان خاطرات، رویاها و واقعیتها در حال پرش هستیم. بنابراین، برای اینکه شعر «واقعگرایانه» (در سطح روانشناختی) باشد، از ساختارهای غیرخطی و گاهی غیرمنطقی استفاده میکند تا بتواند آشفتگی درونی انسان را بازنمایی کند.• تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
وقتی صحبت از ساختارهای روایی و منطقی (در مقابل غیرخطی)** در شعر میکنیم، در واقع در حال بررسی این هستیم که «داستان» یا «سفر معنایی» در یک شعر چگونه پیش میرود. در شعر کلاسیک، روایت معمولاً مانند یک خط مستقیم است، اما در شعر مدرن و پستمدرن، این خط شکسته میشود.در اینجا این سه ساختار را به تفکیک بررسی میکنیم:---۱. ساختار روایی خطی این ساختار سادهترین و قدیمیترین شیوه روایت است. در این حالت، شعر از نقطه الف شروع میشود، به نقطه ب میرسد و در نقطه ج به پایان میمیاندمد.- ویژگیها: رعایت ترتیب زمانی (گذشته ؛حال ؛ آینده)، وجود رابطه علت و معلولی روشن، و یک سیر منطقی برای رسیدن به نتیجه.- در شعر: در اشعار حماسی (مانند شاهنامه) یا داستانسراییهای کلاسیک، ما یک سیر مشخص داریم. شخصیتها با زمان پیش میروند و خواننده به راحتی میتواند ردپای اتفاقات را دنبال کند.- منطق: این ساختار بر پایه «و بعد از آن...» بنا شده است.۲. ساختار روایی غیرخطی در این ساختار، شاعر زمان را میشکنه و اجازه میدهد روایت از یک نقطه شروع نشود. روایت میتواند به جای حرکت مستقیم، به عقب بازگردد یا به چندین نقطه در زمانهای مختلف بپر کند.- ویژگیها: استفاده از تکنیکهایی مثل «فلاشبک» (بازگشت به گذشته) یا «فلاشفورورد» (پیشبینی آینده)، پرشهای زمانی ناگهانی، و عدم رعایت ترتیب زمانی.- در شعر: در شعر مدرن، شاعر ممکن است از میان یک خاطره شروع کند، ناگهان به یک تصویر از آینده بپرد و سپس به یک مفهوم فلسفی در زمان حال برسد. این کار باعث میشود خواننده احساس کند در میانهی یک جریان ذهنی قرار دارد، نه یک داستان مرتب.- منطق: این ساختار بر پایه «تداعی معنا» است؛ یعنی رویدادها نه بر اساس زمان، بلکه بر اساس شباهتِ احساسی یا فکری به هم وصل میشوند. ۳. ساختار منطقی و غیرمنطقی این بخش به نحوه اتصال اجزاء شعر بر اساس قوانین عقل یا فراتر از آنها اشاره دارد:- ساختار منطقی: مفاهیم و تصاویر با هم در ارتباط هستند. اگر شاعر از «برق» صحبت میکند، تصویر بعدی میتواند «رعد» یا «تاریکی» باشد. این ساختار برای ایجاد یک استدلال یا یک نتیجهگیری مشخص به کار میرود.- ساختار غیرمنطقی (یا سوررئال/پوچ): در این ساختار، پیوند منطقی میان کلمات و تصاویر از بین میرود. تصاویر کنار هم قرار میگیرند که در دنیای واقعی هیچ رابطهای با هم ندارند (مانند یک ساعت که در حال ذوب شدن است). تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976ادامه دارد👇
✳️ واژهٔ عنقا به چه معناست؟ایا همان ققنوس است؟❇️ عنقا[عَ] (ع اِ) نام سازي است که گردني دراز دارد. (از آنندراج) (غياث اللغات) :گهي سماع زني گاه بربط و گه چنگگهي چغانه و طنبور و شوشک و عنقا.فرخي.مطرباني چو باربد زيباچنگ و بربط چغانه و عنقا.مسعودسعد.به پيروزي و بهروزي نشين مي خور به کام دلبه لحن چنگ و طنبور و رباب و بربط و عنقا.مسعودسعد.ز دستان قمري در او بانگ عنقاز آواز بلبل در او زخم مزهر.ازرقي.از براي عاشقان مفلس اکنون بي طمعبلبل خوش نغمه گه شهرود و گه عنقا زند.فضل بن يحيي هروي.◀️ || نام نوايي است از موسيقي. (از آنندراج) (از غياث اللغات) (از ناظم الاطباء).❇️ عنقا[عَ] (اِخ) همان عنقاء است که در تداول فارسي زبانان همزهء آن مانند ساير الفهاي ممدود، به تلفظ درنيايد. سيمرغ. اشترکا. عنقاي مغرب. عنقاي مغربي. رجوع به عَنْقاء شود :بسان مخلب عنقا پديد شد ز افقو يا چو ابروي زال از نشيمن عنقا(1).منوچهري.ابله آن گرگي که او نخجير با شيران کنداحمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند.منوچهري.با هر کس منشين و مبر از همگان نيزبر راه خرد رو نه مگس باش نه عنقا.ناصرخسرو.رستم چرا نخواند بروز مرگآن تيز پرّ و چنگل عنقا را؟ناصرخسرو (ديوان چ مينوي ص167).خرسند مشو به نام بي معنينام تهي است زي خرد عنقا.ناصرخسرو.از چتر تو سايهء هماي افتدوز گرد سپاه سايهء عنقا.مسعودسعد.گرچه عنقا را نگيرد هيچ باز صيدگيرباز کز دست تو پرد صيد او عنقا بود.اميرمعزي.نقاش چيره دست است آن ناخداي ترسعنقا نديده صورت عنقا کند همي.؟ (از کليله و دمنه).گرچه شد ز اهل روزگار جداچه کم است آخر از مگس عنقا.سنايي.ز گرد راه چو عنقا به آشيانهء بازبسوي بنده خراميد شاه بنده نواز.سوزني.در جوف سپهر تنگدل بودعنقا به قفس درون نيايد.انوري.ملک به کام کي شود تا نرسد بحکم اوعنقا دايه کي شود نا نرسد بزال زر.مجير بيلقاني.من اندر رنج و دونان بر سر گنجمگس در گلشن و عنقا به گلخن.خاقاني.گر به خدمت کم رسم معذور دارکز پي عنقا نشان خواهم گزيد.خاقاني.وگر عنقايي از مرغان ز کوه قاف دين مگذرکه چون بي قاف شد عنقا عنا گردد ز ناداني.خاقاني (ديوان چ عبدالرسولي ص424).هنر نهفته چو عنقا بماند از آنکه بماندکسي که بازشناسد هماي را از خاد.ظهير فاريابي (ديوان ص66).چو مشک از ناف عزلت بو گرفتمبتنهايي چو عنقا خو گرفتم.نظامي.به باز چتر عنقا را بگيردبه تاج زر ثريا را بگيرد.نظامي.برون رفت و روي از جهان درکشيدچو عنقا شد از بزم شه ناپديد.نظامي.عنکبوت ار طبع عنقا داشتياز لعابي خيمگي افراشتي.مولوي.وصف بازان را شنيده در زمانگفته من عنقاي وقتم بيگمان.مولوي.نباشد محرم عنقا مگس.مولوي.اگر عنقا ز بي برگي بميردشکار از چنگ گنجشکان نگيرد.سعدي.وليکن ترا صبر عنقا نباشدکه در دام شهوت به گنجشک ماني.سعدي.مرا که عزلت عنقا گرفتمي همه عمرچنان اسير گرفتي که باز تيهو را.سعدي.يافت عنقا ز عزلت و دوريقاف تا قاف نام مستوري.اوحدي.برو اين دام بر مرغ دگر نهکه عنقا را بلند است آشيانه.حافظ.عنقا شکار کس نشود دام بازچينکآنجا هميشه باد به دست است دام را.حافظ.من و انديشهء مدح تو بادا زين هوس شرممچنان پرد مگس جايي که ريزد بال و پر عنقا.هاتف.◀️ - خود را عنقا کردن؛ کنايه از گم شدن و ناپديد گرديدن است :از که مشرق چو طاووسي برآيد بامداددر که مغرب شبانگه خويشتن عنقا کند.ناصرخسرو.◀️ - عنقاپيکر؛ بزرگ جثه. که پيکري چون عنقا دارد :در مقام عز عزلت در صف ديوان عهدراست گويي روستم پيکار و عنقاپيکرم.خاقاني.◀️ - عنقاسخن؛ که سخني چون عنقا دارد. بمجاز فصيح :خاقاني است بلبل عنقاسخن(2) وليعنقاست کبک هم صفت اوش چون نهي.خاقاني.◀️ - عنقاوار؛ مانند عنقا. بسان عنقا :قاز ار بازو زند بر ياد عدل پهلوانچرغ عنقاوار متواري شود از بيم قاز.سوزني.◀️ - عنقاي فرتوت؛ کنايه از زمين و ظلمت شب باشد. (انجمن آراي ناصري). کنايه از زمين است :شباهنگام اين عنقاي فرتوتشکم پر کرد از اين يکدانه ياقوت.نظامي.(1) - در صفت هلال است.(2) - ن ل: عنقاصفت.t.me/amirnormohamadi1976
🐺 دو اصطلاح گرگی!✳️ یکی از مواردی که شاید بسیاری از ما امروزه واژهای برایش سراغ نداشته باشیم «آشتی ظاهری» و «آشتی مصلحتی» است که چندان حق مطلب و عمق کدورت و اجبار را ادا نمیکند؛ ◀️ اما «گرگآشتی» اصطلاحی است که از گذشته برای این مواقع بهکار میرفت. این واژه در فرهنگهای لغت چنین تعریف شدهاست: «آشتی ظاهری که دلهای طرفین در باطن بر کینه و دشمنی باشد؛ صلح و سازش از روی مکر و نفاق». چند نمونه از کاربرد این اصطلاح:دشمنانِ خویش را قهر کردیم، و صواب آن است که گرگآشتیای کنیم و بازگردیم. (تاریخ بیهقی، قرن ۵)الهی! ای دیرخشم زودآشتی، بنده را در ناامیدی نگذاشتی. با ما مکن گرگآشتی (رسائل خواجه عبدالله، قرن ۵)ز عدلش میش و گرگ اندر حوالی/ بههم گرگآشتی کردند حالی (الهینامۀ عطار، قرن ۶)هیچکدام را مجال آب گذشتن نبود. جمعی در میان آمدند و گرگآشتیای کردند. (جغرافیای حافظ ابرو، قرن ۹)هر دو طایفه، یکی برای فرصتِ افزایش قوت دریایی، دیگر بهجهت تسلی عامۀ مُلک که رغبتِ کلی به صلح بهامید ارزانیِ اشیا داشتند، بنای گرگآشتی گذاشتند. (سفینۀ طالبی، قرن ۱۳)◀️ اصطلاح دیگر «گرگآشنایی» است که همان «دوستی مصلحتی» باشد؛ یعنی «دوستی از روی فریب و نفاق و مکر و حیله». برای این اصطلاح تنها یک شاهد یافت شد: مکن قصد جفا گر باوفایی/ ز سگطبعی بُوَد گرگآشنایی (سعادتنامه، منسوب به ناصرخسرو، قرن ۵)عطار نیز در اسرارنامه، در حکایتی از دوستیِ بیفرجام گرگ و روباه، «گرگآشنا» را در معنی دوست مصلحتی بهکار بردهاست: اگر از چَهْ برون آیی تو را بِهْ/ در این صحرا چو من گرگآشنا بِهْ!◀️ برخی فرهنگها مانند بهار عجم و رشیدی، احتمالاً بهدلیل نیافتن شاهد مثال، گرگآشتی و گرگآشنایی را مترادف دانستهاند.❇️ منابع: فرهنگ فارسی عمید؛ فرهنگ فارسی معین؛ برهان قاطع، فرهنگ نفیسی (فَرنودسار)؛ فرهنگ بهار عجم؛ فرهنگ رشیدی؛ سفرنامۀ ناصرخسرو (بهکوشش محمود غنیزاده)؛ دیوان قصاید و مقطعات حکیم ناصرخسرو (بهکوشش تقیزاده، مینوی، و دهخدا، مطبعۀ مجلس، ۱۳۰۴–۱۳۰۷)؛ پیکرۀ دادگان فرهنگستان زبان و ادب فارسی.✍🏻 سمانه ملکخانی#واژه_پژوهیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
✳️ «شگرف آغازی» یا «براعت استهلال» ❇️ «شگرف آغازی» که بدیعیان آنرا «براعت استهلال» نامیدهاند، آن است که سخنور یا نویسنده آغاز سروده یا نوشته خویش را به گونهای بنویسد و بسراید؛ و در آن واژگان و نکتههایی را بگنجاند که گویای زمینه سروده یا نوشته باشد؛ به گونهای که سخنْدوست از آغاز بتواند دریابد که سخن از آن پس، در چه زمینهای خواهد بود نمونهای نغز و برجسته از این آرایه دیباچهٔ داستان رستم و سهراب را آراسته است. استاد فرزانه توس، در بیتهای شگرف آغاز این دیباچه همۀ اندوهنامه رستم و سهراب را به شیوایی فروفشرده و بازنموده است. دیباچه با نگارهای روشن از سهراب و فرجام اندوهبار او آغاز میگیرد: ترنجی نارسیده با تندبادی نابیوسان که به ناگاه از گوشهای برآمده است، در خاک فرو میافتد:اگر تندبادی برآید ز کُنج،به خاک افگند نارسیدهترنج،ستمگاره خوانیمش، ار دادگر؟هنرمند دانیمش ار بیهنر؟اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ز داد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟از این راز جان تو آگاه نیست؛بدین پرده اندر، تو را راه نیست.همه تا درِ آز رفته فرازبه کس بر، نشد این درِ راز باز◀️ نمونهای دیگر از این آرایه را در بیتهای آغازین «دٓه نامه» از عماد فقیه کرمانی میتوان یافت که در آنها از نامه و واژگانی که با آن در پیوند است، سخن گفته است:به نام آنکه معجز نامهٔ اوست؛ حروف کائنات از خامهٔ اوست.محقق شد که بینامش ز خامهنمیآید برون فرخنده نامه.تعالی الله حکیم حکمت آموزکه در لعلی نهد دُر شب افروز! دهان را چون صدف جای گهر کرد؛ز گفتارش جهانی پر شکر کرد. زبان خامه پرگوهر از او گشت؛دهان نی پر از شکّر از او گشت.◀️ نیز هم از اوست این بیتهای «شگرف آغاز » از دیباچۀ «محبت نامه»:به نام آنکه در کاشانهٔ دل محبت را معین کرد منزلحکیم نقشبند ما در ارحام؛ که در آغاز داند هر سرانجامنگارینی که زِ آب و گِل برآرد؛محبت نامهاش بر دل نگارد.❇️ منابع:- شاهنامه: دفتر پنجم. «داستان رستم و سهراب»، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات از مهری بهفر، تهران: فرهنگ نشر نو، ١٣٩٨، چاپ دوم، صص ١-۶ - زیبا شناسی سخن پارسی، «بدیع» میرجلالالدین کزازی، نشر مرکز، چاپ دهم، ۱۴۰۰، صص ۱۵۸_۱۵۶t.me/amirnormohamadi1976
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۷ امرداد زادروز علیرضا پنجهیی (زاده ۲۷ اَمرداد ۱۳۴۰ ساوه) شاعر، روزنامهنگار، نظریهپرداز و منتقد ادبی او که از پدر و مادری باشنده رشت زاده شد، در کارنامهاش سردبیری ویژه هنر و ادبیات کادح ۱۳۶۶ مجله گیلانزمین ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۱ روزنامه معین ۱۳۸۰ هدیه مهر "پزشکی" ۱۳۹۲ ویژه فرهنگ، هنر و ادبیات گیلهوا ۱۳۸۶ و از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دوهفتهنامه دوات دیده میشود. اشعار او تاکنون به زبانهای عربی، ترکی، کردی، گیلکی، آلمانی، سوئدی، چینی، ایتالیایی، فرانسه و روسی ترجمه شدهاست. وی از دهه ۶۰ به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمده است واز نیمه دوم دهه ۵۰ به شعر و در دهه ۶۰ به روزنامهنگاری روی آورد.او با چاپ شعر در آدینه و گفتوگوی عباس معروفی و کوشان با او در شماره ۲۰ گردون در مهر ۱۳۷۰ به عنوان شاعری نوآور و حرفهای به مخاطبان شعر امروز معرفی شد. انتخاب سه شعر از او از سوی پروفسور شارف و علی عبداللهی و چاپ آن در دو مجلد از آنتولوژی شاعران پارسینوبس ایران و جهان به زبان آلمانی در سال ۲۰۲۲ از زمره مهمترین ملاحظات فرهنگی مربوط به وی شمرده میشود. شایان یادآوری آنکه پروفسور شارف همان برنامهریز مراسم ده شب شعر شاعران ایران انجمن گوته در پیش از انقلاب است.او نیز همراه تنی چند از نویسندگان و هنرمندان گیلانی از بنیانگذاران خانه فرهنگ گیلان محسوب میشود که از ابتدای تشکیل خانه فرهنگ گیلان پیدرپی عضو هیئت رئیسه، بازرس، سخنگو و مسئول روابط عمومی آنجا بود. وی همچنین در دهه ۱۳۸۰ به مدت دو سال و اندی کارگاه شعر پنجشنبهها را همیشه بهصورت رایگان در این خانه برگزار کرد.کتابشناسی:۱۳۵۷- سوگ پاییزی- ناشر شاعر- نایاب۱۳۶۶- همنفس سروهای جوان - هنر و ادبیات کادح- نایاب۱۳۷۰- آن سوی مرز باد- هنر و ادبیات کادح - نایاب۱۳۷۰- برشی از ستاره هذیانی - هنر و ادبیات کادح- نایاب۱۳۷۴- گزینه شعر گیلان، شرح حال و اشعار دهه ۶۰ شامل ۵۴ شاعر نوپرداز گیلانی - مروارید - موجود۱۳۸۳- عشق اول، چاپ دوم ۱۳۸۵ و چاپ سوم ۱۳۹۰- فرهنگ ایلیا - موجود۱۳۸۷- پیامبر کوچک - فرهنگ ایلیا - نایاب۱۳۸۷- شب هیچوقت نمیخوابد - فرهنگ ایلیا - نایاب۱۳۹۳- کوچه چهرزاد - نگاه - نایاب۱۳۹۳- عشق همان اویم است - نصیرا - موجود۱۳۹۶- برگزین ده کتاب «تورا به اندازه تو دوست دارم» - دوات معاصر - نایاب۱۳۹۸- از خویش میدوم - هرمز- موجود۱۴۰۱- مسافرخانه بهشت گیلان - دوات معاصر - موجود🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز نیلوفر لاریپور (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۴۹ تهران) شاعر، ترانهسرا و روزنامهنگاراو کتابهای شعر: بی من فروغ نخوان، اگر تا هفت بشماری، آلزایمر، عسل و فرورین، خاکستریتر از همیشه، عشق کوچک من، خواب دم صبح، امروز چندشنبه است؟ هزار و یک شب من، زیبای اساطیری و ترانههای پر پرواز، شب برهنه را سروده است و در نشریه چلچراغ مطلب مینویسد.وی در برنامه اینترنتی آبان که با محوریت بانوان است به عنوان مجری و نویسنده فعالیت داشت و سرپرست نویسندگان برنامه رادیو هفت بود و در سه تئاتر «سرخ سوزان» (۱۳۷۴)،«مرگ فیدل» (۱۳۹۷) و «به وقت پازولینی» (۱۳۹۸) به عنوان بازیگر حضور داشت.زندگی هنریاو که لیسانس ادبیات دارد، ترانه سرایی را از سال ۱۳۷۱ با اولین ترانهاش به نام «بهار لبخند» آغاز کرد.نام وی در کارهای بسیاری از خوانندگان مطرح همچون ناصر عبداللهی، شادمهر عقیلی، سعید مدرس، علی لهراسبی، مجید اخشابی، مسعود خادم، سعید شهروز، حمید خندان و… به عنوان ترانهسرا دیده میشود. او همچنین برای آثار تلویزیونی نیز ترانه نوشته است، از جمله فیلم تلویزیونی کودک و نوجوان ماهرخ محصول شبکه دوم سیما.او در سال ۱۳۹۷ به عنوان بازیگر در نمایش «مرگ فیدل» به نویسندگی و کارگردانی «آرش سنجابی» بازی در تئاتر را تجربه کرد.fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%84%… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز محمود بیجنخان (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۳۷ آبادان) زبانشناس، استاد و مدیر گروه زبانشناسی دانشگاه تهراناو دوره کارشناسی ریاضی کاربردی را در دانشگاه تگزاس در آرلینگتون (۱۹۸۸) و دوره کارشناسی ارشد (۱۳۶۹) و دکتری زبانشناسی (۱۳۷۴) را در دانشگاه تهران گذراند. تخصص او در حوزههای آواشناسی، واجشناسی و زبانشناسی پیکرهای است. وی علاوه بر تدریس واحدهای مرتبط به این دو حوزه در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران، واحدهای مربوط به مکاتب زبانشناسی، روش تحقیق و زبانشناسی رایانهای را نیز تدریس میکند. همچنین پژوهشهایی را در مرکز تحقیقات مخابرات انجام داد و از سال ۱۳۸۹ تا تابستان ۱۳۹۲ هم معاونت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده داشت. وی از ۴ تیر ۱۳۹۹ تا ۱۶ تیر ۱۴۰۱ بهمدت دو سال در مقام «رئیس موسسه لغتنامه دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی» مشغول فعالیت بود.همچنین پایهگذار اولین آزمایشگاه مجهز زبانشناسی در ایران و برنده رتبه سوم تحقیقات کاربردی در یازدهمین جشنواره بینالمللی خوارزمی است.کتابشناسی:واجشناسی: نظریه بهینگی، تهران: انتشارات سمت ۱۳۸۴.زبان فارسی و رایانه (ویرایش مجموعه مقالات با همکاری حسین صامتی) دو جلد، تهران: انتشارات سمت ۱۳۸۹.امکانسنجی برای تجزیه و تحلیل حوزه اضافه بر اساس روش انطباق الگو، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، وزارت فرهنگ و ارشاد.مجموعه مقالات اولین کارگاه پژوهشی زبان فارسی و رایانه (و) تهران: انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۸۳.فرهنگ بسامدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۱.نظام آوایی زبان فارسی، تهران: سمت، ۱۳۹۲.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز افشین مقدم (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۵۴ چالوس) شاعر و ترانهسرااو که فارغالتحصیل رشته حقوق است، از سال ۷۸ ترانه سرایی را شروع کرده و سال ۸۲ نخستین ترانهاش به مناسبت روز جانباز با نام «دلاور» و با صدای خشایار اعتمادی از صداوسیما پخش شد.وی در دی ماه ۱۳۹۱ به همراه چند تن از اهالی موسیقی، به اتهام همکاری با خوانندگان لسآنجلسی بازداشت شد.ترانه «الکی» در سال ۸۸ انتشار یافت و سال ۸۹ از طرف بینندگان شبکه من و تو رتبه نخست را پیدا کرد و جزو صد ترانه ماندگار فارسی در یکی دیگر از برنامههای همین شبکه قرار گرفت. ترانه همدم او نیز اسفند ۸۹ منتشر شد و در سال ۹۰ رتبه سوم بهترین ترانهها از دید بینندگان من و تو را از آن خود کرد.در سال ۱۳۹۷ کتاب مجموعه ترانه «جان جوانی» از او توسط انتشارات نگاه عرضه شد که شامل ترانههای اجرا شده و اجرا نشده اوست.آثار:از او ترانهها و شعرهای متعددی به انتشار رسیده است که توسط خوانندگان: ابی، سیاوش قمیشی، معین، عارف، علی زندوکیلی، علیرضا عصار، خشایار اعتمادی، نیما مسیحا، مانی رهنما، آوا بهرام و چند خواننده دیگر اجرا شده است.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%B4%…(%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D8%B1%D8%A7)🆔t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد زهرایی (زاده ۱۱ فروردین ۱۳۲۸ مشهد -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۹۲ تهران) ناشر و ویراستاراو کار نشر و کتاب را با راهاندازی کتابفروشی کوچکی در خیابان سعدی مشهد آغاز کرد که پاتوق اهل کتاب و روشنفکران آن دوره، از جمله علی شریعتی بود. در تهران کار نشر را با انتشارات گوتنبرگ ادامه داد و سپس به انتشارات فرانکلین زیر نظر همایون صنعتیزاده پیوست. در سالهای میانیِ دهه ۱۳۵۰ با همکاری دو ناشر دیگر، انتشارات نیل را بازگشایی کرد. برخی از رمانهای شاخص جهان از جمله دنکیشوت، با ترجمه محمد قاضی، یا آثار "م.ا. بهآذین" احمد شاملو و دیگران، حاصل همکاری وی با این افراد در انتشارات نیل بود.پس از انقلاب، بهدلیل گرایشهای سیاسیاش، مدتی به زندان افتاد و تا سالها اجازه فعالیت نداشت، تا اینکه در دهه۷۰ مجوز نشر کارنامه را بهنام همسرش گرفت.کتابهای، حافظ به سعی سایه، تألیف هوشنگ ابتهاج، خواب آشفته نفت و شرح فصوصالحکم هردو تألیف محمدعلی موحد و قبله عالم، ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران نوشته عباس امانت از مهمترین کتابهای نشر کارنامه بود. اما شاید مشهورترین کتاب نشر کارنامه، کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز نوشته نجف دریابندری با همکاری همسرش فهیمه راستکار باشد.او بنیانگذار مراکز پخش کتاب «گلپخش» و «بانک کتاب» در دهه ۱۳۶۰ نیز بود.همچنین مدیریت کتابفروشی شهر کتاب، شعبه نیاوران، را برعهده داشت که یکی از محبوبترین و مؤثرترین کتابفروشیهای تهران و ایران برای کتابدوستان است.ایدهها و نظرات مشتریمدار و پیشرو او بهطور مؤثری چهره کتاب، محصولات فرهنگی و فروشگاههای فرهنگی ایران بهویژه «شهر کتابها» را تغییر داده است.در سال ۱۴۰۰ با تصویب شورای شهر تهران، خیابان حمید واقع در منطقه یک تهران به «خیابان محمد زهرایی» تغییر نام یافت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز عباس امیرانتظام (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۱۱ تهران – درگذشته ۲۱ تیر ۱۳۹۷ تهران) سیاستمدار، معاون نخستوزیر و سخنگوی دولت بازرگان او قدیمیترین زندانی سیاسی پس از انقلاب بهشمار میرفت که از ۲۸ آذر ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۵ در زندان بسر بردوی از هواداران مصدق بود و از سال ۳۲ بهنهضت مقاومتملی پیوست و با رهبران آن بهویژه مهدی بازرگان ارتباط نزدیک داشت. روابط او با بازرگان از دانشگاه تهران آغاز شده بود، زمانی که بازرگان استاد و رئیس دانشکده فنی بود و امیرانتظام دانشجوی مورد احترام و اعتماد بازرگان بود و در جریان انقلاب بهعنوان نماینده بازرگان با شاپور بختیار مذاکره کرد و سرانجام بختیار را متقاعد کرد تا از نخستوزیری استعفا بدهد. وی در زمان نخستوزیری بازرگان، چندین مسئولیت از جمله معاونت نخستوزیری و سخنگوی دولت را برعهده داشت. او یکی از مخالفان ولایت فقیه بود و برای جلوگیری از تصویب ولایت فقیه، طرح انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی را ارائه داد که مورد تأیید بازرگان و اکثریت قاطع وزرا قرارگرفت، اما با واکنش حاکمیت، به سرانجام نرسید. او همچنین بهعنوان سفیر ایران در اسکاندیناوی و نماینده ویژه رئیس دولت در مذاکره با کشورهای اتحاد شوروی و آمریکا فعالیت کرده بود.در زمانی که او بهعنوان سفیر در اسکاندیناوی مشغول کار بود، پس از گروگانگیری در سفارت آمریکا، او را به ایران احضار و به اتهام ارتباط با آمریکا محاکمه کردند. دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا معتقد بودند که وی جزو عوامل آمریکا در دولت موقت بود.یکی از شواهدی که ضد او مطرح شد این بود که سفیر آمریکا در نامه خود به او، نوشته «آقای امیرانتظام عزیز» در حالی که بهکارگیری واژه عزیز جزو عُرف روابط بینالملل است. امیرانتظام به اعدام محکوم شد اما با تلاشهای بازرگان، حکم او به حبس ابد کاهش یافت و در چند سال اخیر به دلیل شدت بیماری و نیز جراحیهای پیدرپی، در خانهاش تحت نظر بود.جوایز بینالمللی:جایزه بینالمللی حقوق بشر «برونو کرایسکی» در سال ۱۳۷۵.جایزه بینالمللی شهامت اخلاقی «کرانسکی» در سال ۱۳۸۳.جایزه بینالمللی حقوق بشر "لوح سپاس" «از سازمان حقوق بشر ایران _ به ریاست خانم شیرین عبادی» در سال ۱۳۸۶.کتابشناسی:آن سوی اتهام، جلد نخست خاطرات امیرانتظام.آن سوی اتهام، جلد دوم محاکمه و دفاعیات امیرانتظام در دادگاه انقلاب.ناگفتههای انقلاب ۵۷ گفتگوهای روزبه میرابراهیمی با امیرانتظام.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز حسین گلگلاب(زاده ۲۷ امرداد ۱۲۷۴ تهران -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ تهران) شاعر سرود ای ایراناو نویسنده، شاعر، مترجم، موسیقیدان و گیاهشناس بود و بهزبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. در ۱۳۰۳ علینقی وزیری گروه موسیقیاش را تاسیس کرد و برای ارکستر آن بهجز تار معمولی، سه نوع تار با طولهای مختلف طراحی کرد که در واقع یک ارکستر مجلسی چهار بخشی بود که با موسی معروفی، گلگلاب، ادیب، حسنعلی صبا، اسماعیل مهرتاش، صادق خانی و صادق اربابی اجرا میشد. گلگلاب که در نواختن ساز، نوازندهای ماهر بود، در سرودن شعر و ترانه هم همردیف بزرگانی چون شیدا، عارف قزوینی و محمدتقی بهار ارزیابی میشد.وی نت میدانست و برخلاف سایر شعرا که سرودن شعر روی آهنگ برایشان مشکل بود، کلمات را با نتهای موسیقی تطبیق میداد. سرودهای «ای ایران» «آذر آبادگان» «خاک ایران» «پایدار ایران» «زبان عشق» «ره عشق» «بلبل مست» و «وصال دوست» از او بهیادگار ماندهاست. سرود ایایران:درباره ساختن سرود «ای ایران» روایتی است: که در زمان اشغال ایران توسط "متفقین" (قوای روس و انگلیس و امریکا) در جنگ دوم جهانی سال ۱۳۲۳، روزی گلگلاب از خیابان رد میشده، رفتار دور از ادب مامور نظامی خارجی را با مردم میبیند. برآشفته میشود؛ به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت میرود و با ناراحتی این جریان را برای خالقی تعریف میکند. خالقی هم متاثر میشود و آهنگی میسازد و گلگلاب شعرش را میگوید که حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است. نخستین اجرای آن ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در کنسرت انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران در خیابان استانبول برای دوشب متوالی برگزار میشود. این سرود در همان مجلس سهبار تکرار شده و هربار شور و هیجانی را در جمع به وجود میآورد. استقبال و تاثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را بهمرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر مربوط بهسالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که بنان خواننده محبوب، این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن پارسی هستند.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذست امیرمسعود برزین (زاده ۳ آبان ۱۲۹۹ تهران -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۸۹ تهران) روزنامهنگار و نخستین رئیس سندیکای نویسندگان و خبرنگاران او در دانشگاه تهران به تحصیل ادبیات انگلیسی پرداخت و برای مدتی به انگلستان رفت و یک دوره روزنامهنگاری را در کالج مطبوعاتی لندن گذراند.در دهه ۱۳۳۰ با مهین عظیما، که فارغالتحصیل دانشکده هنرهای زیبا و نقاش بود و بعدها از پیشکسوتان نقاشی پشت شیشه شد ازدواج کرد.او مترجم خبرگزاری پارس، خبرنگار و سردبیر مهر ایران و سردبیر مجله خواندنیها شد و در پایان جنگ جهانی دوم به عنوان خبرنگار در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.در دهه ۱۳۳۰ در سفارت هند مترجم و سپس رابط فرهنگی سفارت شد و ۳۶ ساله بود که به ریاست روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران درآمد. اما همیشه به کار نویسندگی و مطبوعاتی ادامه داد.سپس به مأموریت اداره روابط عمومی شرکت تصفیه نفت در آبادان رفت و با بروز تنش میان ایران و عراق، کشیک شبانه پستهای حفاظتی شهر را به عهده گرفت.پس از شرکت نفت، رئیس سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد و سال ۱۳۴۸، در دوران ریاست حسین نصر، به ریاست روابط عمومی دفتر فرح پهلوی منصوب شد.او سپس به مدت چهار سال مشاور رئیس دانشگاه تهران و مدرس روزنامهنگاری و روابط عمومی بود و نیز به پیشنهاد شاپور بختیار رئیس سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد.وی در انقلاب ۱۳۵۷ برای ۱۲۳ روز به زندان افتاد و پس از آزادی از زندان، خانهنشین و ممنوع الخروج شد و حقوق بازنشستگی و حق بیمه او را نیز قطع کردند.آرامگاه وی در بهشت زهرا قطعه ۲۳۱ است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد محیططباطبایی (زاده ۲۶ خرداد ۱۲۸۰ زواره – درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۷۱ تهران) ادیب، پژوهشگر ادبی، مورخ و منتقد او در سال ۱۳۰۲ از مدرسه دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و به مدرسه حقوق وارد شد و به خدمت وزارت معارف درآمد و به تدریس تاریخ و جغرافیا در دارالفنون و دانشکده افسری پرداخت.مقالههای تاریخی و ادبی به قلم وی از سال ۱۳۰۶ در نشریات شفق سرخ و روزنامه ایران منتشر شد و سلسله مقالاتش درباره زکریای رازی و اعزام محصل به اروپا، موجب شهرتش بود. او ضمن خدمت در وزارت فرهنگ، به نگارش مقالات تحقیق ادامه میداد که در طی سالیان تعداد آنها از ۱۵۰۰ مقاله فراتر رفت. مدتی مدیریت مجله آموزش و پرورش را به عهده داشت و مجله محیط را در سال ۱۳۲۱ دایر کرد. بین سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۴ مدت دو سال سمت مستشار فرهنگی ایران در دهلی را بهعهده گرفت و چهار سال رایزن فرهنگی ایران در عراق و سوریه و لبنان بود. در سال ۱۳۲۹ در نخستین کنگره ابنسینا در بغداد به زبان عربی، تحقیقی در مورد تولد ابنسینا عرضه کرد.وی در سال ۱۳۳۷ به دعوت رادیو ایران برنامه رادیویی مرزهای دانش را دایر کرد و تعداد گفتارهایی که خود او در برنامه مرزهای دانش ایراد کرد بیش از ۴۵۰ بود.در سال ۱۳۵۷ نخستین جایزه از سوی انجمن آثار ملی به او اعطا شد. در سال ۱۳۵۹ برای دومین بار در کنگره ابنسینا شرکت کرد و در اواخر سال ۱۳۶۲ نیز در کنگره خوارزمی سخنرانی کرد. در سال ۱۳۶۹ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.آرامگاه وی در برج طغرل ابن بابویه در شهر ری است.آثار:آثار وی متجاوز از ۲۵۰۰ مقاله و ۶۰۰ خطابه است. عناوین تعدادی از آثار تجدیدچاپشده او:تحلیل مطبوعات ایرانمجموعه مقالات در مورد جمالالدین اسدآبادی مجموعه مقالات در مورد «فردوسی»مجموعه مقالات در مورد «گلستان سعدی»مجموعه مقالات در مورد «دیوان حافظ»مجموعه مقالات در مورد «خیامی یا خیام». مضمون این کتاب این است که «خیام» ریاضیدان و منجم با «خیامی» شاعر، دو شخص متفاوت هستند.مجموعه مقالات در مورد «تاریخ تحلیل مطبوعات»مجموعه مقالات در مورد «محمد زکریای رازی»مجموعه مقالات در مورد «اعزام محصل به اروپا»«دیوان اشعار»عظیم پس از باب و پیش از ازلرساله خالویه یا ایقانطاهرا یا طاهره (پژوهشی در شعر منسوب به طاهره)برهان قاطعگفتگوی تازه درباره تاریخ قدیم و جدید🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد غفاری "کمالالملک" (زاده سال ۱۲۲۴ کاشان -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۱۹ نیشابور) نقاشاو که یکی از مشهورترین و پرنفوذترین شخصیتهای تاریخ هنر معاصر ایران است، برادر زاده ابوالحسن غفّاری معروف به صنیعالملک از اولین تحصیلکردگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. وی تحصیلات اولیه را در زادگاهش گذراند. پدرش میرزابزرگ که همچون پدرانش دارای حرفه نقاشی بود، ابوتراب، پسر بزرگترش و محمد را برای ادامه تحصیل راهی تهران کرد. محمد با خواهر مفتاحالملک یکی از مقامات دربار ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر به نام نصرت و پسری بهنام حسین علیخان شد.کمالالملک پس از حضور در تهران، بههمراه برادر بزرگترش در مدرسه دارالفنون در رشته نقاشی مشغول بهتحصیل شد، هردو برادر در مدت سه سال تحصیل توانستند موفقیتهای بسیاری را کسب کنند. در پایان سال سوم، ناصرالدینشاه در حین بازدید از مدرسه دارالفنون، با دیدن تابلویی که از چهره اعتضادالسلطنه، رئیس وقت مدرسه دارالفنون که توسط محمد غفاری کشیده شده بود، تحت تأثیر قرارگرفت و دستور داد تا او را بهعنوان نقاش به استخدام دربار درآورند.باحضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص بهوی اهدا شد و پس از چندی ناصرالدینشاه، با تأثیر آثار او سبب شد تا خود بهشاگردی وی در آید و او را در ابتدا بهلقب نقاشباشی و سپس بهلقب کمالالملک منصوب کند. او در مدت حضورش در دربار ۱۷۰ تابلو کشید که معروفترین آنها تالار آینه است و اولین تابلوییست که آن را «کمالالملک» امضا کردهاست.پس از کشته شدن ناصرالدینشاه، کمالالملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید و در موزهها بهرونگاری از آثار رامبراند و تیسین پرداخت و در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. این سفر اروپایی تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت و بهدستور مظفرالدینشاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواستهای شاه جدید کنار بیاید. بهعراق رفت و چندسالی را در آنجا گذرانید. سالهای (۱۲۸۱ تا ۱۲۸۳) پردههای زرگر بغدادی و میدان کربلا را بههنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد.بازگشت کمالالملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه شد. او اگرچه به مشروطهخواهان متمایل بود ولی در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. او در این هنگام با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاکروسو و دیگر نویسندگان آزادیخواه فرانسه، بهسهم خود باحرکت مردم، همراه بود. در سالهای بعد، مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را برعهده گرفت و در این مدرسه با کوشش فراوان بهپرورش شاگردان همت گماشت که زبدهترین آنها، استادانی در مکتب او شدند.وی سرانجام بهدلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶) و بهملک شخصیاش در حسینآباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷) در آنجا بر اثر حادثهای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سالهای آخر زندگانی بهنقاشی ادامه داد. در شرح این حادثه روایتها مختلف است از جمله گفته میشود که سالار معتمد گنجی، از خوانین منطقه و دوست کمالالملک، آجری را برای زدن یک کارگر حمام پرانده که بهعینک و چشم کمالالملک آسیب رسانده است. قاسم غنی پس از این حادثه بر بالین استاد حاضر شد و پس از آن او مدتی برای معالجه بهتهران رفت.آرامگاه وی در کنار مزار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در نیشابور است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای استاد موسوی گرمارودی
به صدق کوش به صدق کوش که خورشید زاید از نفست روح غزل: رندی که دل به محبوب بسته است برای اثبات عشق و ارادت خود، به جز یکرنگی و صداقت هیچ سرمایه ای ندارد.در دستهای هر سلطان مقتدری همه چیز هست.اینک که به سلطان سلطانان و سلطان آفرین جهان دلبسته ایم برای عرضه به درگاه او چه متاعی داریم که او نداشته باشد چه ارائه کنیم که نظر او را جلب کند؟! او که همه چیز دارد.او که محبوب عالم است!!! تنها چیزی که می خرد «صداقت مادر عشق» است و بس.پس خوشا به حال آنان که فقط و فقط صداقت ارائه می کنند تا نگاه عنایتش را به خویش جلب کنند. رهنمود فال: ای صاحب گرامی فال.ای که با صداقت و خلوص برگهای دیوان حافظ را گشودی و به این غزل تفأل زدی.صادقانه به شما بگوئیم که هدف شما خواسته ای والا و ارزشمند است.چند بار تاکنون تا مرز موفقیت کامل رفته اید اما هر بار به یکی از امکانات شخصی خود بیش از آنچه باید تکیه کرده ایدجمال, جلال، توانمندیهای مادی و ظاهری همه صفاتی ارزشمند هستند اما این بار به محض دسترسی به فرصتی مغتنم از اینهمه امکانات نامی نبرید و فقط به نقاط ضعفتان بیندیشید تا آنها را تقویت کنید و آنچه لازم است به دست آورید.خوش بینی به انسانها، حسن جویی از آنها و صداقت در بیان و کردار کلید موفقیت نهایی شماست. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
بخش دوم👆👇-جریان سیال ذهن (در شعر): «آسفالتِ داغ... بوی یاسِ گرهخورده در هوا... پاهای کوچک در خاک... صدای خنده در میان ترافیک... چرا آسمان اینقدر سنگین است؟» (در اینجا، پیوندها مستقیم نیستند و خواننده باید خودش این پرشهای ذهنی را تجربه کند).### ۴. چرا شاعران از این تکنیک استفاده میکنند؟هدف، «واقعگراییِ درونی» است. شاعر میخواهد به خواننده بگوید که حقیقتِ زندگی، در وقایع بیرونی نیست، بلکه در آن آشفتگی، تلاطم و پیوندهای نامرئی است که در ذهن ما میگذرد. این تکنیک باعث میشود شعر از حالت «گزارشگری» خارج شده و به حالت «تجربهگری» دربیاید.### یک نکته مهم برای خواننده:وقتی با شعری مواجه میشوید که از تکنیک جریان سیال ذهن استفاده کرده، نباید با دیدِ «جستجوی معنای منطقی در هر جمله» به آن نگاه کنید. اگر بخواهید هر خط را مثل یک پازل که باید با خط بعدی جور شود تحلیل کنید، ممکن است گیج شوید. در این نوع شعر، باید اجازه دهید «تصاویر و احساسات» مثل موجهای دریا، روی شما اثر بگذارند و معنا را در کلِ آن «حسِ کلی» پیدا کنید.تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر #نورمحمدی [️️️️️️️t.me/amirnormohamadi1976https://t.me/amir…
تکنیک «جریان سیال ذهن» (Stream of Consciousness)در شعر، یکی از پیچیدهترین و در عین حال جذابترین روشها برای بازنمایی دنیای درون انسان است. این تکنیک که ریشه در روانشناسی (نظریه ویلیام جیمز) دارد، در ادبیات بهویژه در شعر نو، برای شکستن ساختار منطقی و خطی استفاده میشود.در شعر، جریان سیال ذهن به معنای آن است که شاعر سعی میکند «خردِ آشفتۀ» ذهن را به جای «گفتارِ مرتبشدهی» زبان، بر روی کاغذ بیاورد.در اینجا برای درک عمیقتر، این تکنیک را به چند بخش تقسیم میکنیم:### ۱. ماهیت جریان سیال ذهن در شعردر زندگی عادی، افکار ما مثل یک رودخانه نیستند که آرام و یکدست جریان کنند؛ بلکه بیشتر شبیه به برخورد امواج یا پرتاب شدن تکههای چوب به دریا هستند. افکار ما مدام از یک موضوع به موضوع دیگر میپرند، با خاطرات برخورد میکنند، با حواس پنجگانه (رایحه، صدا، رنگ) درگیر میشوند و گاهی بدون هیچ دلیل منطقی، از یک حس به حس دیگر تغییر میکنند.در شعر، این تکنیک تلاش میکند این «بینظمیِ درونی» را بازسازی کند.### ۲. ویژگیهای اجرای این تکنیک در شعروقتی شاعری از این تکنیک استفاده میکند، معمولاً ویژگیهای زیر در اثر دیده میشود:- از هم گسیختگی منطقی (Fragmentation): جملات لزوماً با هم ارتباط معنایی مستقیم ندارند. یک تصویر در یک خط شعر، ممکن است با تصویری در خط بعدی که از نظر ظاهری هیچ ربطی به آن ندارد، پیوند بخورد (پیوند از طریق احساس، نه منطق).- اتکا به تصویرسازی (Imagery) به جای توضیح: شاعر به جای اینکه بگوید «من در میان خاطرات گم شدهام»، از برخورد ناگهانی یک بو یا یک صدا استفاده میکند تا همان لحظه، طوفان افکار را در شعر بیاورد.- تغییر ناگهانی زمان: در جریان سیال ذهن، زمان «روانی» است، نه «ساعتشمار». شاعر ممکن است در میان یک جمله، از لحظهای که در حال تماشای باران است، به خاطرهای از بیست سال پیش بپرد، بدون اینکه از شما بخواهد این تغییر را بپذیرد.- استفاده از تداعی معنا (Association): این قلبِ تکنیک است. یک کلمه باعث یادآوری یک تصویر میشود، آن تصویر باعث یادآوری یک درد میشود و آن درد، شاعر را به یک پرسش فلسفی میرساند. این زنجیره در شعر، پیونددهنده اصلی است.### ۳. تفاوت با روایت معمولیبرای اینکه تفاوت را بهتر درک کنید، این مقایسه را ببینید:- روایت معمولی (منطقی): «من در خیابان قدم میزدم، ناگهان بوی گل یاس به مشامم خورد و یاد دوران کودکی افتادم که در باغ مادرم بازی میکردم.» (این یک رابطه علت و معلولی و خطی است).تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
تکنیک «جریان سیال ذهن» (Stream of Consciousness)در شعر، یکی از پیچیدهترین و در عین حال جذابترین روشها برای بازنمایی دنیای درون انسان است. این تکنیک که ریشه در روانشناسی (نظریه ویلیام جیمز) دارد، در ادبیات بهویژه در شعر نو، برای شکستن ساختار منطقی و خطی استفاده میشود.در شعر، جریان سیال ذهن به معنای آن است که شاعر سعی میکند «خردِ آشفتۀ» ذهن را به جای «گفتارِ مرتبشدهی» زبان، بر روی کاغذ بیاورد.در اینجا برای درک عمیقتر، این تکنیک را به چند بخش تقسیم میکنیم:### ۱. ماهیت جریان سیال ذهن در شعردر زندگی عادی، افکار ما مثل یک رودخانه نیستند که آرام و یکدست جریان کنند؛ بلکه بیشتر شبیه به برخورد امواج یا پرتاب شدن تکههای چوب به دریا هستند. افکار ما مدام از یک موضوع به موضوع دیگر میپرند، با خاطرات برخورد میکنند، با حواس پنجگانه (رایحه، صدا، رنگ) درگیر میشوند و گاهی بدون هیچ دلیل منطقی، از یک حس به حس دیگر تغییر میکنند.در شعر، این تکنیک تلاش میکند این «بینظمیِ درونی» را بازسازی کند.### ۲. ویژگیهای اجرای این تکنیک در شعروقتی شاعری از این تکنیک استفاده میکند، معمولاً ویژگیهای زیر در اثر دیده میشود:- از هم گسیختگی منطقی (Fragmentation): جملات لزوماً با هم ارتباط معنایی مستقیم ندارند. یک تصویر در یک خط شعر، ممکن است با تصویری در خط بعدی که از نظر ظاهری هیچ ربطی به آن ندارد، پیوند بخورد (پیوند از طریق احساس، نه منطق).- اتکا به تصویرسازی (Imagery) به جای توضیح: شاعر به جای اینکه بگوید «من در میان خاطرات گم شدهام»، از برخورد ناگهانی یک بو یا یک صدا استفاده میکند تا همان لحظه، طوفان افکار را در شعر بیاورد.- تغییر ناگهانی زمان: در جریان سیال ذهن، زمان «روانی» است، نه «ساعتشمار». شاعر ممکن است در میان یک جمله، از لحظهای که در حال تماشای باران است، به خاطرهای از بیست سال پیش بپرد، بدون اینکه از شما بخواهد این تغییر را بپذیرد.- استفاده از تداعی معنا (Association): این قلبِ تکنیک است. یک کلمه باعث یادآوری یک تصویر میشود، آن تصویر باعث یادآوری یک درد میشود و آن درد، شاعر را به یک پرسش فلسفی میرساند. این زنجیره در شعر، پیونددهنده اصلی است.### ۳. تفاوت با روایت معمولیبرای اینکه تفاوت را بهتر درک کنید، این مقایسه را ببینید:- روایت معمولی (منطقی): «من در خیابان قدم میزدم، ناگهان بوی گل یاس به مشامم خورد و یاد دوران کودکی افتادم که در باغ مادرم بازی میکردم.» (این یک رابطه علت و معلولی و خطی است).تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
تفاوت شعر کلاسیک و شعر سپید در ساختار بصری چیست؟ تفاوت اصلی شعر کلاسیک و شعر سپید در ساختار بصری، در میزان «آزادی در چیدمان» و «تعامل با فضای صفحه» است. در شعر کلاسیک، چشم خواننده به دنبال یک نظم هندسی و قابل پیشبینی است، اما در شعر سپید، چشم خواننده با تجربهای متغیر و گاه غیرقابل پیشبینی روبرو میشود.در اینجا این تفاوتها را در چهار حوزه اصلی بررسی میکنیم: ۱. نظم در مقابل آشفتگی (نظم هندسی vs آزادی)شعر کلاسیک: ساختار بصری در شعر کلاسیک (مانند غزل یا مثنوی) بسیار منظم و متقارن است. سطور معمولاً هماندازه هستند و از لبه سمت راست تا لبه سمت چپ (در فارسی) پر شدهاند. این نظم بصری، بازتابی از نظمِ وزن و قافیه است. چشم خواننده انتظار دارد هر بیت، یک بلوک منظم و متقارن باشد.شعر سپید: در اینجا هیچ قاعده ثابتی برای طول سطور وجود ندارد. یک سطر ممکن است فقط یک کلمه باشد و سطر بعدی بسیار طولانی. این ناهمخوانی بصری، به شاعر اجازه میدهد با سرعت خواندن و مکث کردن خواننده از طریق طول سطور بازی کند.۲. مدیریت فضای سفید (سادگی vs معناگرایی)شعر کلاسیک: در شعر کلاسیک، فضای سفید (White Space) معمولاً فقط به معنای «حاشیه کاغذ» است. هدف از فضای سفید، ایجاد نظم و جلوگیری از شلوغی است و خودِ این فضا معمولاً معنای مستقلی ندارد.شعر سپید ؛ فضای سفید در شعر سپید، خود یک عنصر استعاری است. شاعر از فضای خالی برای نشان دادن سکوت، تنهایی، مرگ، یا گسستهای ذهنی استفاده میکند. در شعر سپید، «آنچه نوشته نشده» (فضای خالی) به اندازه «آنچه نوشته شده» اهمیت دارد.۳. حرکت چشم (خطی vs سیال)- شعر کلاسیک: حرکت چشم در شعر کلاسیک کاملا خطی و پیشبینیپذیراست. چشم از راست به چپ حرکت میکند و با پایان هر سطر، به سطر بعدی با فاصلهای مشخص میپرد. این یک حرکت منظم و ریتمیک است.شعر سپید: حرکت چشم در شعر سپید میتواند سیال و غیرخطی باشد. به دلیل تغییرات ناگهانی در طول سطور یا حتی چیدمانهای خاص (در برخی نمونههای مدرن)، چشم خواننده ممکن است مجبور شود با سرعتهای متفاوتی حرکت کند یا در فضاهای خالی مکث کند. ۴. رابطه با وزن و موسیقیشعر کلاسیک: ساختار بصری در خدمت «شنیدن» است. یعنی نظم سطور، در واقع نشاندهنده نظمِ ضربآهنگ و وزن است. چشم، آنچه را که گوش میشنود، تایید میکند.شعر سپید: ساختار بصری در خدمت «دیدن» و «احساس کردن» است. در شعر سپید، چیدمان کلمات میتواند به جای وزن، «ریتم بصری» ایجاد کند. یعنی حتی اگر شعر را بیصدا بخوانید، شکلِ کلمات روی صفحه، نوعی آهنگ را به ذهن شما منتقل میکند.تهیه و جمع آوری مطالب:#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
#ریشه_شناسی_اصطلاح #اصطلاحات_و_واژه_ها_ی_مهم_فلسفی_سیاسی_اجتماعی1- پراگماتیسم : اصالت دادن به عمل در مقابل فکر و عقیده ( ضد متافیزیک )2- پولیتیک : علم سیاست – تدبیر اندیشیدن3- پسی فیسم : صلح طلب – مخالف جنگ به هر نوع وشکلی که باشد4- پروونسیالیسم : اعتقاد به عدم تمرکزکارها در مرکز کشور و اعتقاد به ناحیه ای شدن5- تاکتیک : شیوه و فنون عملیات 6- ترور : ایجاد رعب و وحشت و از بین بردن مخالفان7- توتا لیتا ریونیسم : اعتقاد به حکومت جمعی و دخالت در کلیه شئون زندگی افراد8- داینامیسم : اصالت روح وتشکیل جهان از ذرات آن 9- دموکراسی : حکومت مردم بر مردم10- دگماتیسم : فلسفه جزم و یقین ( حقایق ذهنی اند یا عینی ؟ )11- دمونستراسیون : تظاهرات بویسله ی سخنرانی و راهپیمایی برای بدست آوردن تقاضاها12- دیالکتیک : مباحثه و جدل – بررسی و روشن کردن مطلبی بوسیله ی روش منطقی 13- دیپلومات : سیاستمدار – سیاسی14- دیکتاتور : مستبد و خودرای15- رئالیسم : واقع گرایی16- رادیکالیسم : خواهان تغییر سیستم و نظام اجتماعی 17- راسیونالیسم : اعتقاد به برتری عقل بر همه چیز18- رفراندوم : مراجعه به آرای عمومی برای دست یابی به اکثریت آرا19- رفرم : تغییرات واصلاحات اساسی بدون استفاده از زور20- رنسانس : نوزایش – نهضت و تجدید حیات علمی و ادبی21- رویالیسم : سلطنت طلبی – ترجیح دادن سلطنت به جمهوریت22- رومانتیسم : جلوه گر ساختن به نحو دل انگیز و خاطره انگیز23- ریتوآلیسم : اعتقاد به لزوم آداب و رسوم در حد افراط24- ژئوپولیتیک : رابطه بین علم جغرافیا و محیط زیست وقدرتها25- سکولاریسم : اعتقاد به اصالت امور دنیوی و رد غیر آن26- سوسیالیسم : اعتقاد به جمعی بودن جامعه و مالکیت دولت به وسایل تولید27- سیپتی سیسم : مکتب شک در مقابل واقعیت ها28- فاشیسم : هرج و مرج وآشوب طلبی ( در زمان موسو لینی احیا شد )29- فئودالیسم : ملوک الطوایفی – حکومت مالکیت بر رعایا30- فاکسیونالیسم : حزب پرستی – اعتقاد شدید به حزب گرایی 31- فناتیسم ( فاناتیسم ) : متعصب – تعصب به آداب ورسوم داشتن32- فرکسیون : گروهی هم فکر به صورت حزبی 33- فراماسونری : گروهی سری که فعالیت های سیاسی داشته باشند34- کاپیتالیسم : اعتقاد به سرمایه داری و وجود قدرت در دست سرمایه داران35- کاپیتولاسیون : دادن حق کنسولی و برائت به برخی از نمایندگان دول خارجی در یک کشور36- کمونیسم : حق مالکیت اشتراکی توده ها نسبت به وسایل تولید با نظارت دولت37- کنفدراسیون : اتحادیه چند کشور و اداره آن بصورت واحد با حفظ استقلال داخلی کشورها38- کنوانسیون : موافقت نامه بین کشورها در امور اقتصادی وسیاسی39- کودتا : تغییر ناگهانی رژیم و بدست گرفتن قدرت توسط عده ای دیگر40- کلکتیویسم : اعتقاد به اداره کشور بطور گروهی و تشریک مساعی41- لیبرالیسم : فلسفه آزادی طلبی – اعتقاد به اصل آزادی انسانها در جامعه 42- ماتریالیسم : ماده پرستی – توجه به مادیات – اصالت دادن به ماده43- میتینگ : جمع شدن مردم برای سخنرانی و مذاکره44- متروپل : کشورهای دارنده مستعمرات45- مرکانتالیسم : اعتقاد به قدرتمندی کشور وجامعه در افزونی صادرات بر واردات46- میلیتاریسم : اعتقاد به آماده باش جنگی به عنوان مهمترین وظیفه شناسی47- ناسیونالیسم : ملیت پرستی – اعتقاد به برتری ملت خودی به ملل دیگر48- ناتورالیسم : گرایش به طبیعت 49- هیومنیسم ( اومانیسم ) : اعتقاد به برتری انسانها و قدرت آن.t.me/amirnormohamadi1976https://t.me/amir…
ادبیات مصنوعی با افتخارِ هوش مصنوعی!✍️آرمان میرزانژاد در دوره کنونی که شائبهٔ استفاده دیگری از تکنولوژی هوش مصنوعی خاطر منتقدان تیز بین را مشوش می کند، آیا مسئله اصلی این است که چه کسی متن را نوشته؟ یا این که این متن چه میزان اصالت فکری، تجربه زیسته و صدای منحصربهفرد خود را دارد؟آنچه متن را از حالت روتوش شده، کمال گرا، بی خطا در می آورد و شائبه ماشینی بودن آن را کم رنگ می کند چیست؟ دخیل کردن حواس چندگانه، تجربه فردی، لحن و لهجه، موقعیت اکنونی مفاهیمی که به شکل زنده در شهر، خیابان و روابط انسانی می بینم یا نه همه این موارد هم قابلیت کپی برداری دارند و ماشین این موارد را هم می تواند به مثابه الگوی زبانی مشخصی بازتولید کند؟هوش مصنوعی نسخه هوشمندی از ایده ها و مفاهیم از پیش موجود را میگیرد و تحلیل میکند و نقد را می سازد نسخه ای که غلط املائی ندارد، گزاره ها بدون دخالت حالت روانی، حسی، لغزش زبانی به شکلی لاجیکال پیش می رود، سعی می کند علائم نگارشی را رعایت کند.اما نوشته انسانی غالبا در برهم کنش مجموعه ای از چیزها به وجود می آید جایی که بتواند زبان از حالت اتوماتیک در توزیع گزاره های منطقی و انتقال اطلاعات در بیابید و ارتباط نزدیکی با متن زندگی روزمره پیدا بکند و از موقعیت تن، زبان، آسیب ها و مسائلی که در زیر پوست فرد و جامعه است بگوید که انسان های زنده امروز هر یک به نوعی چه تجربه ای می کنند و چه اموری را آسیب زا میبینند یا چه زیبایی های را حس می کنند. با این وضعیت متن از دامِ اتهام به ماشینی بودن در می آید. نقد ماهم نیازمند چنین فازی استقلال طلبانه ای برای توسعه است جایی که مفاهیم گذشته بیانگر موقعیت کنونی نیست، زبان سعی می کند با موقعیت بدن، تجربه های نو، حواس و اثر تکنولوژی ها، مفاهیمی تابع موقعیت خود و دیگران خلق کند. وگرنه این خط و خطوط انسانی، این ردپای تجربه منحصر به فرد، بدگمانیها و قضاوت ها اگر در متنی حاضر نباشد کمو بیش با شائبهی زبان ماشینی روبه روییم، نه زبانی حامل رخداد یا اثر انسانی... امری که این روزها به شدت شایع شده به نام خود زدن زبان ماشینی تا سر حدی که کاربر فکر نمیکند پیشتر فرم زبانی متن هاش، با فرم کنونی زبانش فاصله دارد و این شیفتگی مسحورکننده ی دزدآفرین به زبان ماشینی، باعث شده زندگی فردی، طعم چیزها، لحن های مختلف، تفاوت های حسی، فکری و روانی خود را با دیگری نادیده بگیریم و در برابر هوش مصنوعی ذوب شویم، و با خوار داشت دیگری، دیگری را سوژه ای کمهوش تر از خود تصور کنیم، در صورتی که نه دیگری الزاما کم هوش است و نه ما چندان هوشمند! آنک! بدبختی جدید زمان ما این است...t.me/amirnormohamadi1976
▪️"ظرایف معنایی یکی از زیباترین ابیات حافظ"ز گِردْخوانِ نگونِ فلک طمع نتوان داشتکه بیملالتِ صد غصه، یک نواله برآیدـ آقای هاشم جاوید در شرح این بیت، به نکتهای مهم دربارهٔ ضبط و معنای «گِردْخوان» پرداخته است. این ترکیب گاه به صورت «گِردِ خوان» (اطراف سفره) ضبط شده، اما صورت درست آن «گِردْخوان» به معنای «سفره یا خوانِ گرد» است.«خوان» در فارسی کهن به معنی طبق یا سفرهای بوده که بیشتر از چوب و گاه از فلز میساختند و در زبان پهلوی نیز به معنای سینی آمده است. میزهای پایهدار امروزی نیز در حقیقت ادامهٔ همان خوانهای کهناند؛ چنانکه در دارابنامه آمده است:«بفرمود که خوان بیارید. رفتند و خوان بیاوردند به چهار قسم، تختهای ازاو سرخ و تختهای سبز و تختهای زرد و تختهای سپید یک گز در یک گز و پایههای وی هم از وی»(داراب نامه طرسوسی تصحیح دکتر ذبیح الله صفا، ج ۲، ص ۳۳۰)از همین رو، به خوانی که به شکل دایره ساخته میشد «گِردْخوان» میگفتند. این معنا با جهانبینی گذشتگان نیز هماهنگ است؛ زیرا آنان آسمان را گرد و فلک را دایرهای میدانستند که ستارگان بر آن یا با آن در گردشاند. تعبیرهایی چون «فلک دوّار» و «گردون گردان» نیز بر همین تصور استوار است.حافظ که همواره در گزینش واژگان به تناسبهای معنایی و لفظی توجهی دقیق دارد، «گِردْخوان» را در کنار «فلک» به مناسبت گردی آن آورده است و خوانش «گردِ خوان» به معنای اطراف سفره را میتوان در معنای ثانویه و ایهامی پذیرفت.ـ فرهنگهای معتبر و متون کهن نیز معنای گردْ بودن این خوان را تأیید میکنند:جز زهر نداد در نوالهگردون که به شکل گِردْخوان است (زیاد اصفهانی)خلق از این گردخوان دیرینهخورده سیلی و هیچ سیری نه (سنایی)رحلِ اجزا و نان خشک بر اوگردخوان من و کباب من است (انوری)ما جمله بر آن گردخوان نشستهجویان شده نانپارهٔ جدا را (سوزنی)حکمتت هر سال بر این گردخوان نقرهکوببره را از آتش خورشید بریان ساخته (خواجوی کرمانی)بیت زیر از صائب نیز شاهدی روشن بر درستی این ضبط است؛ زیرا حضور واژههای «مرکز» و «پرگار» آشکارا بر شکل دایرهای «گردخوان» دلالت دارد:دل خوردن است قسمتم از گردخوان چرخاز مرکز خود است چو پرگار دانهامـ در بیت حافظ، پیوند میان «گردخوان»، «نگون»، «طمع»، «غصه» و «نواله» با دقتی کمنظیر شکل گرفته است. حافظ آسمان را به «گردخوانی نگون» تشبیه میکند؛ سفرهای واژگون که طبعاً به دلیل واژگونی، لقمهای از آن نصیب کسی نمیشود. این تصویر، هم به هیئت ظاهری آسمان اشاره دارد و هم کنایهای از وارونگی کار جهان و بیوفایی فلک است؛ همان فلکی که زمام مراد را به نادانان میسپارد و داد اهل خرد را نمیدهد.واژهٔ «طمع» نیز با فضای سفره و خوردن تناسبی طبیعی دارد و در عین حال، معنای آز و چشمداشت را نیز در خود حفظ کرده است.▪️اما ظریفترین نکتهٔ بیت، که آقای جاوید به زیبایی به آن اشارت کردند؛ کاربرد واژهٔ «غصّه» است. امروزه این واژه بیشتر به معنای اندوه به کار میرود، اما در منابع کهن، معنای اصلی آن «چیزی است که در گلو گیر کند»، مانند استخوان یا لقمهای که راه نفس را ببندد. لغتنامهها چون دهخدا و ناظمالاطبا و فرهنگ بزرگ سخن از انوری و ترجمانالقرآن زمخشری، اقربالموارد، لسانالتنزیل و دیگر منابع، همگی این معنا را ثبت کردهاند.چنانکه در سندبادنامه آمده است:«این مرد را این ساعت استخوانی در مجرای حلق بماند... ترسیدم که مبادا از این غصه بمیرد.»در این عبارت، «غصه» به معنای اندوه نیست، بلکه همان استخوان یا لقمهٔ گلوگیر است. از همین رو، قرار گرفتن آن در کنار «نواله» که به معنای لقمه است، تناسبی دقیق و هنرمندانه میآفریند.همین کاربرد را در قرآن کریم نیز میتوان دید؛ آنجا که در آیهٔ چهاردهم سورهٔ مزمل از «طعاماً ذا غصه» یاد شده است؛ یعنی خوراکی گلوگیر و جانکاه. بیشتر مفسران و مترجمان کهن، از جمله طبری، سورآبادی و جرجانی، «ذا غصه» را به «گلوگیر» ترجمه کردهاند.✍🏼 بدین ترتیب، حافظ با بهرهگیری از معنای اصیل «غصه»، شبکهای از واژگان همخانواده و همفضا، مانند «گردخوان»، «طمع» و «نواله»، پدید آورده و تصویری آفریده است که در آن، هم بیمهری فلک و هم دشواری به دست آوردن روزی، با هنری کمنظیر در کنار یکدیگر نشستهاند.📚منابع مورد بررسی:➖حافظ جاوید، دکتر هاشم جاوید، تهران: نشر فروزان ۱۳۷۷، صص ۵۵۷-۵۶۰.➖فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن ۱۳۸۲، ج ۶: ۵۱۸۳ و ۶۱۱۷.➖فرهنگ اصطلاحات نجومی همراه با واژههای کیهانی در شعر فارسی، ابوالفضل مصفی، تبریز، انتشارات تاریخ و فرهنگ ایران، شماره ۳۱، مهر ماه ۱۳۵۷، ص ۶۵۵.➖شرح شوق، دکتر سعیدحمیدیان، تهران: نشر قطره، ج ۴: ۲۶۹۶.گردآوری: #محمدرضاکاکائیhttps://t.me/amirnormohamadi1976t.me/amirnormohamadi1976
ساختار های بصری در شعرعبارت «ساختار بصری در شعر» به ویژگیهایی اشاره دارد که با استفاده از چیدمان کلمات، فضای سفید کاغذ، و شکل ظاهری شعر، یک تصویر یا معنای خاص را در ذهن خواننده (علاوه بر معنای واژگان) ایجاد میکند. در واقع، در این نوع شعر، «چگونه دیده شدن» کلمات به اندازه «معنای» آنها اهمیت دارد.این ساختارها را میتوان به چند دسته کلی تقسیم کرد:### ۱. شعر تصویری یا کنکرهای (Concrete Poetry)این مشهورترین نوع از ساختارهای بصری است. در این سبک، کلمات و حروف به گونهای روی صفحه آرایش میشوند که شکل یک شیء یا مفهوم را بسازند.- مثال: اگر شاعری درباره «باران» شعر میگوید، کلمات را به صورت خطوط مورب یا قطرهقطره در صفحه پخش میکند. در اینجا، چشم خواننده قبل از خواندن متن، تصویر باران را میبیند.### ۲. استفاده از فضای سفید (Negative Space)در شعر مدرن، فضای خالیِ اطراف کلمات یا فاصلههای زیاد بین کلمات، خود بخشی از معناست.- سکوت بصری: وقتی یک شاعر کلمات را با فاصلههای بسیار زیاد از هم قرار میدهد، در واقع دارد «سکوت» یا «توقف» را به صورت بصری تجربه میکند. این فضا میتواند نشاندهنده تنهایی، پوچی، یا زمانِ سپری شده باشد.### ۳. چیدمان و هندسه (Typography & Layout)نحوه قرارگیری سطور (Lineation) و استفاده از انواع فونت یا اندازه کلمات:- سطور کوتاه و بلند: استفاده از سطور بسیار کوتاه در کنار سطور طولانی میتواند ضربآهنگ بصری ایجاد کند که با سرعت خواندن متن هماهنگ است.- تغییر جهت: نوشتن کلمات به صورت عمودی، یا چرخش آنها، خواننده را مجبور میکند از زاویه دید متفاوتی به متن نگاه کند.### ۴. بازی با حروف و نشانهگذاری (Punctuation & Graphemes)گاهی ساختار بصری از طریق خودِ حروف ایجاد میشود:- استفاده از تکرار یک حرف خاص برای ایجاد یک بافت (Texture) بصری.- استفاده خلاقانه از علائم نگارشی (مانند نقطه، ویرگول یا علامت سوال) که نه فقط برای دستور زبان، بلکه برای ایجاد یک الگوی گرافیکی به کار میروند.---### چرا شاعر از ساختار بصری استفاده میکند؟تکمیل معنا: وقتی کلمه درمان نمیتواند تمام احساس را منتقل کند، شکلِ کلمه در صفحه این نقص را جبران میکند.درگیر کردن حواس: شعر دیگر فقط یک تجربهی «شنیداری» (خواندن با صدای بلند) نیست، بلکه به یک تجربهی «دیداری» نیز تبدیل میشود.شکستن سنت: در شعر کلاسیک، تمرکز بر وزن و قافیه بود؛ اما در شعر نو، شاعر میخواهد محدودیتهای صفحه کاغذ را به چالش بکشد.خلاصه کلام:ساختار بصری یعنی تبدیل کردن صفحه کاغذ از یک «زمینه بیطرف» به یک «بستر هنری» که در آن، چیدمان کلمات، بخشی از پیام شعر است.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز علیاصغر حکمت(زاده ۲۶ امرداد ۱۲۷۱ شیراز -- درگذشته ۳ شهریور ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده، مترجم و سیاستمداراو از سیاستمداران دوران رضاشاه و محمدرضاشاه بود و چندین دوره عهدهدار مقام وزارت، نخستین رئیس دانشگاه تهران و بنیانگذار کتابخانه ملی در مقام وزیر فرهنگ و معارف وقت و بنیانگذار نشریه فروغ تربیت بود.وی فرزند احمدعلی مستوفی معظم الدوله "حشمت الممالک شیرازی" و اجدادش از علمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه حسن فسایی نویسنده کتاب فارسنامه ناصری بود و جد او علیخان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه است.او در تهران، همزمان با آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی به آموختن فقه و اصول پرداخت و در سال ۱۲۹۷ وارد خدمات فرهنگی شد. با نشر مقالات تحقیقی و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، به شهرت رسید و وارد فعالیتهای سیاسی شد و با کمک عدهای از دوستان و همفکرانش به رهبری علیاکبر داور، حزب رادیکال را بنیانگذاری کردند. وی تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت میکرد و در این سال به تشکیلات جدید داور در دادگستری وارد شد و پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا رفت. او در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت و مأموریت دیگر او در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود. در سال ۱۳۰۹ بهمنظور تکمیل تحصیلاتش به فرانسه و انگلستان رفت و از دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات فارغالتحصیل شد.آرامگاه وی در شهرری "باغچه توتی" است. تألیفات:امثال قرآن مجیدشرح احوال جامیرساله در باب امیر علیشیرنوایی«پارسی نغز» (مجموعهای از برگزیدههای پارسیگویان)تصحیح «کشفالاسرار» میبدیرهآورد حکمت، از نوشتهها و خاطرات شخصی حکمتنقش پارسی بر احجار هندترجمه:پنج حکایت از شکسپیراز سعدی تا جامی، ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون،امین و مأمون، ترجمه از سلسله روایات جرجی زیدانترجمه «رستاخیز» تألیف تولستوی ترجمه «راه زندگانی» تألیف نیکولا حداد مصری،تاریخ جامع ادیان، نوشته جان بی. ناسنمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۶ امرداد سالروز درگذشت غلامحسین بیگدلی (زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۷۷ کرج) شاعر، ادیب، خوشنویس و پژوهشگراو در سال ۱۳۲۰ از دانشکده نظام فارغالتحصیل شد و بهخدمات نظامی مشغول شد و مدتی محافظ خاندان پهلوی بود.پس از قیام افسران خراسان در سال ۱۳۲۴ بهجرم عضویت در حزب توده دستگیر و بهزندان شیراز و کرمان منتقل شد. پس از آزادی از زندان و با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان بهفرقه دموکرات آذربایجان پیوستند. پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ بسیاری از افسران دستگیر و اعدام شدند در حالی که تعدادی نیز همراه با دیگر نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان به شوروی پناه بردند. وی نیز همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت و در آنجا با شرایط دشوار معیشتی روبرو شد. او با مکاتبات اعتراض آمیزی که داشت، منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد و طی محاکمهای غیابی در شوروی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.وی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، از زندگی سختش در هفت سال دوری از خانواده نوشته است و تبعید به شهرهای "راستف-ان-دون" در اوکراین، ولادی وستوک و منطقه سردسیر ماگادان و کار در معادن زغال سنگ و معدن طلا را شرح داده است.او سرانجام با مرگ استالین، دیکتاتور شوروی، پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، از تبعید آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.زندگی علمی:وی پس از آزادی، زندگی علمیاش را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد. وی ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری بهزبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بیگدلی
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد سالروز درگذشت عزتاله انتظامی (زاده ۳۰ خرداد ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۹۷ تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیوناو در سال ۱۳۲۶ به عرصه هنر وارد شد و با دستمایههای هنر نمایش و تئاتر به شهر هانوفر آلمان رفت و در مدرسه شبانه آموزش سینما و تئاتر تحصیل کرد. در سال ۱۳۴۸ با فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی وارد حرفه سینما شد و در دیگر آثار مهرجویی: آقای هالو، دایره مینا، پستچی، اجارهنشینها، هامون و بانو، به هنرنمایی پرداخت. وی علاوه بر این نقشآفرینیها، در فیلمهای کارگردانان مطرح سینما: علی حاتمی، مسعود کیمیایی و محسن مخملباف نیز بازی کرد. همچنین در فیلم مستند عشقپرداز به کارگردانی محمدهادی کاویانی در کنار محمود فرشچیان حضور داشت. وی پس از انقلاب و به خصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقشها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای حاجی واشنگتن، اجاره نشینها، گراندسینما، هامون، بانو، گاو، ستارخان، صادق کرده، خانه خلوت، ناصرالدینشاه اکتور سینما، روز فرشته، روسری آبی، دیوانه از قفس پرید، خانهای روی آب و راه آبی ابریشم، اوج هنرنمایی او در آن فیلمهای ماندگار است. او در گاوخونی دومین همکاریاش با بهروز افخمی را تجربه کرد و جایی برای زندگی چهارمین تجربهاش با محمدرضا بزرگنیا بود. او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در ۷۹ سالگی در فیلم حکم همکاری کرد. شاید نقش «رضا» در فیلم حکم یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای پدرخوانده را برایمان زنده کند. مجید انتظامی آهنگساز و نوازنده معروف، فرزند اوست..🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۶ امرداد زادروز ابوالقاسم ایرانی (زاده ۲۶ امرداد ۱۳۲۵ بوشهر) شاعراو دانشآموخته حقوق قضایی و دریایی است، اما بیش از همه عمرش را در زمینه ادبیات و شعر صرف کرده است. وی در میان اهالی ادبیات شاعری است که در طول نیم قرن اخیر شعرها و مقالاتش در جنگهای ادبی و نشریات منتشر شده است. همچنین «صدای بوشهر» اولین روزنامه بوشهر نیز توسط این شاعر بنیانگذاری شد. اولین مجموعه شعر وی بعد از قریب به نیم قرن فعالیت ادبیاش باعنوان «جاده تا آنجا که ایستادهای میآید» در سال ۱۳۹۳ از سوی موسسه انتشارات نگاه منتشر شد. او در همه سالهای فعالیت تنها همین یک کتاب را منتشر کرده است.وی در سالهای ۴۰ تا ۵۰ کتابی بهنام «زنجیر تا ابد» را آماده انتشار کرد، چاپ هم شد اما جلوی پخش آن را گرفتند و کتاب خیلی دیده نشد.او در آن سالهای ۴۷-۴۸ با فشار دولت از ایران گریخت و به بحرین رفت، از آنجا بههند رفت و بعد دنیا را گشت و بعد از چند سال دوباره به بحرین بازگشت و همانجا ازدواج کرد.وی طی مدتهای فعالیت، نشریات «صدای بوشهر» «پیکار اندیشه» و «از شعر تا قصه» را راهاندازی کرد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز حسامالدین سراج(زاده ۲۶ امرداد ۱۳۳۷ اصفهان) خواننده موسیقی سنتی و نوازنده سنتور و سهتار او در خرداد ۱۳۹۳ بهمدت چهارسال بهعنوان یکی از ۲۵ عضو شورایعالی بنیاد باران انتخاب شد و همچنین سرپرستی گروه موسیقی سنتی ایرانی «بیدل» را نیز به عهده دارد.وی دارای مدرک تحصیلی فوقلیسانس معماری از دانشگاه شهیدبهشتی و دکترای پژوهش هنر از دانشگاه هنر است.موسیقی را از سیزده سالگی با آموختن تنبک آغاز کرد، سپس سنتور را نزد سیروس ساغری آموخت و برای تکمیل آن از استادانی چون فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهرهمند شد. همچنین در زمینه آواز از محمود کریمی و محمدرضا شجریان استفاده کرد. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر پدرش "محمدرضا سراج" بود که بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با استادان ادب و هنر مانند جلالالدین همائی، تاج اصفهانی، حسن کسایی و ... آشنایی داشت، بههمین جهت فضایی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود.وی علاوه بر آواز، در برخی از آثارش آهنگسازی را نیز بهعهده داشته و بانواختن سنتور و سهتار نیز آشنایی دارد. همچنین در دانشکده هنرهای زیبا بحثی با عنوان شناخت هنر را تدریس میکند. او، علاوه بر ایران، کنسرتهای فراوانی در کشورهای دیگر داشتهاست.لغو کنسرت در کرمانشاه: در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ تیر ۱۳۸۹ وی به کمک جمعیت دانشجویی امامعلی در شهر کرمانشاه کنسرتی را تدارک دیده بودند که در اولین روز اجرای خود با قفل کردن درهای ورودی لغو شد. در اولین شب اجرای کنسرت عدهای که بلیتهای کنسرت را در دست داشتند بهمحل برگزاری کنسرت مراجعه کردند و عدهای دیگر در خارج از تالار مانع حضور مردم در تالار شدند و پس از مدتی مسئولان اجرای کنسرت در روزهای بعد را هم لغو کردند. این درحالی بود که نیروی انتظامی در محل حضور پیدا کرده بود ولی عملاً هیچ اقدامی انجام نداد. سراج در گفتگو با ایسنا چنین شرح داد:شب گذشته عدهای جلوی در سالن «انتظار» را زنجیر بستند و به مردمی که برای دیدن کنسرت آمده بودند، اجازه ورود به سالن ندادند و ما هم نتوانستیم برای اجرا وارد سالن شویم.در پی اقدام سراج، علیاکبر مرادی نوازنده و استاد تنبور نیز از برگزاری کنسرت در کرمانشاه منصرف شد.آثار منتشرشده:همپای جلودارنینوا ۱نینوا ۲باغ ارغوانوصل مستانشمس الضحییاد یار۱۳۷۲: آفاق عشق نظامی (خسرو شیرین، لیلی مجنون)طریقت عشق۱۳۷۴: آینه رو۱۳۷۴: بوی بهشت۱۳۷۵: دلآرابی نشاننگاه آسمانینرگس مستشهر آشنایی۱۳۷۸: شرح فراقرویای وصل۱۳۸۲: وداع۱۳۸۲: نازنین یار۱۳۸۳: عشق و مستی۱۳۸۳: ماه نو۱۳۸۴: آیینه و آه۱۳۸۷: قصه گیسو۱۳۸۸: جام الست۱۳۹۰: راه بینهایت۱۳۹۱: خوشا سرو۱۳۹۳: مسیحا۱۳۹۴: لب خوانی بارانآیین آوازسراج مبدع برنامه تخصصی آموزشی آیین آواز است که توسط علی شیرازی در فرهنگسرای ارسباران بنیانگذاری شد. بهگفته شیرازی در نطق افتتاحیهاش در نخستین نشست آیین آواز، فکر اولیه این برنامه را سراج در زمانی که این دو در خلال برگزاری شب آواز ایرانی بهمدیریت اولیه شیرازی با هم در ارتباط بودند با او در میان گذاشته بود. در نهایت آیین آواز با افزودن ایدههای خود شیرازی بهشکل فعلی درآمد و شروع بهکار کرد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز اردشیر رستمی (زاده ۲۶ امرداد ۱۳۴۹ اهر) کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمهساز، طراح لباس، شاعر و بازیگراو تسلط کاملی به زبان آذری دارد و مانند بسیاری از آذربايجانیها به اشعار شهريار عشق میورزد.وی به دلیل مشغلههای کاری نتوانست تحصيلاتش را ادامه بدهد، اما صدها جلد کتاب فلسفی، اجتماعی، هنری و ادبی را خوانده است.این هنرمند کشيدن نقاشی، کاريکاتور و آموختن گرافيک را بهطور تجربی ياد گرفته است.آثار:دیگ دودزده - اردشیر رستمی - فرهنگ کاوش (۱۳۷۹)تیلهها - اردشیر رستمی، فرزین هومانفر - میرکسری (۱۳۸۳)شب هزار و دوم - تورج رهنما، اردشیر رستمی (نقاش) نشرچشمه (۱۳۸۴)شهروند خط صفر - اردشیر رستمی - دنیاینو (۱۳۸۴)اناریها - محمدرضا یوسفی، اردشیر رستمی (نقاش) فرهنگگستر (۱۳۸۵)آفتاب مهتاب: قصههای پریان از سرزمین کره - منوچهر آتشی (مترجم) اردشیر رستمی (تصویرگر) کاثلین سیروس (تدوین) - آهنگ دیگر (۱۳۸۶)گؤی اوزو داش ساخلاماز - رامیز روشن، اردشیر رستمی (تصویرگر) زهرا قیطرانیاسکانلو - یاشماق درگیسی (۱۳۸۶)به شیوه همه مادرانام - مهناز چتر فیروزه، اردشیر رستمی (طراح) افراز (۱۳۸۶)یاغیشلی نغمه - رامیز روشن، اردشیر رستمی (تصویرگر) ووقار نعمت - اندیشهنو (۱۳۸۷)تلنگر - اردشیر رستمی - پوینده (۱۳۸۷)اردشیرنامه: طرحها و نوشتهها - اردشیر رستمی - دنیاینو (۱۳۸۷)پرنیان و آب: با لالایی تا سرزمین خواب - ثریا قزلایاغ، اردشیر رستمی (تصویرگر) - نشرچشمه (۱۳۸۷)کشکول تحت ویندوز مجموعه داستان طنز احمد اکبرپور با تصویرهای اردشیر رستمی ۱۳۹۴ نشر نون.درختها ایستاده سفر میکنند، نشر دنیای نو، ۱۴۰۲حالنامه، نشر دنیای نو، ۱۴۰۳فیلمشناسی:نقش شهریار در مجموعه تلویزیونی شهریار به کارگردانی کمال تبریزی.نارنجیپوش به کارگردانی داریوش مهرجوییلانتوری به کارگردانی رضا درمیشیان.مجموعه تلویزیونی صبح آخرین روز به کارگردانی حسین تبریزی.نقش خشایار در سریال نمایش خانگی قبله عالم.نقش تیام در سریال نمایش خانگی دفتر یادداشت به کارگردانی کیارش اسدیزاده.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای استاد موسوی گرمارودی
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای مهربانو مدرس زاده
باز آی باز آی که باز آید عمر شده حافظ هر چند که ناید باز تیری که بشد از شصت! روح غزل: آنگاه که محبوب جلوه می کند دیگر عاشق را خبری از خود نمی ماند.تمام وجودش غرق در حضور و جلوۀ معشوق و محبوب است.همچون زنانی مصری که یوسف را دیدند و از خود بیخود شده دستشان را بجای ترنج بریدند.او همچون جان عاشق است که اگر باز آید عمر به دوباره می ماند اما سخن اصلی بر سر این است که بازگشت همراهان ندارد.آن لحظه که معشوق در کنار است و محبوب در پس تجلی همان لحظه را باید قدر دانست و کسب فیض کرد که اگر او رفت، پشیمانی در کار نباشد. رهنمود فال: صاحب گرامی فال.به نظر می رسد که شما حداقل یکبار و شاید چند بار فرصت های طلایی را از دست داده اید.فرصت ها مثل ابر بهار می آیند و می روند.باید توجه داشت که هیچ فرصتی پایدار نیست.پس چرا از این فرصت ها استفاده بهینه نشود؟! شما در نیمه دوم سال بیشتر امکان موفقیت دارید.ضمناً گاهی هم شتابزده عمل می.کنید.زنهار که در هیچ موردی بدون مشورت با خبرگان و با تجربه ها تصمیمهای مهم اتخاذ نکنید. طی سه ماه آینده یکی از بهترین فرصتهای ممکن در اختیارتان قرار می گیرد.لطفاً این بار هوشمندانه و با مشورت از آن بهره گیری کامل بفرمائید. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
شرح غزل شماره ۲۷وزن غزل: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلنبحر غزل: هزج مثمّن احزب مُسبغ*شاه نعمت الله ولی: از دیر برون آمد ترسا بچه یی سرمست بر دوش چلیپایی، خوش جام مئی در دست*عراقی: از پرده برون آمد ساقی قدحی در دستهم پرده ما بدرید، هم توبه ما بشکست*۱-در هر عهد و زمان غزلهای دلکش و ابتکاری زبانزد خاصّ و عام شده دست به دست می گردد و این خود انگیزه یی است که شعرای دیگر در همان وزن و قافیه و ردیف طبع آزمایی کنند و پرواضح است که هدف نهایی دیگر شاعران در حالی که خود تحتِ تأثیر مضمون لطیفِ شعری قرار گرفته اند این است که از آن بهتر بسرایند و عَلَمِ شهرت طرف مقابل را بخوابانند و در این باره نمونه ها فراوان است و در اینجا حافظ غزل عراقی را استقبال نموده است.حافظ از نادر شعرایی است که با مطالعه فراوانی که در دیوان شعرای متقدّم و معاصر خود داشته است مضامین لطیف آنها و گاه غزلهای مشهوری را برگزیده و استقبال و بازار آن مضامین و غزلها را کساد کرده است و این یکی از آن غزلهاست که سرگذشتی مبتکرانه و عاشقانه دارد و به خوبی پیداست که مضمون ساخته و پرداخته فکر مبتکر شاعر است.۲-تشبیه نعل اسب به ماه نو مضمونی است که ظهیرالدّین اینچنین پرورده است:نعل سمند شاه جهان است کاسمانهر ماه سرش می نهد از بهر افتخارو با مقایسه این دو ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.۳-مضمون بیت چهارم حافظ را خواجو چنین به نظم کشیده است:فغان از جمع چون بنشست برخاست چراغِ صبح چون برخاست بنشستt.me/amirnormohamadi1976
معنی غزل شماره ۲۷(۱) (زمانی) نگار من با حال مستی، در حالی که پیمانه یی در دست داشت (سواره) به خلوت می خواران وارد و باده نوشان از حالت چشم خمارین او مست و از خود بیخود شدند.(۲) نعل مرکبش به مانند ماه نو می درخشید و در کنار قامتِ بلند او قدِّ صنوبر نارسا بود.(۳) (با دیدن او) در حالی که از خود بی خود و بی خبر بودم چگونه می توانستم ادّعا کنم که بر حواس خود مسلّط و در حالتِ محوِ جمال او، بگویم که از او غافلم.(۴) در آن دم که به رقص و پایکوبی برخاست آتش دل دوستان فرو نشست و با نشستن او غریو اعتراض نظربازان بلند شد.(۵) مُشکِ تر از همنشینی با زلف او خوشبو و وسمه از پیوستنِ با ابروان او کمان کَشِ ابروان شد.(۶) محبوب من! دیگر بار بازآ، تا به پیکرِ حافظ جان باز آید، هر چند که تیری که از کمان در رفت بر نمی گردد.t.me/amirnormohamadi1976
بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادیهدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۷ 🎹🍃🌷🍃🌷💐🎼💐🌷🍃🌷🍃🎹در دیر مغان آمد یارم قدحی در دستمست از می و میخواران از نرگس مستش مستدر نعل سمند او شکل مه نو پیداوز قد بلند او بالای صنوبر پستآخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیستوز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هستشمع دل دمسازم بنشست چو او برخاستو افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشستگر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچیدور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوستبازآی که بازآید عمر شده حافظهر چند که ناید باز تیری که بشد از شستمعنی لغات غزل:دیر: معبد مسیحیان.مُغان: زرتشتیان، روحانیان زرتشتی مأمور حفاظت از آتش در آتشکده.دیر مغان: معبد زرتشتیان و در اینجا کنایه از میکده و یا مجلس خاصّ عرفاست.قدح: پیاله.نرگس مست: (استعاره) چشم مست.سمند: اسب زرد رنگ، اسب.شمعِ دل: (اضافه تشبیهی) دلی که مانند شمع در سوز و گداز است.دمساز: همدم، مونس، هم صحبت.نظربازان: آنانکه در چهره زیبا می نگرند، بنا به عقیده بعضی از عرفا و صوفیان عارف، در چهره زیبا نگریستن و لذّت بردن بدون قصد شهوت یک نوع عبادت و پی به قدرت و عظمت پروردگار بردن است و آن را اشتغال به مظهر جمال غیبی تلقّی کرده و مباح می دانند که اِنَّ الله جَمیل یُحِبُّ الجَمال.افغان: غریو و فریاد.افغان نظربازان: غریو اعتراض که از ته دل نظربازان درآمد.غالیه: مادّه معطّر مشک مانند که با آن زلف را خوشبو کنند، مُشکِ تَر.وَسمَه: ماده سیاهرنگ متمایل به چرب که با آن ابرو را سیاه کرده و دنباله ابرو را کشیده و به شکل کمان در می آورند.شَست: حلقه انگشتر مانند که در انگشت ابهام کرده و با آن زه کمان را می کشیدند.t.me/amirnormohamadi1976
بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادی هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۷ 🎹🍃🌷🍃🌷💐🎼💐🌷🍃🌷🍃🎹 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر….
ابداع ساختار شعری یکی از قدرتمندترین ابزارهای شاعر برای بیان منحصر به فرد اندیشهها، احساسات، و جهانبینی خود است. این به معنای فراتر رفتن از قالبهای موجود و ساختن یک چارچوب جدید و متناسب با محتوای شعر است. در واقع، شاعر با ابداع ساختار، به شعر خود هویت و شکل تازهای میبخشد.در اینجا به جنبههای مختلف ابداع ساختار شعری میپردازیم:1. شکستن و بازآفرینی قالبهای موجود:* تغییر در اوزان و بحور: شاعر میتواند بخشی از وزن را حفظ کند و بخش دیگری را تغییر دهد، یا اوزان سنتی را با الگوهای جدیدی در هم آمیزد. این میتواند منجر به ریتمهای غیرمنتظره و پویایی خاصی شود.* بازی با قافیه: حذف قافیه، تغییر نظم قافیهها (مثلاً قافیههای درونی، قافیههای نامعمول، یا قافیههایی که در پایان بندها تکرار نمیشوند)، یا خلق قافیههای جدید.* تغییر طول مصراعها و بندها: مصراعهای بسیار کوتاه و بریده بریده، مصراعهای بلند و کشیده، بندهای نامتوازن، یا حتی یک شعر با تنها یک مصراع بلند، همگی میتوانند ساختارهایی ابداعی باشند.* تلفیق قالبهای مختلف: ممکن است شاعری یک غزل را با ساختار یک مثنوی در هم بیامیزد، یا عناصر شعر سپید را با قالب چهارپاره ترکیب کند.2. خلق ساختارهای کاملاً جدید:* ساختارهای بصری (Visual Structures): شاعر میتواند با چینش کلمات، مصراعها، و حتی فضاهای خالی، ساختاری را خلق کند که شکل خاصی را بر روی صفحه نمایش دهد (شعر تصویری). این شکل میتواند با موضوع شعر ارتباط معنایی داشته باشد.* ساختارهای روایی و منطقی غیرخطی: شاعر میتواند داستان یا روایتی را به صورت غیرخطی، با پرشهای زمانی، یا از زاویههای دید متعدد بیان کند. این ساختار، روند طبیعی خواندن و درک مخاطب را به چالش میکشد.* ساختارهای تکرار شونده یا مارپیچی: استفاده از تکرار یک یا چند مصراع یا کلمه در فواصل مشخص، یا ساختاری که به تدریج به سمت یک نقطه یا یک مفهوم خاص پیش میرود (مانند ساختار مارپیچی).* ساختارهای مبتنی بر کنتراست یا تقابل: تقسیم شعر به بخشهایی که در تضاد با یکدیگر قرار دارند (مفاهیم، احساسات، یا تصاویر).* ساختارهای مبتنی بر "سکوت" و "فضا": ابداع ساختاری که در آن، فضاهای خالی، مکثها، یا سکوتها نقش فعال و معنا داری ایفا میکنند. این بخشها میتوانند به اندازه کلمات، حامل پیام باشند.* ساختارهای غیرهنجار در نحوه نگارش: تغییر در فاصلهگذاری کلمات، استفاده از حروف بزرگ یا کوچک به صورت نامعمول، یا ترکیب زبان فارسی با زبانهای دیگر به شکلی غیرمنتظره.چرا ابداع ساختار شعری مهم است؟* انعکاس محتوای درونی: گاهی، احساس یا اندیشهای چنان پیچیده یا نو است که قالبهای سنتی قادر به بیان آن نیستند. ابداع ساختار، ابزاری برای "شکل دادن" به این محتوای درونی است.* ایجاد تجربه منحصر به فرد برای مخاطب: ساختارهای غیرمعمول، خواننده را وادار به درگیر شدن فعالانهتر با شعر میکنند. خواننده مجبور است فرم را کشف کند، بفهمد، و آن را در کنار معنا درک کند.* تازگی و تأثیرگذاری: فرمهای نو، شعر را از یکنواختی خارج کرده و آن را جذابتر، تازهتر، و به یاد ماندنیتر میسازند.* ابراز هویت شاعر: ساختار ابداعی، بازتابی از جهانبینی، سبک فکری، و شیوه منحصر به فرد شاعر در نگاه به جهان است.* به چالش کشیدن انتظارات: ابداع ساختار، انتظارات سنتی مخاطب از شعر را به چالش میکشد و او را وادار به تفکر درباره چیستی و ماهیت شعر میکند.* استقلال فرم از محتوا: گاهی، فرم ابداعی خود به تنهایی تبدیل به یک "محتوا" یا "پیام" میشود و فرم و محتوا در هم تنیده و یک کل واحد را میسازند.چالشهای ابداع ساختار:* خطر ابتذال و پوچی: اگر ابداع ساختار صرفاً برای "متفاوت بودن" باشد و فاقد عمق معنایی باشد، شعر به سمت ابتذال و بیمحتوایی سوق پیدا میکند.* عدم درک توسط مخاطب: ساختارهای بیش از حد پیچیده یا نامأنوس ممکن است برای بخش زیادی از مخاطبان قابل درک نباشد و ارتباط را دشوار کند.* نیاز به تسلط: برای ابداع ساختار موفق، شاعر نیاز به تسلط کامل بر ساختارهای موجود و درک عمیقی از نحوه کارکرد زبان و فرم دارد.ابداع ساختار شعری، نشاندهنده جسارت، خلاقیت، و عمق نگاه شاعر است. این فرآیند، شعر را از یک فرمول ثابت خارج کرده و به فضایی برای تجربه، کشف، و بیان نامحدود تبدیل میکند.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.#اکراد = کُردان، کُردها#الوار = لُران#بلوط = بالوت، بلوت#ترنج = ترنگ#جناس = گِناد(شیوهای در نوشتن و سرودن)#جناق = جَناغ، چَناغ#جوز = گـَوز، گردو#جوشقان = جوشخان#جهنم = گَهنام#دستجرد = دستگرد#سراب = آپسار، آبسار#غوز = گوژ، کوژ#غوطه = غوته#غوطهور = غوتهور#قاق = کاک، نان کاک#قاطر = کَرتَر، غاتر، استر#قبا، قباء = کَپاه#قبراق = گوبراک#قپان = کَپّان#قپی = غُپی، لاف#قپیآمدن = غُپیآمدن، لافزدن#قندهار = کندهار#قو = غو#قوچ = غوچ#قوچان = غوچان#قوز = گوژ، کوژ#قوزپشتذ= گوژپشت، کوژپشت#قوزَ ک= کوژَک، غوزَک#نقره = نُکره، نُکرَک#نقرهداغ = نُکرهداغ#نق = نغ#نقزدن = نغزدنt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی#مشتغل (مُشتغِل): روی گرداننده#مشتغل_عنه : واگذاشته#مشتق (مُشتَق): برگرفته، شکافته، جدا گشته، گرفته، جُدامَد#مشتقات : جُدامدها، برگرفتگان#مشدد (مُشَدد): بافشاره، واژآواپذیر#مصدر : کنشگون، بُنیادواژه#مصدر_اصلی : کنش بنیادین، کنش خانیک (بُنیک).#مصدر_بسیط : کنش ساده#مصدر_جعلی :کنش ساختگی#مصدر_صناعی : کنش ساختگی#مصدر_متعدی : گذراکنش، کنشکنان#مصدر_مخفف : کاهیده کنش#مصدر_مرخم (مُرَخّم): کاهیده کنش#مصدر_مرکب : کنش آمیزه، آمیختهکنش#مصدری : کنشی#مصغر (مُصَغَر): کوچک نمود، کوچک شده، کهیده#مضارع_التزامی : کنونهی واداری#مضارع : کنونه#مضاف_و_مضاف_الیه : فزود و فزایش، فزاینده#مضاف : افزا، فزوده#مضاف_الیه : فزاینده، برگیر، (پیشنهاد نگارنده: فزایش نشان)#معدود : شمرده، اندک#معدوله : ناخوانه#معرفه : شناخته#معرفه_جنسی : شناسه ی گونهای/گونی، (پیشنهاد نگارنده: شناسهی ژادین)دنباله دارد#پارسی_پاک🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، ضیاالدین هاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی، محمد حیدری ملایریt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔻احقر = خوارتر، خُردتر، کوچکتر، کِهین🔻تحقیر = کوچکشماری، کوچکبینی، زبونی، خواری، خوارسازی، خوارداشت، پستشمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش🔻تحقیرا = بهخواری، بهزبونی🔻تحقیرکردن = تَرمینیدن، خوارشمردن، هاژیدن🔻تحقیرانه = خواراَنگارانه، هاژانه🔻حقارت = خواری، خُردی، زبونی، پستی🔻حقیر = پست، فرومایه، بیمایه، کوچک، هاژ، کِهتَر، خوار، خُرد، زبون، پَچیز، نَچیز، ناچیز🔻حقیرجثه = ریزپیکر، خُردتََن، رنجور، لاغر، لاغرمردنی، زَوَنگ🔻حقیر شدن = کوچکشدن، خوارشدن، پستشدن🔻حقیرشمردن = کوچکشمردن، کوچکبینی، خوارسازی، خوارداشت، پستشمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش🔻حقیری = پستی، خواری، زبونی🔻محقّر = ناچیز، کوچک، خرد، اندک، هاژ، هاژه، خوار، زبون، کوتاه، اندک، ریزهt.me/amirnormohamadi1976%F0%9F%94%B7%F0%9…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت احمد فَردید "مهینی یزدی"(زاده ۱ مهر ۱۲۸۹ یزد – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۷۳ تهران) استاد فلسفه او در ۱۳۰۹ از دارالفنون دیپلم گرفت و در ۱۳۱۳ به دانشسرای عالی رفت و به درجه لیسانس نائل آمد و بعداً در وزارت فرهنگ مشغول خدمت شد. در ۱۳۲۶ از طرف وزارت فرهنگ، با استفاده از بورس تحصیلی برای گرفتن دکتری به فرانسه رفت و در سال ۱۳۳۶ با عنوان استاد فلسفه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول تدریس شد.وی تا سال ۱۳۵۱ در دانشگاه تهران تدریس میکرد تا اینکه در این سال و برخلاف میل باطنی و ظاهراً به دلیل رسیدن به حدنصاب سنی بازنشسته شد. غربزدگی:او در مقام فیلسوف یک مفهوم تازه به زبان فارسی عرضه داشت که سرنوشت تاریخی بسیار با اهمیتی پیدا کرد و آن مفهوم غربزدگی بود که به نظر میآید در دهه ۳۰ به آن رسیده است. البته حرفهای او پیرامون این مفهوم تنها در محفلهای خصوصی یا در کلاسهای درس مطرح میشد. اما انتشار کتاب غرب زدگی جلال آلاحمد باعث توجه به فردید شد و به گفته آلاحمد در ابتدای کتاب، او این مفهوم را از فردید گرفته بود اما شرحی که جلال از این مفهوم داد، ارتباطی با فردید نداشت.شاگردان پس از انقلاب:پس از انقلاب، غلامحسین ابراهیمی دینانی، مرتضی آوینی، محمد مددپور، عباس معارف و بسیاری از جوانان به دور او گرد آمدند و همه آنها به نحوی از او تاثیر گرفتند و بعدها در آثاری که به وجود آورد، اصطلاحات و دیدگاههای او را به کار گرفتند. او در حالی که کتاب و مقاله نمینوشت اما در تلویزیون و در مجامع دانشجویی و یا حتی در منزلش سخنرانی میکرد و در مصاحبههای رادیویی، تلویزیونی و مطبوعاتی شرکت میکرد و به تشریح نظراتش میپرداخت.وی در زندگیاش هیچ اثری منتشر نکرد. بهطوریکه به «فیلسوف شفاهی» مشهور شد. کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان مجموعهای است از درس گفتارهای وی که پس از مرگش منتشر شد. آرامگاه وی در بهشت زهرا است.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت غلامحسین بیگدلی (زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۷۷ کرج) شاعر، ادیب، خوشنویس و پژوهشگراو در سال ۱۳۲۰ از دانشکده نظام فارغالتحصیل شد و بهخدمات نظامی مشغول شد و مدتی محافظ خاندان پهلوی بود.پس از قیام افسران خراسان در سال ۱۳۲۴ بهجرم عضویت در حزب توده دستگیر و بهزندان شیراز و کرمان منتقل شد. پس از آزادی از زندان و با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان بهفرقه دموکرات آذربایجان پیوستند. پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ بسیاری از افسران دستگیر و اعدام شدند در حالی که تعدادی نیز همراه با دیگر نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان به شوروی پناه بردند. وی نیز همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت و در آنجا با شرایط دشوار معیشتی روبرو شد. او با مکاتبات اعتراض آمیزی که داشت، منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد و طی محاکمهای غیابی در شوروی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.وی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، از زندگی سختش در هفت سال دوری از خانواده نوشته است و تبعید به شهرهای "راستف-ان-دون" در اوکراین، ولادی وستوک و منطقه سردسیر ماگادان و کار در معادن زغال سنگ و معدن طلا را شرح داده است.او سرانجام با مرگ استالین، دیکتاتور شوروی، پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، از تبعید آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.زندگی علمی:وی پس از آزادی، زندگی علمیاش را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد. وی ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری بهزبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بیگدلی
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد زادروز منوچهر درفشه(زاده ۲۵ امرداد ۱۳۱۹ -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۹۳ تهران) نقاش و تصویرساز کتابهای درسی او تصویرساز کتابهای درسی بود که از جمله آثارش تصویرسازی برای شعر اشک یتیم از کتاب فارسی پنجم دبستان و ماجرای خانواده آقای هاشمی از کتاب تعلیمات اجتماعی سوم دبستان بود.رشته تحصیلی او در دبیرستان «علوم طبیعی» بود؛ اما پس از پایان تحصیلات متوسطه، به تصویرسازی، نقاشی و گرافیک روی آورد. یادگیری زبان فرانسه از علاقهمندیهای او بود و از نوجوانی بدون داشتن استاد بهیادگیری زبان فرانسه پرداخت، تاجایی که توانست متون بسیار سخت فرانسه را بهفارسی برگردان کند. وی از علاقهمندان به سینما و از منتقدین و کارشناسان این حوزه بود و در مجله ستاره سینما، همراه با پرویز دوایی، نقدفیلم مینوشت.شکوفه بر شمشیر، در راه مانده، ستارههای بر ساحل، آفتاب در آینه، شب اما آفتاب، مکافات عمل، ابوسعید و بقال و فضول، تا هزاربار و تابه آفتاب، از جمله آثاری است که منوچهر درفشه تصویرگری آنها را برعهده داشته است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت منوچهر اسلامی(زاده ۳ اردیبهشت ۱۳۲۰ تهران _ درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۲ تهران) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ترومپت او از سال ۱۳۴۱ همکاریاش را به عنوان نوازنده ترومپت و ساکسیفون با گروه موسیقی بلک کتس آغاز کرد و از سال ۱۳۴۵ در «کلاب کوچینی» با گروه بلک کتس به خوانندگی «فرهاد مهراد» که از دوستان نزدیکش بود به اجرای موسیقی مشغول شد. تنظیم ترانههای پاپ آئینه، حباب، پاپا، نخل جنوب و … از آثار او بود.فعالیتهای هنری:تنظیم آثار متعددی برای ارکستر بادی تهران به رهبری جاوید مجلسی بر اساس نغمات و ترانههای محلی ایرانی.تنظیم و اجرای آثار متعددی برای ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بر اساس نغماتی از ردیف موسیقی دستگاهی ایران.کتاب «دختر بویر احمدی» پارتیتور برای ارکستر بادی تهران.کتاب «دختر شیرازی» پارتیتور برای ارکستر ملی ایران.کتاب «چکیده و سرآغازی بر بداههنوازی و هارمونی موسیقی جزو پاپ».تدریس در هنرستان موسیقی تهران.همکاری با گروه موسیقی «ایماژ» به سرپرستی ایمان جعفری پویان.همکاری با ارکستر امید حاجیلی.آثار هنری:از جمله آثار موسیقی که او در آن حضور داشته است:آهنگسازی قطعه موسیقی «شکار آهو».آهنگسازی قطعه موسیقی «مارش حمله».آهنگسازی قطعه موسیقی «بابلی کره».آهنگسازی قطعه موسیقی «نغمه بهاری».تنظیم کننده قطعه موسیقی «آئینهها» (مسخ) با شعر «اردلان سرفراز» آهنگسازی «شماعیزاده» و خوانندگی «فرهاد مهراد».تنظیم کننده قطعه موسیقی «باغ سحر» با شعر «مشفق کاشانی» و آهنگسازی «جعفری امید».تنظیم کننده قطعه موسیقی «جمهوری» با شعر «علی مردانی» و آهنگسازی «هادی آرزم».تنظیم کننده قطعه موسیقی «گلزار» با شعر «مولوی» با آهنگسازی «نادر عرفانیان» و خوانندگی «رضا منفرد».تنظیم کننده قطعه موسیقی «بسیج» با شعر و آهنگ «حسامالدین سراج».منوچهر اسلامی ۲۵ امرداد ۱۴۰۲ در تهران درگذشت. 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت نادیا دلدارگلچین(زاده ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۹ تهران – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۹۱ تهران) بازیگر سینما و تلویزیوناو فرزند نادر گلچین خواننده نامدار بود و از هنرستان عالی موسیقی دیپلم دریافت کرد. ابتدا بهبازیگری تئاتر و به تدریج بهبازیگری در سینما روی آورد و در سال ۱۳۶۹ با بازی در فیلم ابلیس (ساخته احمدرضا درویش) به ایفای نخستین نقش خود در سینمای ایران پرداخت.وی در مدت بازیگری در فیلمهای ماندگاری همچون روسری آبی، غریبانه، دختری با کفشهای کتانی، مارال و صبحانهای برای دو نفر، ایفای نقش کرد.آثار سینمایی:سه درجه تب (۱۳۸۹)صبحانهای برای دو نفر (۱۳۸۲ مهدی صباغ زاده)ملاقات با طوطی (۱۳۸۲ علیرضا داوود نژاد)بیهمتا (۱۳۸۰)شب برهنه (۱۳۸۰ سعید سهیلی)مزاحم (۱۳۸۰ سیروس الوند)خاکستری (۱۳۷۹ مهرداد میرفلاح)مارال (۱۳۷۹ مهدی صباغ زاده)دختری با کفشهای کتانی (۱۳۷۷ رسول صدر عاملی)شیدا (۱۳۷۷)کمکم کن (۱۳۷۷)اصحاب کهف (۱۳۷۶)غریبانه (۱۳۷۶ احمد امینی)مهر مادری (۱۳۷۶)عروسی مهتاب (۱۳۷۵)مرد نامرئی (۱۳۷۴)خط آتش (۱۳۷۳)روسری آبی (۱۳۷۳ رخشان بنی اعتماد)پادزهر (۱۳۷۲)همه دختران من (۱۳۷۲)دو روی سکه (۱۳۷۱ محمد متوسلانی)دیدار در استانبول (۱۳۷۰)ابلیس (۱۳۶۹ احمدرضا درویش)آثار تلویزیونی:درخت دوستی (۱۳۶۶)نگهبان (۱۳۷۰)خاله سارا (۱۳۷۱)آندروماک (۱۳۷۴)دو پنجره (۱۳۷۴)دزدان مادربزرگ (۱۳۷۵–۱۳۷۴)پهلوانان نمیمیرند (۱۳۷۶)کهنهسوار (۱۳۷۶)همه فرزندان من (۱۳۷۶)پزشکان (۱۳۷۷)همه بچههای من(۱۳۸۸)پس از باران (۱۳۷۹)سرزمین خاکستری (۱۳۸۰–۱۳۷۹)رستوران خانوادگی (حسین سهیلیزاده ۱۳۸۰) (یک قسمت، بازیگر میهمان)سفر سبز (۱۳۸۱)نقطهچین (مجموعه تلویزیونی) (۸۳–۱۳۸۲)سه در چهار (۱۳۸۷)کلاه پهلوی (۱۳۹۲–۱۳۹۱)تئاتر:گذر لوطی صالحسوگمضحکه آدممعرکه در معرکه🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد زادروز بهمن مفید(زاده ۲۵ امرداد ۱۳۲۱ تهران – درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۹۹ تهران) بازیگر، نوازنده، خواننده و صداپیشه عروسکیاو برادر بیژن مفید نمایشنامهنویس و کارگردان و اردوان مفید بازیگر، هنگامه مفید شاعر، ترانهسرا، نمایشنامه نویس و کارگردان و فرزند غلامحسین مفید، از هنرپیشگان قدیمی تئاتر و قدسیه فریور بود. وی بازیگری تئاتر را از کودکی و با بازی در نمایشنامههایی که پدر و برادرش کارگردانی میکردند آغاز کرد و از ۵ سالگی در نمایشهای پدرش حضور داشت و «یوسف و زلیخا» نخستین نمایشی بود که وی در کودکی بازی کرد.فعالیتها ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷:وی در جوانی، همزمان با تحصیل در دانشکده هنرهای دراماتیک، به کارگردانی و بازیگری میپرداخت و همراه با پدر و برادرانش گروهی داشتند که بههمراه بازیگرانی دیگر، بهزاد فراهانی، رضا میرلوحی، اصغر آقاخانی، و بهرام وطنپرست به اجرای تئاتر میپرداختند. او همچنین با «گروه هنر ملی» و عباس جوانمرد همکاری داشت و پس از آن، برادرش اردوان مفید، گروه «کانون» را تأسیس کرد.از آثار معروف بهمن مفید در تئاتر، بازی در تئاتر شهر قصه به کارگردانی بیژن مفید و نقش تمثیلی «دهباشی» در نمایش میراث و ضیافت، کار بهرام بیضایی در آذر ۱۳۴۶ در تماشاخانه سنگلج "تالار ۲۵ شهریور" بودهاست.وی همچنین با گروهی متشکل از: سیروس ابراهیمزاده، رامین فرزاد، نیکو خردمند، تجدد، فهیمه راستکار و پروین امیرسلیمانی نمایشنامههایی را به کارگردانی بیژن مفید در رادیو تهران اجرا میکرد. او در باله نیز فعال بود و در افتتاح تالار رودکی با نقشآفرینی «زال» در اپرای زال و رودابه بههمراه افسانه دیهیم و حسین سرشار حضور داشت.در سال ۱۳۵۱ برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای بازی در فیلم داشآکل از چهارمین جشنواره سینمایی سپاس شد.وی پس از انقلاب مدتی بهعنوان هنرپیشه نمایشهای مردمی در تئاتر سنگلج و سپس در لالهزار مشغول بهکار شد و در فیلمهای فریاد مجاهد، منافق و قدیس نیز نقشآفرینی کرد. اما در سال ۱۳۶۰ با فشارهای وارده از سوی انقلابیون، در آمریکا ساکن شد و در آنجا به همراه مرتضی عقیلی، چند میانپرده و همچنین نمایش «ماه و پلنگ» «شاپرک خانم» و نمایشهای کودکانه را بهروی صحنه برد. وی پس از سالها دوری از وطن، در سال ۱۳۷۸ به منظور دیدار مادرش به ایران بازگشت ولی بهعلت توقیف پنجساله گذرنامهاش در ایران ماندگار شد. در مصاحبهای گفته بود:«گفتند ممنوعالتصویرم. رفتم تئاتر بازی کردم. بعد یکی با کلت آمد گفت: تئاتر تعطیل. من هم رفتم آمریکا! با میانپردهخوانی زندگی میکردم که رئیس دولت اصلاحات گفت همه ایرانیها میتوانند تا دو هفته بعد برگردند ایران. من هم آمدم، پاسپورتم را ضبط کردند و نگذاشتند برگردم. بد هم نشد! ماندم پیش مادرم!»بهمن مفید در زمان دولت اصلاحات، در فیلم سرود تولد نقش کوتاهی بازی کرد که در نهایت از آن حذف شد. اما با اعتراض و ممنوعالتصویری دوباره روبرو شد. در دوره احمدینژاد نیز اجازه کار در تئاتر به وی داده نشد. او پس از مدتی به شبکه جم در ترکیه پیوست و در آنجا مشغول به بازیگری شد، اما خیلی زود به ایران بازگشت. وی درحالی که اجازه هیچگونه فعالیت حرفهای نداشت، پس از دریافت گذرنامهاش حاضر به ترک ایران نشد و زندگی در کشورش را به مهاجرت ترجیح داد. او پس از آن، به صورت جسته و گریخته بهعنوان دوبلور و صداپیشه نمایشهای عروسکی و با نام مستعار «بهمن فریور» به نقشآفرینی ادامه داد.گفته میشود که قرار بوده بهمن مفید در فیلم لامینور نیز بازی کند اما تلاش در این زمینه هم ناکام ماند.آرامگاه وی در قطعه هنرمندان، در کنار کامبیز صمیمیمفخم، هنرمند تئاتر و تئاتر عروسکی و همسر خواهرش، هنگامه مفید است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بهمن_مفید
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت حميد زرينكوب (زاده ۱ فروردین ۱۳۱۵ بروجرد -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۶۶ تهران) نویسندهاو از دانشسرای مقدماتی تهران ديپلم گرفت و در زادگاهش آموزگار شد. در سال ۱۳۴۱ ليسانس و در سال ۱۳۴۸ فوق ليسانس گرفت و در سال ۱۳۵۲ رساله دكتریاش را باعنوان "بررسی و نقد فنی و تاريخی در باب صنايع بديعی، با توجه بهسير تكاملی تشبيه در شعر فارسی از رودكی تا ارزقی" دفاع کرد و با موفقيت، دانشنامه دكتری دريافت داشت و در سال ۱۳۵۴ برای سفری مطالعاتی به امريكا رفت. وی در بيشتر مباحث ادبی تبحر داشت، همچنان كه در علم بديع و بلاغت غور میكرد و در شناخت ادبيات معاصر ايران نيز صاحبنظر بود. "چشم انداز شعرنو فارسی" در سال ۱۳۵۸ كار ارزشمندی از اوست كه در واقع بهبحث شعر امروز فارسی میپردازد، بهويژه که از جهت محتوا و بنيانهای فكری شاعران ايران از مشروطيت تا عصر حاضر اختصاص دارد. وی چندی در دانشگاه مشهد تدريس كرد و سردبيری مجله دانشكده ادبيات مشهد (۱۳۵۰) را برعهدهدار بود. وی بهزبان انگليسی و عربی تسلط داشت. مقالات بسياری از او در جرايد ادبی بهچاپ رسيده است كه جوانب گوناگون ادبيات از كهن تا نو را در بر میگيرند. از تصحيح كتابهای حوزه ادبيات میتوان به "ديوان مجمر اصفهانی" كه ناتمام ماند، "قلندر نامه خطيب فارسی" "سيرت جمالالدين" كه با حواشی و تعليقات وی بهچاپ رسيد نام برد."قلندرنامه" منظومهای متعلق بهقرن هشتم هجری قمری كه ۱۷۷۰ بيت دارد و موضوع آن زندگینامه جمالالدين ساوجی مجرد و ديگر پيران معروف بهقلندريه است، بهگفته او:"اگر بتوان از بعضی مسامحات خطيب فارسی در اين كتاب چشم پوشيد، بايد آن را يكی از مآخذ جالب توجه و مفيد در باب قلندريه دانست" اين اثر در سال ۱۳۶۲ بهچاپ رسيده است. وی در سال ۱۳۶۴ دانشيار دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد. مجموعه مقالات، چشمانداز شعر معاصر، مجموعه سخنرانیهای دومين كنگره تحقيقات ايران (دو جلدی) فرهنگ لغات و اصطلاحات ادبی و بلاغت و بديع، سخنرانیهای اولين و دومين هفتهنامه فردوسی (۱۳۶۶) از جمله آثار اوست. 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت حسن یوسفزمانی(زاده سال ۱۳۱۰ سنندج -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۸۸ کانادا) آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده کلارینت و ویلونآلتواو درسهای اولیه موسیقی را در مدرسه موزیک نظام فراگرفت و در سال ۱۳۳۷ به همراه برادرش حسین در کنسرواتوار جهانی و هنرستان عالی موسیقی تهران زیر نظر استادان، غلامحسین قریب، هوشنگ استوار، حسین ناصحی و لوییجی پازاناری و فریدون فرزانه درسهای موسیقی را آموخت. همچنین دورههای عالی این هنر را بهخوبی گذراند و دو ساز کلارینت و ویلونآلتو را بهخوبی مینواخت و با علم رهبری ارکستر هم به تمام و کمال آشنا بود.در سالهای میانی دهه چهل با تلاش و پیگیری، برادران یوسفزمانی نخستین ارکستر موسیقی کردی را راهاندازی کردند که رهبری آن را حسن و سرپرستیاش را حسین برعهده گرفتند. از این منظر باید این دوتن را بهعنوان پیشگامان علمی کردن موسیقی کردی بهشمار آورد که خوانندگانی چون مظهر خالقی و حسن زیرک در این ارکستر اجرای برنامه کرده بودند و بهگفته حسین یوسفزمانی در این مدت تنها برای مظهر خالقی نزدیک به ۳۰ قطعه تصنیف کردی باتنظیم و آهنگسازی برادرش و وی ساخته و اجرا شد.حسن یوسفزمانی در آهنگسازی نیز چیرهدست بود و برخی از ساختههایش توسط خوانندگان نامی چون نادر گلچین و محمدرضا شجریان اجرا شد. از کارهای مشترک وی با نادر گلچین تصانیف «دریا تو بگو» و «از پشت آتش» است.و با محمدرضا شجریان نیز کارهایی ماندگار انجام دادند که برخی از آنها در مجموعه دولت عشق و مجموعه گلبانگ شجریان منتشر شده است. تصانیفی چون دولت عشق، اشک مهتاب و مبتلا از جمله معروفترین کارهای مشترک میان حسن یوسفزمانی و شجریان بهشمار می رود.آلبوم نجوا باصدای شهرام ناظری و آلبوم طریقت عشق با صدای حسامالدین سراج از جمله آخرین کارهای اوست.حسن یوسفزمانی در زمینه موسیقی فولکلور، سنتی یک صدایی "ملودی" و موسیقی ارکسترال آهنگهای زیادی ساخته و اجرا کرده و بهگفته خودش در یکی از مصاحبهها بیش از ۱۲۰ قطعه آهنگ با کلام و بدون کلام جدید اجرا نشده در گنجینه ساختههای خود دارد.وی اواسط دهه هفتاد بهکانادا مهاجرت کرد و باتشکیل گروهی بهنام پژواک بهتوسعه و گسترش موسیقی علمی و سنتی ایران همت گماشت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد زادروز محمدامین قانعیراد (زاده ۲۵ امرداد ۱۳۳۴ تهران – درگذشته ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ تهران) جامعهشناس، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران او در رشته انسانشناسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و در گرایش پژوهشگری اجتماعی، کارشناسی ارشد گرفت.وی تا دو سال پس از پایان دوره دکترا به علت مخالفت با انتقالش به وزارت علوم در سمت مدیریت بیمارسان باقی ماند و نهایتا در سال ۱۳۷۷ به مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور منتقل شد و تا پایان زندگی در این مرکز باقی ماند. گزیده آثار:ساختار مدیریت نظام علمی کشور تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۲.نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، ۱۳۸۲.ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظامهای اجتماعی - اقتصادی در ایران. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۲.تبارشناسی عقلانیت مدرن (قرائتی پست مدرن از اندیشه دکتر علی شریعتی) ویراسته بیژن عبدالکریمی. تهران: انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۸۱.جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۴.تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۸۵.مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان. تهران: راه دان ۱۳۸۹.تحلیل فرهنگی صنعت. تهران: پژوهشگاه هنر، فرهنگ و ارتباطات ۱۳۸۸.جامعهشناسی کنشگران علمی در ایران. با همکاری فرهاد خسروخاور. تهران: نشرعلم ۱۳۹۰.هابرماس و روشنفکران ایرانی. با همکاری علی پایا تهران: طرحنوگفتمانهای دگرواره در علوم اجتماعی آسیا (پاسخهایی به اروپامحوری)، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ اول: تابستان ۱۳۹۳شبکه سیاستی علم و فناوری، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶پیمایش علم و جامعه، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶الگوی چهار وجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟ پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، زمستان ۱۳۹۶زوال پدرسالاری: فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی، نقد فرهنگ ۱۳۹۶اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، تابستان ۱۳۹۷پیدایش روشنفکر گفتگویی در ایران، مطالعهای تاریخی از روشنفکران سکوت تا روشنفکران ارتباطی (مجموعه مقالات و چند گفتگو) تهران، انتشارات آگاه ۱۳۹۷.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت بابک برزویه (زاده ۲۳ شهریور ۱۳۴۸ تهران – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۱) بازیگر و عکاس سینما و مطبوعات او همکاری با کارگردانان داریوش مهرجویی، رسول ملاقلیپور، مسعود کیمیایی و مهران مدیری را در کارنامهاش دارد و سال ۱۳۷۵ برنده دیپلم و سیمرغ بلورین بهترین عکاس فیلم برای عکاسی فیلم سفر به چزابه (ساخته رسول ملاقلیپور) شد. وی با عکاسی بیش از ۱۰ مجموعه تلویزیونی، ۳۵ فیلم سینمایی بلند و کوتاه و بیش از ۲۰۰ تئاتر داخلی، یکی از فعالترین عکاسان هنری ایران بود و همکاری با خبرگزاریهای فارس، ایسنا، آنا و مهر، جزو کارنامه خبری اوست. او از سال ۱۳۹۱ با فیلمبرداری و کارگردانی فیلم تئاتر وارد دوره جدیدی از فغالیتهایش شد.وی تحصیلاتش را در رشته کاردانی هنر در انستیتو مربیان هنر و دوره کارشناسی عکاسی را در سال ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند. پس از مدتی وقفه و فعالیتهای هنری، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی رشته بازیگری/کارگردانی در دانشگاه آزاد ادامه داد و در سال ۱۳۸۰ موفق به دریافت مدرک در این رشته شد.او برای اولین بار در ۱۱ سالگی در فیلم «مدرسهای که میرفتیم» (۱۳۵۹) بهکارگردانی داریوش مهرجویی نقشی ایفا کرد و در دوران نوجوانی با توجه به علاقه به رشته عکاسی به این رشته روی آورد و با ادامه تحصیلاتش در این رشته، فعالیتهایی را به صورت حرفهای در عکاسی خبری، عکاسی صنعتی و عکاسی هنری ادامه داد.او فعالیتش را در عکاسی هنری در سال ۱۳۷۶ با عکاسی فیلم ایلیا نقاش جوان شروع کرد و در سال ۱۳۸۸ اقدام به انتشار کتاب عکسهای فیلم محاکمه در خیابان ساخته مسعود کیمیایی کرد.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت هرمز فرهت(زاده ۱۸ امرداد ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۰ دوبلین) آهنگساز و موسیقیشناسکتاب «مفهوم دستگاه در موسیقی ایرانی» نوشته او، از مهمترین کتابها به زبان انگلیسی درباره موسیقی است. وی از دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) در رشته موسیقی لیسانس گرفت؛ سپس در رشته آهنگسازی کالج میلز در رشته آهنگسازی نزد داریوس میو آموزش دید و در نهایت از "یو.سی.ال.ای" دکترای موسیقیشناسی دریافت کرد.در سال ۱۳۳۶ در طول پژوهشهایش برای دریافت دکترای موسیقیشناسی، با استفاده از بورس بنیاد فورد به ایران آمد. وی نزد حسین صبا "سنتور" و نزد نصراله زرینپنجه "سهتار" آموخت و با موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شد.از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ رئیس دپارتمان موسیقی دانشگاه تهران بود و در تابستان ۵۸ از ایران به ایرلند رفت.فعالیتهای حرفهای:او در سالهای پایانی تحصیل در آمریکا، مدتی دانشیار دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس بود. پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ مدیر بخش موسیقی دانشگاه تهران و در سالهای بعد، سرپرست موسیقی جشن هنر شیراز، نایب رئیس دانشگاه فارابی، استاد دانشگاه تهران و … بود. او از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ رئیس دپارتمان موسیقی دانشگاه ترینیتی دوبلین بوده است. نوشتههای او در همان دوران در نشریات فرهنگی در تهران مانند مجله موسیقی بهچاپ رسید. وی در همایشهای گوناگون بهعنوان سخنران درباره موسیقی ایرانی شرکت کرده است و نوشتههایش در نشریات جهانی مانند «فرهنگ موسیقی گروز» و «دانشنامه ایرانیکا» بهچاپ رسیدهاند.او موسیقی تعدادی از فیلمهای سینمای ایران از جمله جنوب شهر، گاو، پستچی، دایره مینا و آرامش در حضور دیگران را ساخته است.پایاننامه دکترای وی باعنوان «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» سالها بعد، در ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در بریتانیا بهچاپ رسید که از مهمترین نوشتهها درباره موسیقی ایرانی بهزبان انگلیسی است. برگردان پارسی این کتاب نیز بهکوشش مهدی پورمحمد در تهران منتشر شده است.آثار:«راپسودی مازندرانی» (برای ارکستر)«سه مینیاتور ایرانی» (برای پیانو)«کنسرتو برای کلارینت و ارکستر»کوارتت زهیموسیقی فیلم:۱۳۵۳ - دایره مینا۱۳۵۱ - آرامش در حضور دیگران۱۳۵۱ - پستچی۱۳۵۱ - صادق کرده۱۳۴۹ - آقای هالو۱۳۴۸ - گاو۱۳۳۷ - جنوب شهرکتاب :ترجمه: «کنترپوان»، نوشته کنت کنان، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۵۳.«مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» ، انتشارات دانشگاه کمبریج ۱۹۹۰:Farhat, Hormoz. "The Dastgah Concept in Persian Music". Cambridge University Press، 1990.🆔t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
غزل شماره ٢۶با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
غزل شماره ٢۶با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢۶با صدای استاد موسوی گرمارودی
خمر بهشت اگر از خمر بهشت است و گر بادۀ مست روح غزل: عاشقی که شب و روز به یاد معشوق باشد به راستی او را دوست بدارد از غیر او دم نزند دل در گرو عشق یک معشوق نهاده باشد و هیچ جلوه چهره دیگری را باور نداشته باشد.عاشقی که خلوص داشته و از غمزهها و اشارات دیگر معشوقان چشم بپوشد عاشقی که درد هجران یار را در سراسر وجودش حس کند.بدون تردید معشوق نیز گاه در دیده جان او تجلی میکند گاه به خوابش می آید و حتی گاه در برابرش ظاهر می شود تا جامی از باده وصال به او بنوشاند.آنجاست که او با همه زیبایی خود را می نمایاند و عاشق با همۀ خلوص لحظه های وصال را می آشامد که گوارایش باد و یا بهتر بگوئیم گوارایشان باد هم عاشق هم معشوق هم عارف هم معروف هم محب هم محبوب گوارایشان باد این شراب طهور. رهنمود فال: صاحب ارجمند فال.به شما تبریک می گویم که پس از سالها انتظار، به زودی شاهد موفقیت چشمگیر و بسیار بسیار عالی خواهید بود.تلاش شما به زودی زود نتیجه می دهد.این نتیجه پاک مطهر و ارزشمند است بسیاری از دوستان و آشنایان به شما غبطه خواهند خورد.سرنوشت بازی های مختلف داشته و دارد اما این بار بازی شما را به قهرمانی موفق تبدیل خواهد کرد.فقط یادتان باشد که به دست آوردن موفقیت ها خیلی مشکل است اما نگه داشتن آنها هم آسان نیست.نذرهایی که در هنگام تنهایی به قلبتان گذشته است باید عملی شوند.از شکست دیگران هم نباید خوشحال شوید. شما در فصل تابستان بیشتر موفق خواهید بود. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
"ادبیت" در شعر، مفهومی چندوجهی و عمیق است که به کیفیتِ هنری، ارزشِ زیباییشناختی، و عمقِ معناییِ یک اثرِ شعری اشاره دارد. این واژه، اغلب در کنارِ مفاهیمی مانند "هنر"، "زیبایی"، "پختگی"، و "بصیرت" به کار میرود.میتوان ادبیات در شعر را به چند جنبه تقسیم کرد:1. زبان و بیانِ هنرمندانه: * انتخابِ واژگان: استفاده از واژگانی که نه تنها دقیق، بلکه زیبا، تأثیرگذار، و گاهی نوآورانهاند. واژگانی که بارِ معناییِ عمیق، چندین لایه، و یا بارِ احساسیِ خاصی را حمل میکنند. * ساختارِ جملات و نحو: نظمِ خاصِ کلمات در جمله، که باعثِ برجسته شدنِ معنا، ایجادِ ریتم، و تصویرسازیِ قوی میشود. * استفاده از آرایههایِ ادبی: استعاره، تشبیه، کنایه، ایهام، جناس، و سایرِ صورِ خیال، اگر به درستی و خلاقانه به کار گرفته شوند، به شعر "ادبیت" میبخشند. اما ادبیات در این بخش، صرفاً استفاده از ابزار نیست، بلکه نحوهیِ خلاقانه و بدیعِ بهکارگیریِ آنهاست. * موسیقیِ کلام: ریتم، وزن، و قافیه (حتی در شعرِ سپید، وجودِ یک موسیقیِ درونی و جریانِ سیالِ کلام)، به شعر جان میبخشد و آن را از گفتارِ معمولی متمایز میکند.2. عمقِ معنا و اندیشه: * بصیرت و دیدگاه: شعرِ ادیبانه، اغلب حاویِ اندیشههایِ عمیق، نگاهی نو به جهان، انسان، و مفاهیمِ هستیشناسانه است. این شعر، خواننده را به تفکر وامیدارد. * غنایِ مضمون: موضوعاتی که در شعر مطرح میشوند، باید فراتر از سطوحِ عادیِ زندگی باشند. پرداختن به مفاهیمِ انسانی، اجتماعی، فلسفی، و عاطفی با عمق و ظرافت، از نشانههایِ ادبیات است. * تجربهیِ زیسته و انسانی: تواناییِ شاعر در بیانِ صادقانه و در عینِ حالِ هنرمندانه از تجربیاتِ شخصی و عمومیِ انسانی، که باعثِ همذاتپنداریِ خواننده میشود.3. احساس و عاطفه: * ظرافتِ بیانِ احساس: شعرِ ادیبانه، احساسات را به شکلی هنرمندانه، نه گلایهآمیز یا سطحی، بیان میکند. از هیجاناتِ شدید، به صورتی تراشخورده و زیبا استفاده میکند. * انتقالِ حس: تواناییِ شعر در انتقالِ یک "حس" یا "فضا" به خواننده، به طوری که او را در تجربهیِ شاعر شریک کند.4. تراشیدگی و استادی: * پختگی: نشانههایِ پختگیِ هنری، که در آن شاعر از خامدستی و شتابزدگی دور است. هر کلمه، هر مصرع، در جایِ خود قرار گرفته و به کلیتِ اثر خدمت میکند. * اختصار و ایجاز: گاهی، تواناییِ بیانِ مفاهیمِ بزرگ در کلماتِ اندک، نشانهٔ بالایی از ادبیات است. "کم گوی و گزیده گوی چون دُر" نیز اشاره به همین نکته دارد. * بدیع بودن: نوآوری در بیان، در تصویرسازی، و در نگاه به جهان. شعرِ ادیبانه، تکراری نیست و حرفِ تازهای برای گفتن دارد.5. ماندگاری و اثرگذاری: * جهانشمولی: شعری که ادبیات دارد، اغلب مفاهیمِ انسانیِ مشترکی را در بر میگیرد و میتواند با مخاطبانِ در زمانها و فرهنگهایِ مختلف ارتباط برقرار کند. * قابلیتِ تفسیر: شعرِ ادیبانه، خواننده را به تفسیر و برداشتهایِ مختلف دعوت میکند و در هر بار خواندن، ممکن است لایههایِ جدیدی از معنا برایش آشکار شود.به طور خلاصه، "ادبیت" در شعر، کیفیتی است که از ترکیبِ ظرافتِ زبان، عمقِ اندیشه، صدقِ احساس، استادیِ در بیان، و بینشِ هنرمندانه حاصل میشود و اثری خلق میکند که نه تنها زیباست، بلکه تأملبرانگیز، تأثیرگذار، و ماندگار است. این چیزی است که یک شعر را از یک نوشتهیِ صرفاً ادبی، به یک اثرِ هنریِ والا تبدیل میکندتهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
#ادبيتادبیت، مؤلفههای بارز و معینی است که زبان ادبی را میسازد.ادبیّت، مؤلفههای بارز و معینی است که زبان ادبی را میسازد. به عبارت دیگر، یعنی همان ویژگیهایی که نوشتهای را به اثر ادبی مبدل میکند و باعث میشود که آثار ادبی از سایر آثار متمایز شوند.ادبیت برحسب نظریههای شکلگرایان روس، مجموع خصلتها و خصوصیتهای زبانی و شکلی است که در متنهای ادبی وجود دارد. مؤلفههایی مشخص که زبان ادبی را از متنهای غیر ادبی متمایز میکند. ادبیت، هدف مهم مطالعات ادبی در مرحلهی اول فعالیتهای شکلگرایان روس بود. به بیان دیگر، اگرچه فرمالیستها همواره بر روی متون منفرد کار میکردند، اما کانون توجه آنها، نقطه اشتراک همهی متون ادبی یا عنصر مشترک و مسلط ادبی این متون بود.#مکاریک دربارهی ادبیات میگوید: فرمالیستها بر این باورند که موضوع مطالعات ادبی، کلیت ادبیات نیست؛ بلکه ادبیت وجه ممیّزهی ادبیات است.#یاکوبسن، زبانشناس روسی، در سال ۱۹۲۱م در مقاله شعر نو روسی بیان کرد که موضوع علم ادبيات، نه ادبیات، بلکه ادبیت است؛ یعنی آنچه که از اثری معین، اثری هنری میسازد.بنابراین وی به جنبههای بیانی و نمایشی متون ادبی توجه نمیکرد، در عوض به خصوصیاتی از متن عنایت داشت که به زعمش منحصرا ویژگی ادبی دارد.از دیدگاه #یان_موکاروفسکی، نظریهپرداز چک، ادبیت اثر شامل "غایت تشخیص بیان" میباشد؛ یعنی "تشخیص کنش بیان و کنش گفتار" شعر باعث راندن جنبهی ارجاعی و ارتباطات منطقی زبان به پس زمینهی موجب میشود. کلمات خود چون نشانههای صوتی "ملموس و محسوس" میشوند.از نظر شکلگرایان، کار منتقد، کشف قوانین ادبیت و مؤلفههای عمدهای است که در آثار ادبی وجود دارد؛ ازاینرو منتقد شکلگرا بهجای آنکه ورای یافتن اساس ادبیات در جستوجوی کیفیتهای مجردی از قبیل تخيل باشد، کوشش خود را صرف تعريف و مشخص کردن مقدمات میکند که در متنهای ادبی باعث پیشنماسازی یعنی مشخص شدن زبان شده است. تمهیداتی نظیر وزن و قافیه یا به کار گرفتن کلماتی که به نحوی (مثلا از طریق تکرار صداها در آن) تشخص یافته است.طبق نظر #ویکتور_شکلوفسکی، غرض ادبیات از اینگونه تشخص، آن است که آشناییزدایی کند. به عبارت دیگر جهان عادی و روزمره را غیر از آنچه هست، نشان بدهد و خواننده بتواند استعداد از دست رفته خود را در تجربهی تازهی حسی، دوباره پیدا کند.#شعر برای این منظور، گسترهی شگفتانگیزی از #تمهیدات را به کار میگیرد. برای مثال شعر از اشکال گوناگون #تكرار استفاده میکند. از جمله این اشکال میتوان به قافیه، وزن یا قطعهبندی در بسیاری از اشعار اشاره کرد. در حالی که این تمهیدات در زبان روزمره یافت نمیشود.شعر همچنین از تمهیداتی مانند استعاره و نمادها استفاده میکند که میتوانند در زبان غیر شاعرانه هم به کار روند؛ اما نه به همان قوت زبان شاعرانه. با توجه به این موارد باید گفت که #آشنایی_زدایی اصلیترین معیار ادبیت است.ادبیت دقیقا با آشناییزدایی که به مفهوم هنجارگریزی از زبان عادی است، همراه است؛ و باید گفت که ادبیت از راه برجستهسازی حاصل میشود که باعث میگردد چیزها در روشنترین حالت در معرض توجه قرار گیرند. این دو مفهوم (آشناییزدایی و ادبیت)، نظریهی مهم شکلگرایان روسی را که عوامل مشخصکنندهی اثر ادبی در شکل آن وجود دارند، مورد تأکید قرار میدهد.وقتی دو متن ادبی و غیر ادبی را که هر دو یک موضوع را بیان میکنند با هم میسنجیم در زبان آن دو، فرقهایی میبینیم که همان ادبیت است. مثلا به جای آن که بگوییم: سحر چون خورشید بر کوه تابید، بگوییم: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد. در این جا دو کنایه خسرو خاور (خورشید) و علم بر کوهساران زد (طلوع کردن) وجوه ادبیت متناند. به این ترتیب وقتی از کسی خواسته میشود وجوه ادبی بودن متنی را توضیح دهد، آن شخص باید با استعانت از علوم ادبی مخصوصا بيان و بديع، بتواند حیثیت ادبی كلام را تبیین کند و امروزه این سؤال (وجه ادبی بودن این بیت چیست؟) جای (معنی این بیت چیست؟) را گرفته است.#تینیانوف نظریهپرداز روسی مي گويد ادبيات وقتی علم است که موضوع بحث آن ادبیت کلام باشد.نگارش.#امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
شعریت، هسته اصلی و جوهر شعر است؛ آن بخشی که شعر را از نثر، از گزارش صرف، و از بیان مستقیم، متمایز میکند. شعریت، آن "چیزی" است که باعث میشود کلمات در کنار هم، بار معنایی، احساسی، و هنری مضاعفی پیدا کنند و تجربهای غنیتر و عمیقتر را برای خواننده یا شنونده خلق کنند.به زبان سادهتر، اگر شعر را بنایی در نظر بگیریم، شعریت موادی است که این بنا را خاص، زیبا، و ماندگار میکند؛ یعنی کیفیت و جوهر شاعرانه آن.اجزای کلیدی شعریت:شعریت ترکیبی از عناصر مختلف است که با هم در تعاملند و اثری یگانه خلق میکنند. برخی از مهمترین این اجزا عبارتند از:1. زبان خاص و غنی: * واژگان: انتخاب دقیق و گاه غیرمتعارف کلمات، استفاده از کلمات چندوجهی، یا انتخاب کلماتی با بار عاطفی یا تاریخی خاص. * تصویرسازی (Image-making): خلق تصاویر حسی (دیداری، شنیداری، بویایی، چشایی، لامسه) که مخاطب بتواند آنها را در ذهن خود ببیند، بشنود، یا حس کند. این تصاویر اغلب استعاری و برانگیزاننده هستند. * استعاره، تشبیه، و دیگر آرایههای ادبی: استفاده هوشمندانه از این ابزارها برای ایجاد ارتباطات نو و غافلگیرکننده بین مفاهیم. * آهنگ و موسیقی کلام (Sonority): استفاده از واجآرایی (تکرار صامتها)، واوآرایی (تکرار مصوتها)، جناس، و دیگر فنون آوایی برای ایجاد موسیقی درونی و لذت شنیداری.2. احساس و عاطفه: * شدت و عمق احساس: شعریت اغلب با بیان عمیق و صادقانه احساسات انسانی (عشق، اندوه، شادی، خشم، تنهایی، امید) همراه است. * پویایی عاطفی: انتقال طیف وسیعی از احساسات، یا دگرگونی آنها در طول شعر. * همدلی (Empathy): ایجاد ارتباط عمیق با احساسات مخاطب و برانگیختن حس همدردی.3. موسیقی و ریتم: * وزن و عروض: در شعرهای کلاسیک، وزن عروضی نقش مهمی در موسیقی و ریتم دارد، اما شعریت صرفاً به وزن محدود نمیشود. * ریتم: حتی در شعرهای سپید و نو، وجود یک ریتم درونی، تناسب در طول مصراعها، تکرارها، و مکثها، به شعریت کمک میکند. این ریتم میتواند ملایم، تند، بریده بریده، یا کشیده باشد.4. معنا و اندیشه: * لایههای معنایی: شعریت اغلب دارای معانی چندوجهی است؛ یعنی هر عبارت یا مصراع میتواند تفاسیر متعددی داشته باشد. * بینش و بصیرت: شعر معمولاً چیزی فراتر از یک بیان ساده است و بینشی نو درباره زندگی، انسان، طبیعت، یا جهان ارائه میدهد. * ابهام هنرمندانه: گاهی، شعریت در بخشی از ابهاماتی نهفته است که ذهن مخاطب را به تفکر وامیدارد.5. تخیل و خلاقیت: * نوآوری در بیان: خلق راههای تازه برای بیان ایدهها و احساسات. * دیدگاه منحصر به فرد: شاعر با شعریت خود، جهان را از دریچهای خاص و تازه به ما نشان میدهد.6. فشردهسازی و ایجاز: * بیان زیاد در کمترین کلمات: شعریت به شاعر اجازه میدهد تا حجم عظیمی از معنا، احساس، و تصویر را در چند کلمه بگنجاند. * حذف زواید: زدودن هرگونه کلمه یا عبارتی که به جوهر اصلی شعر لطمه میزند.چگونه شعریت به وجود میآید؟شعریت یک اتفاق اتفاقی نیست، بلکه حاصل تسلط شاعر بر زبان، احساس، و هنر است. شاعر با:* انتخاب دقیق کلمات* استفاده خلاقانه از استعاره و تصویر* آهنگین کردن کلام* ابراز صادقانه احساسات* ایجاد ارتباطات غیرمنتظره* به کارگیری تخیلاین جوهر را به کلام خود میبخشد.شعریت در مقابل "شعر" چیست؟* شعر (Poem): اثر مکتوب یا شفاهی است که ساختار، وزن (یا ریتم)، و قالب مشخصی دارد.* شعریت (Poeticity): کیفیتی است که در یک اثر، حتی اگر شعر رسمی نباشد (مثل یک جمله در نثر، یا حتی یک صحنه در فیلم) میتواند وجود داشته باشد و آن را "شاعرانه" کند.در نهایت، شعریت همان نیروی جادویی است که کلمات را از روزمرگی جدا کرده و به آنها جان میبخشد، تا بتوانند ما را به عوالم جدیدی ببرند، احساسات عمیقمان را برانگیزند، و درک ما را از خود و جهان عمیقتر کنند.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻تعداد = شمار، شماره، شمار شمارگان، شمارگان، شمارش🔻به تعداد = به شماره🔻پر تعداد = پرشمار🔻تعداد محدودی = شمار اندکی🔻تعدادی = شماری، چندی🔻تَعدُد = بسیاری، بیشماری، بیشمارشدن، بَسماری🔻تَعدُد زوجات = چندهمسری، چند زنی🔻متعدد = انبوه، فراوان، بیشمار، پُرشمار، بسیار، چندین، فَرای، گوناگون، رنگارنگ🔻معدود = شُمُرده، اندکشمار، انگشتشمار، اندک، اند، کم، نایافته🔻معدودات = شُمُردگان، اندکان🔻معدوده = شُمُرده، اند، اندک🔻معدودی = شماریt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻راحت= ساده، آسوده، آسان، آرام🔻راحتی= سادگی، آسانی، آسایش، آرامش🔻راحتکردن= آرامشبخشیدن، آسودهکردن🔻راحتگاه= آسایشگاه🔻راحتطلب= آسودهجو، آسایشخواه، تنآسا🔻راحتطلبی= آسودهخواهی، آسایشخواهی، تنآسایی🔻راحتالحلقوم= نرمینه، شادنای🔻راحتباش= آزاد(در ارتش)🔻راحتی= آسو(کفش)🔻استراحت= آسودن، بَرآسودن، آساییدن، آسایش، آسانی، درازکشیدن، آرَمیدن، آرامش، رامش، غُنایش، دَمگیری، مَغل(خواب)🔻استراحت کرد= بَرآسود، آرَمید🔻استراحتکردن= برآسودن، غنودن🔻اتاق استراحت= یاختهی آسایش، آسودخانه، آسایشگاه، تنبلخانه🔻راحت و محنت= گرم و سرد🔻راحِ روح= رامِشِ جان🔻ناراحت= آزرده، اندوهگین، پریشان، آشفته، ناسوده، نَژَند، دُشرام، ناآرام، بیآرام، خشمگین، جوشی، دلنگران، دلگیر، دلواپس، آشوبگر، سرکش، ناخُرسند، اَخُرسند🔻ناراحتشدن= ناآرامشدن، جوشیشدن، بهدردسرافتادن، برآشفتن🔻ناراحتکردن= ناآرامکردن، خشمگینکردن، دردسرآفریدن🔻ناراحتکننده= دردسرآفرین، نگرانکننده، خشمانگیز🔻ناراحتی= ناخرسندی، اَخرسندیt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻خاطر = یاد، دل، اندیشه، دلگذشت، ویر، هوش(=ذهن)🔻خاطره = یادبود، یادمان، یادآمد، ویره، یادگار، یادنامه🔻خاطرات = یادمانها، یادبودها، یادنامهها🔻آزردهخاطر = آزردهدل، دلآزرده، دلگیر، رنجیده🔻آسودهخاطر = آسودهدل، دلآرام🔻آشفتهخاطر = دلواپس، آشفتهدل، آشفتهدرون، دلآشوب🔻اطمینان خاطر = رامِش، آسودهدلی🔻انبساط خاطر = خوشی، خرمی🔻به خاطر = برای، از برای، از رویِ، به پاس، از پی، بَهرِ، از بَهرِ🔻بهخاطر آوردن = بهیاد آوردن🔻به خاطر این که = زیرا، چون، از روی این که، از این رو که🔻بهخاطر داشتن = یاد داشتن، بهیاد داشتن🔻به همین خاطر = از این رو🔻تجدید خاطره = یادآوری🔻تعلقخاطر = وابستگی، دلبستگی🔻خاطرپَریش = دلپَریش🔻خاطرپسند = دلخواه، دلپذیر🔻خاطرجمع = آسودهدل🔻خاطرخواه = دلباخته، خواهان، شیفته🔻خاطرخواهی = شیفتگی🔻خاطرنشان = یادآوری، یادآور، یادآوردن، یادآور شدن، گوشزد🔻خاطرنشان کرد = یادآوری کرد، یادآور شد، گوشزد کرد🔻خاطرنشین = دلنشین، بهیادماندنی🔻خاطرهانگیز = بهیادماندنی، یادانگیز🔻دفتر خاطرات = دفتر یادبود، دفتر یادمانها🔻کتاب خاطرات = یادنامه🔻کوفتهخاطر = رنجیده، آزردهدلt.me/amirnormohamadi1976%F0%9F%94%B7%F0%9…
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔻عدد = شماره، شمارک، شمار، شمار واژه، تا، اُشمار، اندازه🔻اعداد، عددها = شمارهها، شمارَکان🔻عداد = شمار، رَدِه🔻عداد محدودی = شمار اندکی🔻عدد اصلی = شمارهی بُنیک🔻عدد اصمّ = شمارهی گنگ🔻عدد اول = نخستشمارک، شمارک نخست، شمارهی نخست🔻عدد تام = شمارهی هام🔻عدد ترتیبی = شمارهی دَهنادی🔻عدد توزیعی = شمارهی بَخشیک🔻عدد جبری = شمارهی فُزودی🔻عدد جذری = شمارهی ریشه ای🔻عدد حسابی = شمارهی هَماری🔻عدد ذَهَبی = شمارهی زرین🔻عدد زوج = شمارهی جُفت🔻عدد صحیح = شمارهی درست🔻عدد غیرجذری = شمارهی گُنگ🔻عدد فرد = شمارهی تک🔻عدد کسری = شمارهی فَرایوت🔻عدد مجرد(عدد غیر مقید) = شمارهی آزاد🔻عدد مقید = شمارهی نیوَند🔻عدد نویسی = شمارهنویسی🔻عدد وَتَری = شمارهی تک🔻عدد وصفی(عدد ترتیبی) = شمارهی دَهنادی🔻عددهای مشترک = شمارههای هَنباز🔻عددهای متعالی = شمارکان ترارونده🔻علم اعداد = دانش شمارش🔻عدید = شُمُرده، بهره، همتا، هَمال، بانگِ کَمان، شمار، شماره🔻عدیده = بهره، بسیار، بیشمار✍نمونه:🔺چند عدد پیچ لازم داریم؟ =چند دانه پیچ نیاز داریم؟🔺صد عدد پیچ احتیاج داریم =سَد تا پیچ نیاز داریم🔺عدد ۵ را با ۶ جمع ببندید =شمارک ۵ را با ۶ گرد آورید🔺تا عدد هجده بشمار =تا شماره ی هژده بشمار🔺با مشکلات عدیده ای روبرو بود =با گرفتاری های بسیاری روبرو بود🔺راههای رسیدن به خدا، به عدد آدمهاست =راههای رسیدن به خدا، به شمار آدمهاستراههای رسیدن به خدا، به اندازهی آدمهاست🔺آتشنشانان حادثه "پلاسکو" در عداد شهدا محسوب میشوند =آتشنشانان رخداد "پلاسکو" در ردهی جانگواهان به شمار میآیندt.me/amirnormohamadi1976%D9%80
رندی بیدل🔹زیرکی و رندی بیدل کم از حافظ نیست:قناعتپرورِ عشقم، مكن انكارم اى زاهد تو و صد سبحهگردانى، من و يک دانهٔ خالش! بیدل دهلوی🔹سخت است شعر بیدل را با یک بار خواندن فهمید. اگر بخواهی معنیاش را بفهمی، باید با ابیاتش دستوپنجه نرم کنی. اگر معنی را نفهمی، کلافه میشوی که چرا ظرافت این بیت را از دست دادم. و اگر معنی را بفهمی، ذوقزده میشوی، گویی مسئلهای سخت در ریاضی را حل کردهای.🔹بیت بالا از آن سختها نیست. مسئلهای متوسط است که با اندکی توجه حل میشود، خصوصاً با گذاشته شدن نیمفاصله و کسره و ویرگول. (پیشنهاد میکنم پیش از خواندن توضیحات من دوباره نگاهی به بیت بیندازید و برداشت خودتان را مزهمزه کنید.)🔹بیدل در این بیت خطابش به زاهد است. زاهد اهل قناعت است و به قدر ضرورت به دنیا توجه میکند. بیدل در مصرع اول میگوید ای زاهد، زهد من را انکار نکن. من هم مانند تو قناعتپیشهام. اصلاً عشق من را اینچنین پرورش داده که قانع باشم.🔹اما قناعتِ بیدل به چیست؟ پاسخش در مصرع دوم است. توی زاهد تسبیحِ «صددانه»ای را صد بار میچرخانی و هزار ذکر میگویی. درمقابل، منِ بیدل به «یک دانه» خال یار رضایت میدهم و قناعت میکنم.🔹«خال» نزد عرفا نماد وحدت است. بیدل، بهزیبایی، کثرت و دوری زاهد از معشوق را در یک طرف قرار میدهد و وحدت و رسیدن خود را در طرف دیگر. زاهد اگر به یار رسیده باشد، نیازی به ذکر ندارد، چون حکمتِ ذکر گفتن زنده نگه داشتن یاد معشوق در دل است. وقتی معشوق و مذکور کنارت باشد، دیگر نیازی به گفتن ذکر نیست. بیدل، در این بیت، هم جواب زاهد را داد و خود را قناعتپرور نشان داد که زاهدانه به دانهای قناعت کرده، و هم شیوهٔ زاهدانی را که مشغول به ذکر شدهاند و از مذکور غافل به سخره گرفت. این است که میگویم زیرکی و رندی بیدل کم از حافظ نیست.#ادبیات #شعر #بیدل_هلویسجاد سرگلیt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی #ابتدا_بساکن : نخست ایستا، نخستجا#ابتر : فشرده، کوتهواره، کوتا شده#اجزای_فرعی : اندامهها#اخباری (اِ) : گزارشی#ادات : وندها، آوندها#ارکان_جمله : وَچَک پایهها، پایههای گفتار#استقبال #مستقبل : آینده#استمراری : پیوسته، همارگی، پی در پی#اسم_اشاره : نام نشانه، نشانه نام، نَمارنام#اسم_آلت: ابزارنام، افزارنام، نامابزار#اسم_بسیط_مشتق : نام سادهی برگرفته، سادهنام برگرفته#اسم_بسیط : ساده نام، نام ساده#اسم_جمع: انبوههنام، نام رَمَن، رَمَننام، بیشالنام#اسم_جنس : نامگونه، گُننام#اسم_خاص : نام ویژه، ویژهنام#اسم_ذات : گوهرنام، زادنام#اسم_عام : همهنام، همگان نام، نام همگانی#پارسی_پاکدنباله دارد🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، دکترهاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشه شناختی زبان پارسی، دکتر محمد حسندوستt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی #اسم_فاعل : کارورز نام، کنانام، پویندهنام#اسم_مرکب : آمیزهنام، آمیختهنام#اسم_مصدر : کنشنام، پویهنام، نامکنش#اسم_معرفه : شناختهنام، شناسنام#اسم_معنی : تاوَرنام، مانیکنام#اسم_مفرد : تکنام، تکیننام#اسم_مفعول : پوییدهنام، پذیرانام#اسم_مکان : نامجا، جانام، گِواکنام#اسم_نکره : ناشناختهنام، ناشناسنام#اسم : نام#اشتغال : کارآفرینی، پردازش، کارگیری#اشتقاق : برگیری، واژهگیری، جُدامَد#اشخاص : کسان#اشیا : چیزها، پَرموتهها#اصوات : آواها، بانگها#اضافات_دستوری : فزودهای دستوری#اضافات : فزودهها، افزودگان#اضافه : افزوده، فزایش، فزوده#اضافه_استعاری : افزودهی ایرمانیک، فزایش ایرمانیک#اضافه_اقترانی : افزودهی فرایی، فزایش فرایی#اضافه_انتسابی (اضافه بُنوّت) : فزایش وابستگی#اضافه_بیانی : فزایش گونهنمایی، فزودهی گوییکدنباله دارد#پارسی_پاک🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، دکترهاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشه شناختی زبان پارسی، دکتر محمد حسندوستt.me/amirnormohamadi1976