اشارتی به پیشینه شعر لهجه#دکترسیدمهدیزرقانیشعر لهجه بوطیقای خاص خود را دارد. هر بوطیقا بر سه نظام…
انتشار: 2026/07/15 22:15 UTC
اشارتی به پیشینه شعر لهجه#دکترسیدمهدیزرقانیشعر لهجه بوطیقای خاص خود را دارد. هر بوطیقا بر سه نظام استوار است :نظام موسیقایی، نظام تصویرگری و نظام گرامری (صرف و نحو). محقق شعر لهجه باید بداند که با بلاغت شعر رسمی نمی توان ظرایف و طرایف شعر لهجه را توصیف کرد. آن بوطیقا بلاغت خاص خود را می طلبد. ساز و کار نظام های سه گانه در شعر لهجه تفاوت بنیادین با شعر رسمی دارد. زهرا سالاری در پایان نامه اش در زوایای بوطیقای شعر لهجه (مطالعه موردی شعر محمد قهرمان) درپیچیده و گوشه هایی از مساله را روشن کرده است. اما در این شماره قصد دارم به مقاله ای اشاره کنم که در شماره دوم مجله دبستان (1301)، صد سال پیش، به قلم سید حسن طبسی منتشر شد. این مقاله پیشینه خوبی است برای کسی که می خواهد در این حوزه تحقیق کند. صرف نظر از صحت و سقم دعوی ها و مستندات نویسنده اصل مساله توجه مرا جلب کرد. عنوان مقاله نویسنده «اشعار در زبان محلی» است و ذکر مثالها را با بندار رازی آغاز کرده است:هر که را می نبو شادی نبواین جهون را خرمی با می دریبعد به سراغ باباطاهر رفته و سپس این دو بیت را از سعدی دانسته است:گش اتهن داراغت خاطر نرنزتکه تختی آغلی ده بار اتنزتگه منعم بی مبر کول اتخه درویشکوانش می نبی دنبل مزش نیشبعد هم ان را معنا کرده است (گوش به سخن دار اگر خاطرت نرنجد که عاقل سخنی را ده بار بسنجد. اگر منعم باشی درویش را ابله مخوان طبیبش نباشی به دملش نیش مزن) شیرازی های عزیز اظهار نظر بفرمایند. به همین ترتیب ابیاتی هم به حافظ منسوب کرده است:ا من انکرتنی عن عشق سلمی ته زاول روی ای اولی بوادیکه همچون مت ببوتن دل وای رهغریق العشق فی بحر الودادیغرت جنگ آورم آشتی و ما کنو غرنه و ابنی آنچت نشادیاین ابیات ظاهرا ملمع بین عربی و لهجه شیرازی است اما نویسنده اینها را هم معنا کرده است. بعد به سراغ شاعران معاصر می اید تا برسد به محمود فرخ. در این فاصله چند نمونه از چند شاعر ذکر می کند. اگر این ابیات درست باشد و لهجه اهل فارس چیزی شبیه به این بوده باشد، سعدی چطور توانسته تا این حد بر زبان رسمی فارسی مسلط شود؟ من در جای دیگری هم گفته ام شاعری سعدی بر شگردهایی که در علم بیان و بدیع بررسی می کنیم استوار نیست، بر اصولی مبتنی است که در علم معانی و نحو بررسی می کنیم. او با دستکاری در نحو، زبان را شعر می کند و شاعران بهتر می دانند برای رسیدن به این درجه از شاعری چقدر باید بر زوایا و خبایای زبان مسلط بود. درست به این علت است که وقتی می خواهیم شعر سعدی را به نثر برگردانیم، غالبا ساختار نحوی اش را تغییر نمی دهیم. عجبا از سعدی! عجبا! باری بازگردیم به شعر لهجه. معیارهای زیبایی در شعر لهجه با شعر رسمی تفاوت دارد و محققی که با معیارهای بلاغی و سامانه های جمال شناسی شعر رسمی به بررسی شعر لهجه می پردازد، عملا در خلاف جهت حرکت کرده و آن را تقلیل می دهد. چرا که چیزی را که باید ببیند و به دیگران هم نشان دهد، عملا به حاشیه می راند و از نظر خود و دیگران دور می اندازد. بلاغت رسمی عامل تخفیف شعر لهجه است نه اسباب توضیح آن. 🌸🌸C᭄❁࿇༅══════┅─ t.me/amirnormohamadi1976%E2%95%90%E0%BC%8…