☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۳ امرداد زادروز مجتبی عبدالهنژاد(زاده ۲۳ امرداد ۱۳۴۸ کاشمر -- درگذشته ۱۵ آذر ۱۳۹۶ تهران) نویسنده و مترجم او مترجم کتابهای انگلیسی به زبان فارسی بود و درضمن درباره ادبیات کلاسیک فارسی تحقیق میکرد. کتاب گفتگو با مسعود سعد سلمان، نوشته او، تلفیقی است از کار تخیلی با کار پژوهشی.وی در گفتگویی با روزنامه ایران گفت: «این ژانری است که خودم ابداع کردم». از وی مقالاتی در بعضی نشریات ادبی مانند کلک، کارنامه، سمرقند، بخارا، رودکی، نافه، شوکران و گوهران منتشر شدهاست. وی در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته ریاضی تحصیل کرد، ولی به صورت نیمهکاره تحصیلاتش را رها کرد و در سال ۱۳۶۸ نخستین ترجمهاش را باعنوان «تاریخچه مختصر نقد ادبی» انتشار داد.شعر:آوازهای ماه و معادلههای ریاضی: مجموعه شعر، تهران: انتشارات ترانه ۱۳۷۳.تألیف:گفتگو با مسعود سعد سلمان، نشر هرمس ۱۳۹۳ترجمه:اسطورههای یونان، دونا روزنبرگ، مشهد، انتشارات ترانه ۱۳۷۴اسطورههای خاور دور، دونا روزنبرگ، انتشارات ترانه ۱۳۷۵اسطورههای خاورمیانه، پیر گریمال، انتشارات ترانه ۱۳۷۶افسانههای سویس، فریتس مولر گوگنبول، تهران، انتشارات هرمس ۱۳۸۰داستانها و افسانههای مردم کانادا، الیزابت کلارک، تهران، انتشارات هرمس ۱۳۸۰تاریخ کوتاه نقد ادبی، ورنون هال، انتشارات ترانه ۱۳۷۹مفهوم رمانتیسم در تاریخ ادبی، مشهد، انتشارات محقق ۱۳۷۸عرفان و فیزیک جدید، مایکل تالبوت، تهران، انتشارات هرمس ۱۳۹۰مصیبت بیگناهی، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۷شب بیپایان، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۳معمای ساعت، رابرت آرتور، انتشارات هرمس ۱۳۸۴معمای قلعه وحشت، رابرت آرتور، انتشارات هرمس ۱۳۸۴قتل در خانه کشیش، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸قتل آسان است، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸مرگ خانم مگینتی، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸جیب پر از چاودار، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸راز قطار آبی، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸در هتل برترام، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۹جسدی در کتابخانه، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۷نوشابه با سیانور، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸راز سیتافورد، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۷آیینه سرتاسر ترک برداشت، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۹چرا از ایوانز نخواستند، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۹شرارتی زیر آفتاب، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۷چشمبندی، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۹معمای کاراییب، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰دست پنهان، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸موجسواری، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰الهه انتقام، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۸۸جشن هالووین، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰چهار غول بزرگ، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰ساعتها، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰شاهد خاموش، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰قتل در تعطیلات، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰قتل در خوابگاه دانشجویی، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰گرگ در لباس میش، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۰پرواز عقاب، جک هیگینز، انتشارات هرمس ۱۳۸۹فرود عقاب، جک هیگینز، انتشارات هرمس ۱۳۸۹مقصد نامعلوم، آگاتاکریستی، انتشارات هرمس ۱۳۹۲مواجهه با مرگ، براین مگی، تهران، فرهنگ نشرنو ۱۳۹۷🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
ادامه👆👇 بخش دوم و پایانی 1. از «توضیح دادن» پرهیز کنید: اگر میخواهید بگویید این دو چیز متضاد هستند، اصلاً از کلماتی مثل «برخلافِ»، «اما»، یا «در مقابلِ» استفاده نکنید. اجازه دهید خودِ تصاویر، این کار را انجام دهند. قدرتِ همنشینی در سکوتِ میانِ دو تصویر است.2. تعادل را رعایت کنید:اگر یکی از دو عنصر خیلی بزرگ باشد و دیگری خیلی کوچک، توازنِ شعر به هم میخورد. سعی کنید هر دو عنصر، وزنِ تصویریِ کافی برای اثرگذاری داشته باشند.3. هدف را فراموش نکنید: همنشینی نباید فقط برای «عجیب نشان دادنِ» شعر باشد. هر دو عنصر باید در نهایت به یک «حس» یا «مفهومِ واحد» ختم شوند (مثلاً هر دو در خدمتِ بیانِ مفهومِ «تنهایی» باشند).تمرین کوچک برای شما:سعی کنید یک بیت شعر بنویسید که در آن یک «شیءِ بسیار قدیمی و تاریخی» را در کنار یک «تکنولوژیِ بسیار مدرن» قرار دهید. ببینید چه حسی ایجاد میشود؟تهیه و جمع آوری مطالب ؛#امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
چگونه میتوان در یک شعر کوتاه از تکنیک «همنشینی متناقض» استفاده کرد؟استفاده از «همنشینی متناقض» در یک شعر کوتاه، مانند قرار دادن دو رنگِ کاملاً متضاد (مثل سیاه و سفید) در کنار هم است تا هر کدام با شدت بیشتری خود را نشان دهند. هدف این نیست که شما یک «پارادوکس» یا «تناقض منطقی» بسازید، بلکه هدف این است که با قرار دادن دو عنصرِ بیارتباط یا متضاد در کنار هم، «جرقه معنایی» ایجاد کنید.در یک شعر کوتاه، شما فضای زیادی برای زیادهگویی ندارید، پس باید با دقت عمل کنید. در اینجا سه استراتژی عملی برای اجرای این تکنیک آورده شده است:۱. تقابلِ «محتوا» با «بافتار» در این روش، شما یک مفهومِ بسیار سنگین یا عمیق را در یک محیطِ بسیار پیشپاافتاده و روزمره قرار میدهید. این تضاد، معنای هر دو را تغییر میدهد.روش اجرا:یک شیء یا مفهومِ «مقدس/عظیم» را با یک شیء «معمولی/حقیر» جفت کنید.مثال (تصویری): «خونِ گرمِ یک شهید، رویِ کفشهایِ پلاستیکیِ یک کودکِ در حالِ بازی.» تحلیل: اینجا تضاد میان «مرگِ حماسی/مقدس» و «بازیِ بیگناهانه/معمولی» است. این همنشینی، عمقِ تراژدی را بدون نیاز به توصیفهای طولانی، به مخاطب منتقل میکند. ۲. تقابل «حس» با «تصویر» در این روش، شما تصویری را توصیف میکنید که به لحاظ ظاهری آرام یا زیباست، اما لحن یا احساسِ همراه با آن، کاملاً تاریک یا متلاطم است (یا برعکس).روش اجرا:از صفتهایی استفاده کنید که با ماهیتِ اسمِ مورد نظر در تضاد باشند.مثال (تصویری): «لبخندِ بیصدا، در میانِ ضجيهیِ ویرانی.» تحلیل:«لبخند» (نماد آرامش و شادی) در کنار «ضجيهی ویرانی» (نماد آشوب و مرگ) قرار گرفته است. این همنشینی، نوعی «آرامشِ ترسناک» یا «بیتفاوتیِ تلخ» را القا میکند. ۳. تکنیکِ «برش ناگهانی» این روش بسیار در شعر مدرن کاربرد دارد. شما در یک مصرع یا خط، فضایی را میسازید و در خطِ بعدی، با یک کلمه یا تصویر، آن فضا را کاملاً فرو میریزید.- روش اجرا: خط اول را با یک تصویرِ مثبت یا پایدار بسازید و خط دوم را با یک تصویرِ منفی یا متلاشیکننده تمام کنید.مثال (ساختاری): آسمانِ آبی، چون دریایی از آرامش و در جیبِ من، تکهای از خاکسترِ سوخته. تحلیل: قطعِ ناگهانی از «آسمانِ بیکران» به «خاکسترِ کوچک و سوخته»، حسِ فقدان و ناامیدی را به شدت تقویت میکند.چند نکته برای اینکه اشتباه نکنید:تهیه و جمع آوری مطالب؛#امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
بخش دوم👆👇 پایانیهدف اصلینقد کردن یا خنداندن از طریق تقلید. ترکیب سبکها یا بازآفرینی یک حس. ارتباط با منبع هدفش «تخریب» یا «نشان دادن پوچی» منبع است. | هدفش «استفاده» یا «بازی با عناصر» منبع است. واکنش مخاطب مخاطب باید بفهمد که شاعر دارد مسخره میکند. مخاطب با لذت از ترکیب سبکها یا حس نوستالژی مواجه میشود. یک مثال تصویری برای یادآوری بهتر:تصور کنید دو نفر میخواهند از یک لباسِ بسیار قدیمی و کلاسیک استفاده کنند:1. شخص اول (پارودی):آن لباس را به شکلی بسیار بزرگ، نامناسب و عجیب به تن میکند تا همه بخندند و بگویند: «چقدر این لباسهای قدیمی خندهدار و بیربط هستند!» (هدف: مسخره کردن)2. شخص دوم (پاستیش): همان لباس قدیمی را با یک کتانی مدرن و عینک آفتابیِ جدید ست میکند. او نمیخواهد لباس را مسخره کند، بلکه میخواهد یک استایل جدید و ترکیبی بسازد. (هدف: بازی با سبک) [️️️تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
#پارادوئی#پاستیشاین یکی از دقیقترین و ظریفترین پرسشها در حوزه نظریه ادبی است، زیرا در نگاه اول، این دو تکنیک بسیار شبیه به هم به نظر میرسند. هر دو تکنیک شامل «تقلید از سبک یا اثر دیگران» هستند، اما «روح» و «هدف»آنها کاملاً با هم متفاوت است.اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم: پارودی برای «مسخره کردن» است، اما پاستیش برای «ادای احترام» یا صرفاً «بازی با سبک» است.**در اینجا این تفاوت را با جزئیات و مثالهای روشن برایتان باز میکنم: ۱. پارودی : تقلید با هدفِ کنایهپارودی زمانی رخ میدهد که شاعر، سبک، لحن یا ساختار یک اثر یا یک شاعر خاص را تقلید میکند تا آن را به چالش بکشد، از آن انتقاد کند یا آن را به مسخره بگیرد. هدف: نقد، شوخی، مضحک کردن یا نشان دادن ضعفهای اثر اصلیویژگی اصلی: همیشه یک«فاصله»بین شاعر و اثری که از آن تقلید میکند وجود دارد. شاعر با تقلیدِ بیش از حد یا اغراق در ویژگیهای آن سبک، میخواهد به مخاطب بفهماند که: «ببینید این سبک چقدر عجیب یا مضحک است!»مثال:فرض کنید شاعری میخواهد سبکِ بسیار جدی و حماسیِ فردوسی را تقلید کند، اما در عوض از کلماتِ بسیار عامیانه و مربوط به آشپزی استفاده میکند تا نشان دهد که چقدر آن سبکِ حماسی در دنیای امروز بیمعنا و مضحک شده است. این یک پارودی است.۲. پاستیش : تقلیدِ بدون کنایه (تقلید بیطرفانه)پاستیش در دنیای پستمدرنیسم، تقلیدی است که قصد تحقیر یا مسخره کردن متن اصلی را ندارد. شاعر در پاستیش، سبکِ یک نویسنده یا دوره را برمیدارد و با آن «بازی» میکند یا آن را در بافتار جدیدی به کار میبرد، بدون اینکه بخواهد بگوید آن سبک بد یا مضحک است.هدف:بازی با فرم، ایجاد حس نوستالژی، یا ترکیب سبکهای مختلف برای خلق یک اثر جدید.ویژگی اصلی:در پاستیش، برخلاف پارودی، آن «لحن کنایهآمیز» یا «هدفِ انتقادی» وجود ندارد. شاعر صرفاً از «لباسِ» آن سبک استفاده میکند تا تجربهای متفاوت بسازد. پاستیش بیشتر شبیه به یک «ماسک»است که شاعر میزند تا با چهرهای دیگر ظاهر شود.مثال: شاعری تصمیم میگیرد شعری در سبکِ غزلهای کلاسیک بنویسد، اما موضوع شعر دربارهی «تکنولوژی و فضای مجازی» است. او نه میخواهد غزل را مسخره کند و نه قصد نقد دارد؛ او فقط میخواهد ببیند اگر غزل در دنیای امروز نوشته میشد، چه شکلی پیدا میکرد. این یک پاستیش است.مقایسه نهایی در یک جدول (برای درک سریع)ویژگی ها پارودی پاستیش نگرش ؛ کنایهآمیز، انتقادی و تمسخرآمیز. | بیطرفانه، بازیگوشانه یا نوستالژیک. |تهیه و جمع آوری مطالب #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976%D8%A7%D8%AF%D8%A… دارد👇
شعر پلکانیساختار شعریشعر پلکانی نوعی از شعر است که در آن ساختار و چینش سطرها به صورت نوزدهای و به شکل پلکانی یا پلهپله طراحی شده است. این نوع شعر به واسطهی نحوهی ترتیب و سازماندهی خطوط و تصویرسازی خاصش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است. در زیر به توضیح بیشتر این مفهوم میپردازم: ویژگیهای شعر پلکانی 1. چینش سطرها : سطرها بهطور تدریجی و به صورت افزایش یا کاهش طول و ارتفاع قرار میگیرند. این چینش باعث میشود که بین سطرهای شعر، نوعی پیوستگی بصری وجود داشته باشد. 2. حرکت بصری : خواننده با خواندن شعر پلکانی، حس حرکت و نوسان را تجربه میکند. این امر به شاعر اجازه میدهد تا احساسات و ایدههای خود را به صورت بصری و عاطفی به تصویر بکشد. 3. ایجاد تمایز معنایی : هر سطر مشخص میتواند به یک بخش مختلف از مضمون یا احساس شعر اشاره کند. با این وجود، احساس کلی شعر میتواند همسو و یکنواخت باقی بماند. 4. کاهش و افزایش احساسات : با تغییر طول سطرها، شاعران میتوانند احساسات مختلفی را منتقل کنند؛ سطرهای کوتاه میتوانند احساسات قوی، و سطرهای بلندتر میتوانند احساسات ملایمتر را به تصویر بکشند. مثالهاشعر پلکانی میتواند موضوعاتی چون عشق، تنهایی، امید، یا ناامیدی را به شکلی خلاقانه و واضح به مخاطب منتقل کند. این نوع شعر به شعرای معاصر اجازه میدهد تا در بیان احساسات و تفکراتشان به صورتی نو و متفاوت عمل کنند.تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
💐💐💐💐💐💐💐گرامی باد یاد و نام ِ #سیمین_بهبهانی💐💐💐💐💐💐💐یک متر و هفتاد صدم، افراشت قامت، سخنمیک متر و هفتاد صدم، از شعر این خانه، منم...t.me/amirnormohamadi1976