وسیع ناتوان خواهد کرد و سپس با اعلام پایان جنگ اما با حفظ تحریمها و یا تمدید آن، به فشار بر جمهوری…
انتشار: 2026/07/28 13:10 UTCدریافت: 2026/08/16 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 06:45 UTC
وسیع ناتوان خواهد کرد و سپس با اعلام پایان جنگ اما با حفظ تحریمها و یا تمدید آن، به فشار بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد تا تغییر رژیم صورت گیرد.در این برنامه فرابردی هنسنــ که تاریخنویس نظامی استــ دو سوراخ بزرگ وجود دارد.سوراخ اول این است که نمیگوید «فشار حداکثری» بعد از پایان جنگ فعال چه مدتی طول خواهد کشید. دو مدت متفاوت را میتوان تصور کرد: نخست از حالا تا ماه نوامبر یعنی انتخابات میاندورهای آمریکا که در صورت پیروزی دموکراتها، ترامپ را از بسیاری اختیارات رئیسجمهوری در زمینه سیاست خارجی و جنگ محروم خواهد کرد. آیا ایران در سه ماه آینده شاهد سقوط رژیم خمینیگرا خواهد بود؟ پاسخ میتواند هم آری باشد و هم نه، اما در هر حال طرح یک فرابرد نظامی بر این اساس، جرئت بسیار و عقل اندک میطلبد.در دومین دوره قابلتصور، پیروزی ترامپ در نوامبر به او امکان خواهد داد که «فشار حداکثری» خود بر ایران را دو سال دیگر ادامه دهد، اما در آن صورت، سوراخ دوم در تحلیل پروفسور هنسن مطرح میشود: آیا بقایای جمهوری اسلامی برای دو سال و چند ماه، پشت به طناب رینگ، کتک خواهد خورند بی آنکه سعی کنند ضربهای به حریف بزنند؟ پاسخ به این پرسش نیز آسان نیست، اما بقایای رژیم خمینیگرا نشان دادهاند که حاضرند مانند شمشون کتاب عهد عتیق، حتی پس از کور شدن، به این سو و آن سو کورکورانه ضربه بزنند. آیا آمریکا خواهد توانست برای بیش از دو سال کنار رینگ بنشیند و ببیند چگونه همپیمانانش در منطقهــ که به جز اسرائیل و در حدی بس کمتر ابوظبیــ اقدامی علیه ایران نکردهاند، موردحمله قرار بگیرند؟آیا در آن صورت، حتی اگر تنگه هرمز باز باشد و عبور از آن رایگان به «همت عالی» اعلام شود، شرکتهای بیمه دریایی حاضر خواهند بود کشتیها را با نرخ معقول بیمه کنند؟ ساختن شاهلولههای تازه برای دور زدن تنگه هرمز در عربستان سعودی، امارات متحده عرب و عراق ممکن است تسریع شود، اما هر طور که بنگرید، اجرای چنین برنامهای بیش از دو سال زمان لازم خواهد داشت. یک مطلب دیگر که ظاهرا از دید پروفسور هنسن دور مانده، این است: آیا بقایای رژیم خمینیگرا از فرجه چند ماهه یا دو ساله برای بازسازی بخشی از توان نظامی خود بهره نخواهند گرفت؟ترامپ در آغاز این جنگ شوم، با هدف «تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی» به میدان آمد و حتی از «تغییر رژیم» سخن گفت، اما او اکنون هر دو شعار را کنار گذاشته است و تلویحا امیدوار است که همهچیز برگردد به دوران پیش از آغاز این مرحله از جنگ ۴۷ ساله با جمهوری اسلامی، اما چنین بازگشتی قابلتصور نیست. غولی را که از بطری بیرون آمده است، غول نفرت، کینه و قصاص، نمیتوان به بطری بازگرداند. جنگ نیمهتمام هم امکان تغییر رژیم را به تعویق میاندازد و هم مانع میشود که خواستاران تغییر روش در داخل رژیم، از رقیبان آخرالزمانی شکست بخورند.آیا برای گریز از آن گزینههای نامطلوب راه سومی هست؟ به گمان من آری. تمدید آتشبس ۶۰ روزه به شرط آغاز دوری جدید از مذاکرات با شرکت دیپلماتهای حرفهای و بر اساس یک برنامه مشخص و نه کلیگوییهایی که «تفاهمنامه» اسلامآباد را به «سوءتفاهمنامه» تبدیل کرد.هر «تفاهمنامهای» که در صورت برگزاری مذاکرات تازه شکل گیرد، میبایستی ساختوسازی برای حکمیت داشته باشد، یعنی مرجعی که موردقبول دو طرف است، بتواند موارد تخطی از «تفاهم» را بیطرفانه رسیدگی کند و حکم نهایی بدهد. بدون چنین حکمیتی، هر یک از دو طرف میتوانند مدعی شوند که طرف مقابل «تفاهمنامه» را نقض کرده است و در نتیجه میبایستی با حمله مجدد تنبیه شود.در دوران مذاکرات، حالت جنگ پایان نخواهد یافت، تحریمها یکباره برداشته نخواهند شد و گزینه درگیری نظامی همچنان مطرح خواهد بود، اما پایان بمبارانهای بیهدفــ که اکنون زیربناهای غیرنظامی ایران را نابود میکنندــ و بازگشت درجهای از آرامش به مردم ایران امکان خواهد داد که قیامی را که برای پس گرفتن حق حاکمیت خود آغاز کرده بودندــ قیامی که با جنگ جاری متوقف شدــ از سر گیرند.independentpersian.com/node/421497/%D8%AF…