۱- داستان یک هذیان زیباگفته میشود آنتوان دو سنت اگزوپری شازده کوچولو را در ضمن یک هذیان، که در صحر…
انتشار: 2026/07/30 20:50 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
۱- داستان یک هذیان زیباگفته میشود آنتوان دو سنت اگزوپری شازده کوچولو را در ضمن یک هذیان، که در صحرای کبیر از سر گذراند، دیده بود. در سال ۱۹۳۵ هواپیمایش در آسمان آفریقا نقص پیدا کرد و او مجبور شد در صحرای کبیر فرود اضطراری کند. اما طولی نکشید که ذخیرهٔ آب آشامیدنیاش تمام شد. آن وقت خودش و خلبان همراهش بر اثر کم آبیِ بدن بیهوش شدند. منتها شانس آوردند مردی بومی با شترش از آن طرفها رد میشد. این مرد هواپیما را از دور دید و آمد نجاتشان داد. گویا داستان شازده کوچولو بازنویسیِ هذیانی است که در عالمِ آن بیهوشی از ذهنش گذشت. نمیدانیم چه چیزهایی در آن هذیان دید و چه چیزهایی را بعداً از خودش به آن افزود تا به شکل این داستان درآمد. اما هر چه هست همه چیزِ داستان دقیقاً با تکنیکهای خوابها و هذیانها اتفاق میافتند. در زمانی که او این داستان را مینوشت خیلی وقت بود که زیگموند فروید این تکنیکها را شرح داده بود، و بیش از دو دهه بود که سوررئالیستها آثار خود را با این تکنیکها خلق میکردند. فروید معتقد بود بسیاری از تصویرهایی که در خوابها و هذیانها میبینیم نمادهایی از اتفاقات و اشخاص واقعی هستند که تغییر شکل دادهاند تا شناخته نشوند؛ و این تغییرشکلها همیشه با چند تا تکنیک مهم و ثابت صورت میگیرند.یکی از این تکنیکها، در نظریهٔ خوابهای فروید، ترانسپوزیسیون یا جابهجایی است. طبق این نظریه، خوابها بسیاری چیزها را با چیزهایی شبیه آنها نشان میدهند؛ یا جابهجا میکنند. مثلاً ممکن است زنی به شکل گل در خواب عاشقش ظاهر شود. برای اینکه خیلی اتفاق میافتد که زنها در عالم بیداری به گل تشبیه شوند. یا مثلاً ممکن است خوابها یک شخص باهوش و دانا را به روباه تبدیل کنند. یا با روباه جابهجا کنند. برای اینکه روباه حیوان باهوش و دانایی است. در شازده کوچولو هم ظاهراً سیلویا همیلتونِ دانا و کاردان است که به روباه تبدیل میشود. سیلویا صاحبخانهٔ آمریکایی آنتوان دو سنت-اگزوپری و آخرین معشوقهاش بود. برای نقاشیهای روباهِ شازده کوچولو هم همین سیلویا برای آنتوان مدل مینشسته است.اما ترانسپوزیسیون یک شکل دیگر هم دارد. در این شکل یک چیز ممکن است با چند چیز جابهجا شود. این هم باز در شازده کوچولو هست. خود سنت-اگزوپری در این داستان در قالب دو تا شخصیت ظاهر میشود؛ یکی در قالب راوی، دیگری در قالب شازده کوچولو. در قالب راوی به خاطر خلبان بودنشان ظاهر میشود، در قالب شازده به خاطر شاهزاده بودنشان. برای اینکه هم مثل راوی خلبان بود، هم مثل شازده کوچولو شاهزاده بود. عباس پژمان [ادامه دارد]@apjmn
