بیشتر آدمها از تاریکی درون خود نمیترسند؛ از آنچه ممکن است در آن تاریکی پیدا کنند، میترسند.ذهن ما…
انتشار: 2026/06/27 06:17 UTC
بیشتر آدمها از تاریکی درون خود نمیترسند؛ از آنچه ممکن است در آن تاریکی پیدا کنند، میترسند.ذهن ما استاد فرار است. خودش را با کار، شبکههای اجتماعی، خرید، روابط سطحی یا حتی مشغلههای بیپایان سرگرم میکند تا مجبور نباشد با زخمهای قدیمی، ترسهای سرکوبشده و احساسات ناتمام روبهرو شود.روان برای محافظت از ما، «دفاعهای روانی» میسازد؛ انکار، فرافکنی، عقلانیسازی و دهها مکانیسم دیگر که درد را موقتاً پنهان میکنند، اما آن را درمان نمیکنند. به همین دلیل بسیاری از تعارضهای ناهشیار، سالها در پسزمینه زندگی باقی میمانند و خود را در قالب اضطراب، خشم، افسردگی، انتخابهای تکراری و روابط ناسالم نشان میدهند.نگاه کردن به درون، شجاعت میخواهد؛ زیرا باید بپذیریم همه آنچه درباره خودمان باور داشتیم، ممکن است تمام حقیقت نباشد. اما درست از همین نقطه، رشد آغاز میشود. تا زمانی که ناهشیار دیده نشود، زندگی ما را هدایت میکند و ما گمان میکنیم این فقط «سرنوشت» است.نور واقعی از بیرون به ذهن نمیتابد؛ از لحظهای آغاز میشود که جرئت میکنیم درِ اتاقهای خاموش روانمان را باز کنیم و با خودِ واقعیمان روبهرو شویم. آنچه دیده میشود، دیگر مجبور نیست از پشت پرده، زندگی ما را کنترل کند.@Arsin_moshaver




