چگونه میگذرد روز و روزگار رفیقچه کرده با دلت اندوهِ کار و بار رفیق چقدر خسته و افسرده میرسی به نظ…
انتشار: 2026/07/24 13:45 UTC
چگونه میگذرد روز و روزگار رفیقچه کرده با دلت اندوهِ کار و بار رفیق چقدر خسته و افسرده میرسی به نظرمباد دشمنت اینگونه خوار و زار رفیقدلت گرفته ازین روزهای دربهدری؟شنیدهای خبر تازه از مزار رفیق؟کهام؟ شبیه تو دلتنگ و گیج و سرگردان به صدهزار غم و غصه سر دچار رفیقنمانده حال خوشی دانه دانه ریختهام دلم دو کف شده مانند یک انار رفیقخیال میکنم از شدت خیال «بمی» ـدرون مغز سرم کرده انفجار رفیقگمان کنم که دگر جا نخواهد آمد هیچبرامدیم که اینگونه از عیار رفیقمن از نگاه غریبانهی تو میدانم چه غصهها که شده در دلت قطار رفیقتو نیستی و به خود دیده تا سحرگاهانحساب کرده زنی زخم بیشمار رفیقخلاصه اینکه عزیزم مواظب خود باشنمانده است کسی یار و رازدار رفیقاگرچه قافیه باز است، نیست حال و مجالکشیده از دم ما زندهگی دمار رفیقشاعر📝لیلی غزل@Avayebaranie
