💞 #شعر 💞آسمان تار، زمین تور، خیابان تیر استآه این بیشه قدمگاهِ کدامین شیر استمن کجا با که قراری اب…
انتشار: 2026/08/06 13:45 UTCدریافت: 2026/08/07 12:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 12:40 UTC
💞 #شعر 💞آسمان تار، زمین تور، خیابان تیر استآه این بیشه قدمگاهِ کدامین شیر استمن کجا با که قراری ابدی داشتهامدرِ تابوتِ تو را پنجره انگاشتهامکِی کلاه از سرم افتاد زمستان آمدکِی دو تا ابر به هم خورد که باران آمدمن کجا دست به یالِ تو زدم سنگ شدمکِی قلم دستِ تو افتاد که من رنگ شدمچتر با یادِ تو ساییدم و باران آمدبا تو از بادنما گفتم و طوفان آمدآمدی نعشِ غزلباخته را جان بدهی؟جنگلِ سوخته را وعدهی باران بدهی؟هر کجا راه زدم صورتِ او را دیدمدر خودم چاه زدم صورتِ او را دیدمنم شدی، رود شدی، آتشِ نمرود شدیآنورِ قوس ِ رصدخانهی من دود شدیایستادی خفه شد نایِ بیابانیِ منراه رفتی عــرق افتاد به پیشانیِ منخوشهی انگوری و انگور نمیدانی چیستمو برآشفتی و منصور نمیدانی چیستتو عسل میخوری و زندگیات شیرین استمرگ در لانهی زنبور نمیدانی چیستدختر اَبروی کماندارِ کمین کردهی منسر جدا کردی و ساطور نمیدانی چیست؟دختری کفش طلا گم شده در پیرهنمداستانهای شما گم شده در پیرهنمتا که شیر از شبِ نخجیر به من برگرددچند آهوی رها گم شده در پیرهنمیاوه میگویم و شاید که حقیقت داردچند وقتیست خدا گم شده در پیرهنممن که در جنگلِ او طوطیِ سرگردانمنسَبم را به کدام آینه برگردانم ؟متولد شده در شعر، جنینی که تویینابِکارم، چه بکارم به زمینی که توییبرفی و کوه برای تو نشیمنگاه استآه اگر آب شود قلهنشینی که توییسرِ عقل آمدهام پا بگذارم بانوسرِ زانوی خودم سر بگذارم بانومن که باشم که از آغوشِ تو سودی ببرممن همین بس که از آتشکده دودی ببرمآی سر کردهی در پردهی تنبور به دستچار مضراب بزن یکسره بر هر چه که هستپل نبستم که به آغوشِ تو سر بسپارمپل شکستم که به رودِ تو قدم بگذارمرود دریا شد و دریا به خیابان پیچیداتوبوسی که نیامد سرِ میدان پیچیدزورقِ ساحلیام، اسکلهی تزیینیدستِ بیرون زده از موجِ مرا میبینی؟خطِ پُر حادثهام، منظرهی تو در توآه اگر باز شود در، تو نباشی آن سو#احسان_افشاری@Avayebaranie
