"از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم"کاش میشد قدمی رو به عقب بردارمواکنم قفل زبان بسته ی احساسم راپس…
انتشار: 2026/08/23 06:11 UTCدریافت: 2026/08/23 16:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 16:50 UTC
"از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم"کاش میشد قدمی رو به عقب بردارمواکنم قفل زبان بسته ی احساسم راپس بگیرم دل زخمی شده ی بیمارمکاش میشد بزنم قید نفس هایم راخسته از این همه بی ذوقیِ پرتکرارمزندگی ام شده یک بقچه پر از تنهاییشانه ای خسته که روی سر آن سربارمبا سکوتی به بلندای هزاران فریاد...روز و شب ها به مجازات خودم بیدارماز کجا دست دلم را به شکستن دادی !تا کجا هق هق بی واسطه ی بسیارمشاهدم پای پر از آبله ام می باشدبی تو آواره ی هر کوچه و این بازارمآنچنان رفته ای انگار نبودی اصلابر فراموشی خود تا به ابد میبارمتا دم مرگ اگر سینه ز داغت سوزدفاش هرگز نشود ذره ای از اسرارمبس که پاشویه شد این باغ تب آلود از غم"پونه"ها سوخت از این طاقت بس دشوارم#افسانه_احمدی_پونه🌼
