وقتی به اندازه کافی آدما ناامیدت کنن و پشیمونت کنن از رفتارها و همه خاطره هایی که باهاشون ساختی. دی…
انتشار: 2026/07/28 16:53 UTCدریافت: 2026/08/15 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:26 UTC
وقتی به اندازه کافی آدما ناامیدت کنن و پشیمونت کنن از رفتارها و همه خاطره هایی که باهاشون ساختی. دیگه نه تنها دلت واسه اون حس ها و مکان ها و تجربه ها تنگ نمیشه، بلکه از همه اون احساس ها و خودت متنفر میشی که چرا حماقت به خرج دادی و تحمل کردی چون فکر میکردی این آدم سمی قراره درست بشه و اون هم دلش واسه همه خاطرات و روزهای با هم بودن تنگ میشه و وابسته اس بهتدر حالی که اون فقط از کنار بودن با تو و تحمل تو و اعتماد به نفسی که بهش میدادی لذت میبرد در واقع این آدم خودشیفته فقط به خودش اهمیت میداده و تو همیشه در حاشیه بودی و هیچ چیز اون نبودی.از غم نترسید، از تنهایی بعدش نترسید،از اینکه دلتون واسه خاطرات تنگ میشه نترسید،از گریه کردن های بعدش نترسید،میگذره همه اینا، از اینکه بار دیگه خودتونو قربانی کنید بترسید و دوباره بخواید تحقیر بشید و درد رو تحمل کنید و بی ارزش باشید در زندگیتون، بترسید. روزهای سخت میگذرن ولی شما دیگه اون آدم ترسو نیستید و تغییر کردید، یاد میگیرین پرواز کنید و به بالهاتون فرصت بال زدن میدین. گاهی وقتا انسان در کنار بعضی آدم ها حس میکنه بالهاشو قیچی کردن و همون بالهای زخمی رو با سیم خاردار بستن و انداختنش تو قفس و درشو قفل کردن و این حس درست هست، چون خیلی ها دوست ندارن پارتنرشون فرصت پرواز پیدا کنه و از اونا بالاتر باشه واسه همین همیشه با تحقیر و دستکاری های روانی فرصت ها رو واسه سمت مقابل میسوزونن فقط کافیه چشماتونو باز کنید.