قسمت ششمقدرتیابی مقتدی صدر؛ نفوذی فراتر از صندوق رأیغلامرضا کریمی مرداد۱۴۰۵ روایتی مشهور، هرچند بد…
انتشار: 2026/08/02 05:30 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
قسمت ششمقدرتیابی مقتدی صدر؛ نفوذی فراتر از صندوق رأیغلامرضا کریمی مرداد۱۴۰۵ روایتی مشهور، هرچند بدون پشتوانه تاریخی و سند معتبر، نقل میکند که پس از گسترش نفوذ و محبوبیت امام علی(ع)، معاویه روزی اندوهگین و نگران بود. عمرو عاص وارد شد و از او پرسید: «چرا اینقدر پریشان و مضطربی؟» معاویه پاسخ داد: «علی را مردی میبینم که در شجاعت، عدالت، دانش و تقوا بر دیگران برتری دارد. نمیدانم چگونه میتوان با او مقابله کرد.» در ادامه روایت آمده است که عمرو عاص گفت: «اگر نمیتوان با فضیلت او مقابله کرد، از نقطهضعف مردم استفاده کن؛ از جهل آنان. تا زمانی که مردم حقیقت را نشناسند، تبلیغات، شایعه و وارونهنمایی واقعیت میتواند آنان را از حق دور کند. مردمی که آگاه باشند، فریب نمیخورند؛ اما جهل، راه را برای تسلط بر افکار عمومی هموار میکند.» اگرچه این روایت از نظر تاریخی مستند نیست، اما بهخوبی بیانگر یکی از واقعیتهای جوامع در حال توسعه، بهویژه در بخشی از جهان اسلام است؛ جوامعی که ضعف مطالعه، کمرنگ بودن تفکر نقادانه، ناآگاهی سیاسی و دینی و غلبه احساسات بر عقلانیت، زمینه را برای ظهور و گسترش جریانهای تندرو، پوپولیستی و گاه انحرافی فراهم میکند. در چنین فضایی، شخصیتها و جریانهایی که بتوانند احساسات عمومی را بسیج کنند، گاه بیش از نهادهای رسمی قدرت، بر سرنوشت کشورها اثر میگذارند. عراق پس از سقوط رژیم بعث، نمونهای قابل تأمل از این واقعیت است. یکی از مهمترین و اثرگذارترین جریانهای سیاسی و مذهبی این کشور، جریان صدر به رهبری مقتدی صدر است. اگرچه این جریان در مقاطعی از حضور در انتخابات یا تشکیل دولت کنارهگیری کرده، اما این به معنای خروج از عرصه قدرت نیست. برعکس، جریان صدر همچنان یکی از مهمترین بازیگران سیاست عراق محسوب میشود و نفوذ آن در بسیاری از تصمیمات کلان این کشور قابل مشاهده است. قدرت این جریان تنها در تعداد کرسیهای پارلمان خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی بسیج خیابانی، شبکه گسترده دفاتر مذهبی و اجتماعی، نفوذ در میان اقشار کمبرخوردار، حضور در بدنه برخی نهادهای اجرایی و امنیتی و همچنین تأثیرگذاری بر روند انتخاب نخستوزیر و برخی وزرا ریشه دارد. به همین دلیل، حتی در دورههایی که صدر رسماً از سیاست کنارهگیری اعلام کرده، هیچ دولت عراقی نتوانسته نقش و وزن اجتماعی او را نادیده بگیرد. این پدیده، البته مختص عراق نیست. در بسیاری از کشورهای اسلامی، گروههایی با گرایشهای تند یا پوپولیستی، اگرچه الزاماً اکثریت جامعه را نمایندگی نمیکنند، اما به دلیل انسجام تشکیلاتی، سرمایه اجتماعی، بهرهگیری از احساسات دینی و هویتی و توانایی سازماندهی هواداران، میتوانند بر فضای سیاسی کشور تأثیرات عمیقی بر جای بگذارند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا جریان صدر تا این اندازه در عراق نفوذ دارد و میلیونها نفر همچنان از آن حمایت میکنند؟ پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل تاریخی، اجتماعی و سیاسی جستوجو کرد. نخست، پیشینه خاندان صدر که بهویژه با شخصیت آیتالله سید محمدصادق صدر، برای بخش قابل توجهی از شیعیان عراق نماد مبارزه با رژیم صدام و دفاع از محرومان به شمار میرود. این سرمایه تاریخی، پس از شهادت او، به سرمایه اجتماعی فرزندش منتقل شد. عامل دوم، حضور گسترده جریان صدر در میان طبقات ضعیف و مناطق کمبرخوردار عراق است. این جریان توانسته است با ایجاد شبکههای اجتماعی، مذهبی و خدماتی، پیوندی عاطفی و مستمر با بدنه جامعه برقرار کند؛ پیوندی که صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه در هویت مذهبی و اجتماعی هواداران دارد. عامل سوم، ضعف ساختار دولت عراق و ناکارآمدی بسیاری از احزاب سنتی است. هرگاه دولت در ارائه خدمات، تأمین امنیت یا مبارزه با فساد ناکام بوده، جریانهایی مانند صدر فرصت یافتهاند تا خود را به عنوان مدافع مردم و منتقد وضع موجود معرفی کنند و بر دامنه نفوذ خود بیفزایند. در کنار این عوامل، شخصیت کاریزماتیک مقتدی صدر، توانایی او در تغییر تاکتیکهای سیاسی، بهرهگیری از نمادهای مذهبی و ملیگرایانه و فاصلهگذاری مقطعی با بازیگران خارجی، موجب شده است که حتی مخالفانش نیز نقش تعیینکننده او را در معادلات عراق انکار نکنند. با این حال، این میزان نفوذ هم فرصتهایی برای عراق ایجاد کرده و هم مخاطراتی جدی. از یک سو، جریان صدر توان بسیج بخش مهمی از جامعه شیعه را دارد و میتواند در حفظ ثبات یا کاهش تنشها نقشآفرین باشد؛ اما از سوی دیگر، هرگاه رقابتهای سیاسی به خیابان کشیده شود یا تصمیمات کلان کشور بیش از حد به اراده یک جریان وابسته گردد، ثبات سیاسی، روند دولتسازی و توسعه عراق با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.

