پهلوان عیبا سرابیرسم بود که در باکو پهلوانان کشتی می گرفتند. کشتی گیران علاوه بر کشتی، در زورخا…
انتشار: 2026/06/13 08:32 UTCدریافت: 2026/08/22 03:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:16 UTC
پهلوان عیبا سرابیرسم بود که در باکو پهلوانان کشتی می گرفتند. کشتی گیران علاوه بر کشتی، در زورخانهها میل میگرداندند و با دستها و پاهای خود اجسام سنگین گوناگونی را بلند میکردند.در آن زمان پهلوانی به نام «آلتیآیلیق» با وجود جوان بودن در باکو بسیار مشهور بود. تا آن هنگام کسی نتوانسته بود پشت او را به خاک بزند.روزی شنیدیم که عیبا سرابی که از پهلوانان نامدار تبریز بود، برای کشتی گرفتن به باکو آمده است. برگزارکنندگان مسابقات ابتدا پهلوانان دیگری را در برابر عیبا قرار دادند. عیبا پس از کمی گشتن در دور میدان، ناگهان به حریف نزدیک میشد و او را یکباره بلند میکرد و پشتش را به زمین میکوبید. تماشاگران کف میزدند و اسکناسهای ۵، ۱۰ و ۲۵ مناتی همچون باران از آسمان بر سر او میریخت.در همین هنگام، مردی با لباسهای کهنه و وصلهدار نزدیک شد و یک منات به او داد. عیبا پول را گرفت، آن را به لبهایش نزدیک کرد، سه بار بوسید و سپس بر چشمان خود گذاشت.عیبا مردی بود کمی کوتاهتر از قد متوسط و گندمگون. ظاهر او چندان نشان نمیداد که پهلوانی نیرومند باشد. اما هرچه در دور میدان راه میرفت، عضلات بازوها و ساقهایش برجستهتر میشد. سران باکویی که شکست خوردن پهلوانان شهرشان را ننگ میدانستند، خواستند آلتیآیلیق را در برابر عیبا قرار دهند. آن شب پس از آنکه عضلات آلتیآیلیق را مالش دادند، صبح او را به مصاف [عیبا] سرابی فرستادند. آلتیآیلیق جوانی بیست یا بیستویک ساله بود. با این حال تا آن زمان کسی در باکو نتوانسته بود او را شکست دهد.عیبا وقتی آلتیآیلیق جوان را در میدان دید، یکی دو ثانیه با دقت به او نگاه کرد. سپس پشتش را به او کرد و از میدان بیرون رفت. هرچه برگزارکنندگان تلاش کردند، عیبا حاضر نشد با آلتیآیلیق کشتی بگیرد. او از آنجا راهی [شهر] سالیان¹ شد.عیبا در آذربایجان ایران بسیار مشهور بود. هیچکس نتوانسته بود پشت او را به خاک بزند. حتی نقل میکردند که در تهران، در حضور شاه، پهلوان نامدار دربار را شکست داده بود. وقتی برای نخستین بار حریف را بر زمین زد، رو به شاه کرده و پرسیده بود: قربان شد؟ شاه پاسخ داده بود: نشد!یعنی: شاه شد؟ — نه، نشد!بار دوم نیز همان سؤال را از شاه پرسیده و همان پاسخ را شنیده بود. بار سوم پهلوان درباری را چنان سخت به زمین کوبیده بود که دیگر نتوانسته بود از جایش تکان بخورد. باز هم پرسیده بود:قربان شد؟و شاه پاسخ داده بود: نشد!اما عیبا گفته بود:قبلهٔ عالم، این دفعه شد!شاه اخم کرده و دیگر پاسخی نداده بود. عیبا نیز از ترس خشم شاه از تهران گریخته بود.برگزارکنندگان گمان کرده بودند که عیبا از آلتیآیلیق ترسیده و فرار کرده است. به همین سبب آلتیآیلیق را با خود برداشته و به شهر سالیان رفتند.آنجا عیبا را در حالی یافتند که در میدان کشتی میگرفت. عیبا حریفش را به زمین زد و مردم با فریاد شادی بر سر او پول ریختند.عیبا وقتی دید برگزارکنندگان همراه آلتیآیلیق آمدهاند، از میدان بیرون رفت و بدون آنکه با کسی دیدار کند به سوی [شهر] خیللی² گریخت. اما آنان دستبردار نبودند. وقتی فهمیدند که عیبا به خیللی رفته است، همراه آلتیآیلیق به آنجا نیز رفتند. سرانجام او را در حالی که در مهمانخانهای غذا میخورد پیدا کردند.عیبا که از این رفتار آنان خشمگین شده بود، گفت:خبر بدهید میدان را آماده کنند، کشتی میگیرم!در شهر خیللی شایع شد که عیبا قرار است با پهلوان مشهور باکو (آلتیآیلیق) کشتی بگیرد. مردم از هر سو به میدان سرازیر شدند.کشتی آغاز شد. دو پهلوان به هم نزدیک شدند. عیبا با یک دست آلتیآیلیق را بلند کرد و به هوا پرتاب نمود. هنگامی که آلتیآیلیق به زمین افتاد، از هوش رفت. مردم از هر طرف شروع کردند بر سر عیبا پول ریختن.عیبا پولها را در مشت خود فشرد، همه را پاره کرد و بر زمین انداخت و سپس بیدرنگ به سراب بازگشت.پاورقی۱: از شهرهای کشور جمهوری آذربایجان ۲: شهری در نزدیک سالیانمنبع: خاطرات عبدالله شایق (خاطیره لریم) ۱۸۸۱ـ۱۹۵۹ میلادی، باکو، چاپ ۲۰۱۵ میلادی.*این مطلب برای اولین بار توسط کانال تاریخ سراب در فضای مجازی منتشر میشود.#تاریخ_سراب #عیبا_پهلوان@Azarbijan_sarab
![تاریخ آذربایجان_تاریخ سراب (ساراب): «خوب بود او [شیخ فضل الله نوری] را به دار نمی آویختند و اگر گناهکار بوده است، او را در خانهاش قهوهای¹ میدادند و فردایش](https://cdn4.telesco.pe/file/ZNKxLyZji-LyxS4ggRaR7VUr4ytSphYM7x5S4_N4RqoI_lvWB2Xyk7vx659WyudQMbGwwppAM-SLoZhFgjHm0bpCNLN147PlpyCol4rxFcIzhvrP05KBY9h6zI0dvG_YbV84rHtVKhq8euSnZtDUTbU2bLYxjlXA9hdmPIQBJk349meqXh1G5WRKHAtB7uZCmFXMrsrvZB_R3oDFkzkGZw8c_bADoB1Qn4RrzinT56RUZ3R0Xt7XfAQtX7OyB7AMlnByfPrZ-y6qdf24vkw8y17NsUmIwgQQ8EfQS3V6YGxl7DcIfsWgXYyYai5QoVSXay2XWPDYe-LoUdnEjlCrbA.jpg)


