لالایی عاشورامدینه بود و غوغا بوداسیر دیو سرما بودمحمد سر زد از مکهکه او خورشید دلها بودلالا خورشید…
انتشار: 2026/07/21 17:28 UTC
لالایی عاشورامدینه بود و غوغا بوداسیر دیو سرما بودمحمد سر زد از مکهکه او خورشید دلها بودلالا خورشید من لالاگل امید من لالاخدیجه همسر او بودزنی خندان و خوشخو بودبرای شادی و غمهاخدیجه یار خوشرو بودلالالا شادیم لالاغمم آبادیم لالاخدا یک دختر زیبابه آنها داد لالالابه اسم فاطمه، زهراامید مادر و بابالالالا کودکم لالاقشنگ و کوچکم لالاعلی داماد پیغمبربرای فاطمه، همسربرای دختر خورشیدعلی از هر کسی بهترچراغ خانهام لالاگل دُردانهام لالاعلی شیر خدا لالاعلی مشکلگشا لالاشب تاریک نان می بردبرای بچه ها لالالالا مشکل گشای منگل باغ خدای منحسن، فرزند آنها بودحسن مانند بابا بودشهید زهر دشمن شدحسن یک کوه تنها بودلالا کوه بلند منشراب و شعر و قند منعلی فرزند دیگر داشتجوانی کوه پیکر داشتهمیشه حضرت عباسبه لب نام برادر داشتلالا نازک بدن لالاعصای دست من لالاگل پر پر حسینم کو ؟گل سرخ و گل شب بوکنار رود و لب تشنهتمام غنچه های اولالالا غنچه ام لالالالالالا گل فرداحسین و اکبرم لالاعلی اصغرم لالاکجایی عمه جان زینبسکینه دخترم لالالالالالا گل لالهنکن گریه، نکن نالهشبی سرد است و مهتابیچرا گریان و بی تابی ؟برایت قصه هم گفتمچرا امشب نمی خوابی ؟لالالا جان من لالاگل باران من لالا مصطفی رحماندوست@bacheh_shia