هر کس آمد پا به روی پلهی مَردُم گذاشتشانهها خاکی شد و از خویش ردّ ِ سُم گذاشتتا به او گفتم چِخ!…
انتشار: 2026/07/12 07:06 UTCویرایش: 2026/08/01 00:00 UTCدریافت: 2026/08/15 01:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:19 UTC
هر کس آمد پا به روی پلهی مَردُم گذاشتشانهها خاکی شد و از خویش ردّ ِ سُم گذاشتتا به او گفتم چِخ! آن روی سَگش شد آشکاربا خودم گفتم: نباید پا به روی دُم گذاشتروی نسل ِ سوخته، میریزد آب آتشنشانزیرش اما "زاهد ِ آتشفشان" هیزم گذاشتنسل ِ دلمُرده سِپُرده آرزویش را به گور...تازه در مسجد برایش سوم و هفتم گذاشت"یوسف ِ پیغمبر" آید باز اینجا، غم مخور!هی نَگو مختارنامه هی نَگو یانگوم گذاشتبنده هم چون واعظان شبزندهداری میکنمهر شبی که بازی ِ منچستر-آ.اِس رُم گذاشتما زیادیم و سرت خیلی شلوغ است ای خدا!در کنارت میتوان یک مُنشی ِ خانُم گذاشتشک ندارم مشکل ِ نان ریشهکَن میشُد اَگر...جای مردان ِ سیاست در زمین گندم نِشاند!!!#محمود_برزین@barziiiiiin