.از جریانِ نسبت خونیامبشارت میدهدشاهرگمو درجا میزند زمانتا بایستددر سکوتی که جریانش مفصل استکسی…
انتشار: 2026/08/18 04:12 UTCدریافت: 2026/08/22 03:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:31 UTC
.از جریانِ نسبت خونیامبشارت میدهدشاهرگمو درجا میزند زمانتا بایستددر سکوتی که جریانش مفصل استکسی چه میداند در این میانجانم رابرای صدای چند فقره تنِ عریان در گور گشودهامبندبند انگشتانمآغشتهاند به خونی کهبا آن فشرده استقلبم راو چه بیهوده بند آمده این زبانوقتی بیاعتبارزخم میدواند#مژگان_معدنیبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
پستهای تلگرام — بیداد موریانهها (ویژهی شعر زن)
معنای من استکاجهای کج اجدادیبوی خلسه در فلقو به در بودنِ تو در من به سطح دو سَبْخهکر میشود جیرجیر خیالدر سکوت شِناشیرپناهم که؟به لختههای لالکه میچکد از سوزن درختگفتنم که؟به فحوای دو تنهاییست واج وقزدهسَعَف به زمین میچسبد از هاجنگاهم که؟معنای من استشرم مخروطی کاجبوی شروه در شطو به در بودنِ من در تواین دیدگان جنگلیتا به او در من برسدهراس عشیرهام رابه بازی گرفته در کالبدتمیان قوس شفقاز چهدرز جاماندهی دیوارکه غربال از نور میگذراندترک میزند به بطن وخاکشیر بوته میکند از رگهای مردود؟وقتی زِل به زوال میافتدبازتاب هر چه در منمتودرتوی الیاف تاب میخوردبازتاب هر چه در منمبه زمین که بیفتد مجال افراهاتسکر هزاران صدای خیره به صبح را میپراندسایهام که؟تنهافلات یاختههاماز پیش از منبیهوا در تقلای قبوربه فراخی دو قلب میتپیدتا مرگ خلال خالیها بغلتدنامتتسمیهی سلولهامبدو بسملکه سبز میکشد این افزودن- سَبْخه؛ در جنوب به نمکزار ساحلی و زمین شور برجامانده از آب گویند.- شِناشیر؛ ایوان چوبی مشبک خانههای جنوبی.- سَعَف؛ برگ نخل.#سعاد_آرامبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
چگونه بوسهی صلح باشم سر بر دامنم معرکهایست که بوی لکنت زنی آواره میدهد طعم این بوسه کبود از نیش زبان بر شانهشانهام میکشد بر گردهام میپیچد و کجاها را زهر میریزد و خزیدنش دست از سرم برنمیداردخواستنم را شکافته خیرگیاش به من خروس بیمحل خوانده سیگاری بر لب مرگم گذاشته با نقشی از مار که پشت پرده چشم چرانده به مردم به بازیام گرفته تن از لبم برنمیدارد به گلوگاه به نفسهای من آویزان است #آفاق_شوهانیبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
به او گفتمتو بیافق در شعلهی جانی که به جا میگذاری خواهی سوختو او زیر نور کنایه و ابهامبا چتری که به من دادو طنابی که شاید روزی در خود بنگرمکنار قلبم در غبار یک صدا گم شدو من روی نقطهی کور هر جوانه هر لهجهی غریببا سیبی در زاویهی چشمانماز همهی اردیبهشتهای جهان گذشتم#نسرین_جافری بیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
همدلیام میکنی؟مطمئن نیستمدر موردِ جای گلولههاکمکهای خیرخواهانهو در مواردِ دیگرمطمئن نیستماستثنایی میسازم برای خودمخرابش میکنم میسازممیسازم خرابش میکنمدر خرابیهایی که میشود بسازمشان مطمئن نیستمو شمارهای که باید بگیرمو جعبهای که نمیشود بازو وقتی خوابیدهام وَ هنوز نیامدهایو جاذبهی آن طرفمطمئن نیستمبخشهایی از من بزرگتر نشدهانداین طرفاین یک ناهنجاریستبلند میگوید دکتری که نیاز به عمل دارمبلندبلند میگوید پرستاری که تجربه ندارمبلندترش میکنم: این یک ناهنجاری تاریخیستقانونهایی که بر طبقشان نیستم به توبه خودمبه همین شیرِ کلافه توی جنگل رگهاممطمئن نیستمبه عشقاین یک خیانت استیا نیاز به راهرویی دارد ردیفتر؟میبوسمشهر روز بایدوگرنه به رگهام و انگشتها که دوست دارنددیگر مطمئن نیستمبرسندبپیچندبه هم بزننددر هم زده شوندبر هم زنندهاین یک ناهنجاریست؟برگردان به خودموگرنه مطمئن نیستمبه کمکهای مردمی دیگر#رؤیا_تفتی بیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
بیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa
با یاد لیلا مهدوی، وقتی کوه فریادش را برآورد که «پسرم، عاشقتم.»از تو بگویم تکانی نرم دادهام به هواتا رَه از میان نسیم باز کنی به ملالِ سرصبحیدورترها ابرها یاد نمیآورند آفتابت ناطور دشتهای مرداد است وآن که میسوزد هنوزدر حزنِ روبهرشدِ علفزار نام افروختهای داردپس از کدام نظاره خواهم مرد بیرون بیفتم از «درون حجب»که پیمودنِ صورتتاولقدمِ سالکان استآه، سایهدار منیلحن بادخوردهی شاخسار منیبر خاک میزنی کلام و چون میخیزی ایستاده معطر آوازممیدانممیدانمدهانتپیمانهی رنجهای مگوست روز داوری #نگین_فرهود بیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa