معنای من استکاجهای کج اجدادیبوی خلسه در فلقو به در بودنِ تو در من به سطح دو سَبْخهکر میشود جیرجیر…
انتشار: 2026/08/21 07:28 UTCدریافت: 2026/08/22 03:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:31 UTC
معنای من استکاجهای کج اجدادیبوی خلسه در فلقو به در بودنِ تو در من به سطح دو سَبْخهکر میشود جیرجیر خیالدر سکوت شِناشیرپناهم که؟به لختههای لالکه میچکد از سوزن درختگفتنم که؟به فحوای دو تنهاییست واج وقزدهسَعَف به زمین میچسبد از هاجنگاهم که؟معنای من استشرم مخروطی کاجبوی شروه در شطو به در بودنِ من در تواین دیدگان جنگلیتا به او در من برسدهراس عشیرهام رابه بازی گرفته در کالبدتمیان قوس شفقاز چهدرز جاماندهی دیوارکه غربال از نور میگذراندترک میزند به بطن وخاکشیر بوته میکند از رگهای مردود؟وقتی زِل به زوال میافتدبازتاب هر چه در منمتودرتوی الیاف تاب میخوردبازتاب هر چه در منمبه زمین که بیفتد مجال افراهاتسکر هزاران صدای خیره به صبح را میپراندسایهام که؟تنهافلات یاختههاماز پیش از منبیهوا در تقلای قبوربه فراخی دو قلب میتپیدتا مرگ خلال خالیها بغلتدنامتتسمیهی سلولهامبدو بسملکه سبز میکشد این افزودن- سَبْخه؛ در جنوب به نمکزار ساحلی و زمین شور برجامانده از آب گویند.- شِناشیر؛ ایوان چوبی مشبک خانههای جنوبی.- سَعَف؛ برگ نخل.#سعاد_آرامبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa