
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 4 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/21 تا 2026/08/10
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ویدیویی جالب از خانم مهرنوش صادقی(مشاور تغذیه) که با چهرهی خودش، تظاهراتِ اختلالاتِ متابولیکی در صورت را نشان داده است؛ بسیاری از این اختلالات، با علائم روانپزشکی مراجعه میکنند مثل اضطراب و افسردگی و پانیک...راهی برای رشد بجز خودآگاهی زیستی،روانی،اجتماعیومعنوی وجود ندارد.__📺👉 @twitirani
بخش «ما هیچ، ما نگاه» آخرین دفتر از هشت کتاب سهراب سپهری است و بسیاری آن را پختهترین و عمیقترین مرحله اندیشه او میدانند. اگر بخواهم فلسفه آن را در یک جمله خلاصه کنم:انسان زمانی به آرامش نزدیک میشود که از «مالک بودن» و «منِ پرهیاهو» فاصله بگیرد و فقط با چشمانی باز، جهان را ببیند.اما این جمله به تنهایی حق مطلب را ادا نمیکند.«ما هیچ» یعنی چه؟در نگاه اول ممکن است تصور شود سهراب میگوید انسان بیارزش است؛ اما منظور او اصلاً این نیست.«هیچ» در شعر او، بیشتر به معنای خالی شدن از خودخواهی، قضاوت، پیشداوری و تعلقات است.او میگوید:وقتی ذهن ما پر از اینهاست:من از او بهترم.این مال من است.باید موفقتر باشم.چرا او این را گفت؟چرا گذشته اینگونه شد؟آینده چه میشود؟دیگر فرصت دیدن خود زندگی را از دست میدهیم.«هیچ» یعنی ذهنی که از این شلوغیها سبک شده است.«ما نگاه» یعنی چه؟اگر «هیچ» مرحله خالی شدن باشد،«نگاه» مرحله پر شدن است.اما نه با فکر،بلکه با دیدن.سهراب بارها از «دیدن» حرف میزند، نه از «دانستن».او معتقد است ما معمولاً دنیا را نمیبینیم؛ فقط آن را تفسیر میکنیم.مثلاً به یک درخت نگاه میکنیم و میگوییم:چنار است.از نظر سهراب، این دیگر دیدن نیست؛ فقط نامگذاری است.دیدن واقعی یعنی درخت را بدون عجله، بدون برچسب و بدون قضاوت تجربه کنیم.چرا نگاه؟زیرا نگاه، از نظر او، نخستین ارتباط انسان با جهان است.کودک قبل از آنکه حرف بزند،قبل از آنکه قضاوت کند،فقط نگاه میکند.شاید به همین دلیل است که در شعرهای سهراب، کودکان، آب، پرنده، درخت و باران جایگاه ویژهای دارند؛ آنها هنوز جهان را بیواسطه تجربه میکنند.ارتباط با فلسفههای شرقیسهراب سالها با اندیشههای بودایی، ذن، تائوئیسم و عرفان شرقی آشنا بود.در ذن گفته میشود:«ذهن خالی، آینه است.»وقتی آینه غبار نداشته باشد، همه چیز را همانگونه که هست نشان میدهد.«ما هیچ» بسیار به همین مفهوم نزدیک است.آیا «ما هیچ» یعنی بیعملی؟خیر.این یکی از سوءبرداشتهای رایج است.سهراب نمیگوید:کاری نکن.هدف نداشته باش.تلاش نکن.بلکه میگوید:کار کن،اما اسیر نتیجه نشو.دوست بدار،اما مالک نباش.زندگی کن،اما مدام خودت را مرکز جهان تصور نکن.ارتباط با جمله بروس لیچندی پیش جملهای از بروس لی را با هم مرور کردیم:«آرامش پیدا کردنی نیست. انتخابش میکنید، با چیزهایی که نادیده میگیرید، یا چیزهایی که رها میکنید، یا چیزهایی که دیگر به آنها انرژی نمیدهید.»جالب است که این جمله از نظر روح اندیشه، بسیار به «ما هیچ، ما نگاه» نزدیک است.بروس لی بر رها کردن تأکید میکند؛ سهراب بر خالی شدن.بروس لی میگوید انرژی خود را صرف هر چیزی نکن؛ سهراب میگوید وقتی از هیاهوی ذهن فاصله بگیری، نگاهت شفاف میشود.ارتباط با کریشنامورتیشما قبلاً درباره کریشنامورتی هم پرسیده بودید. او جملهای دارد که میگوید:«دیدن، بدون قضاوت، بالاترین شکل هوش است.»این جمله شاید نزدیکترین بیان فلسفی به «ما نگاه» باشد.سهراب نیز بارها از دیدنی سخن میگوید که پیش از تفسیر و قضاوت اتفاق میافتد.یک مثال سادهفرض کنید دو نفر کنار یک رودخانه ایستادهاند.نفر اول میگوید:«این رودخانه کمآب شده، سال قبل بهتر بود، اگر سد را بالاتر میساختند...»نفر دوم فقط به صدای آب گوش میدهد، انعکاس نور را روی موجها میبیند و نسیم را حس میکند.از نگاه سهراب، نفر دوم به «نگاه» نزدیکتر است.نه چون دانای بیشتری است، بلکه چون پیش از تحلیل، حضور دارد.برداشت شخصی من از «ما هیچ، ما نگاه»به گمان من، این دفتر دعوت به انفعال یا کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه دعوت به تغییر کیفیت حضور در زندگی است. سهراب نمیخواهد «من» را نابود کند، بلکه میخواهد «منِ شلوغ و مدام در حال قضاوت» را آرام کند تا انسان بتواند واقعیت را بیواسطهتر تجربه کند.شاید به همین دلیل است که این دفتر، با وجود زبان ساده و تصاویر طبیعی، برای بسیاری از خوانندگان، حالتی آرامبخش دارد؛ زیرا بیش از آنکه درباره جهان سخن بگوید، درباره شیوه نگاه کردن ما به جهان سخن میگوید. همین نگاه است که در نهایت، عنوان کتاب را معنا میبخشد: «ما هیچ، ما نگاه»؛ یعنی هرچه از هیاهوی «من» کاسته شود، جای بیشتری برای «دیدن» باقی میماند.
🍿 وقتی مغز به دو نیمه تقسیم میشود: راز تاریک مغز انسان🔗 youtube.com/watch?v=NpSIKfBgiLo%F0%9F%93%… 480p 🇬🇧💜 @MegaSaverBot
🌦 قدری تامل....-دردِ واقعی، «پذیرشِ نکردنِ واقعیت» است.کریشنامورتی -کریشنامورتی معتقد است که وقتی تو با «خاطرهیِ خیانت» مدام در ذهنت کلنجار میروی، در واقع داری به آن شخص اجازه میدهی دوباره و دوباره به تو آسیب بزند.او تو را دعوت میکند که به این درد نگاه کنی، بدون اینکه به آن «داستانِ رنج» اضافه کنی. -اشو می گوید «فردِ مقابل را ببخش، نه به خاطرِ او، بلکه به خاطرِ خودت.» -بخشش برای اشو یعنی: «من نمیخواهم برایِ خطایِ تو، خودم را اسیرِ زندانِ کینه کنم.» -سادگورو میگوید اگر تو از خیانت، «رنجِ ذهنی» بسازی، عملاً دوباره توسط آن شخص «قربانی» شدهای. -سادگورو تأکید میکند که تو باید بینِ «مسائل بیرونی» (که اکنون غیرقابل بازگشت است) و «تجربهی درونی» (که تو صاحبِ آن هستی) دیوار بکشی. -اگر اجازه دهی درد خیانت تو را تغییر دهد، آن آدمِ خیانتکار، «معمارِ شخصیتِ جدیدِ تو» میشود، نه خودت.