♦️ #زنگ_بدرقه | باید بماند **🚩من یک معلم هستم؛علم روایت در دست من است**🔸جمعیت آرامآرام از کنار بنر…
انتشار: 2026/08/18 19:06 UTCدریافت: 2026/08/20 01:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 01:20 UTC
♦️ #زنگ_بدرقه | باید بماند **🚩من یک معلم هستم؛علم روایت در دست من است**🔸جمعیت آرامآرام از کنار بنر عبور میکرد. بعضیها فقط نگاه میکردند، بعضیها زیر لب صلواتی میفرستادند و بعضی هم بیصدا اشک میریختند.کنار ستون ایستاده بودم که چشمم به خانمی افتاد. گوشی تلفنش را با هر دو دست گرفته بود و با حوصله از بنر حضرت آقا عکس میگرفت. یکبار عکس گرفت، نگاهش کرد، چند قدم جابهجا شد و دوباره عکس گرفت. انگار دنبال بهترین قاب نبود، دنبال آرام کردن دلش بود.نمیدانم چرا همان لحظه یاد این جمله افتادم که «بعضی آدمها وقتی دلشان میترسد چیزی را از دست بدهند، آن را قاب میکنند.» 🔸به نظر میرسید دلش راضی نمیشد فقط یک نگاه و بعد هم عبور کند. انگار میخواست تصویر را با خودش ببرد برای روزهایی که دلتنگی بیاجازه سراغش میآید. برای روزهایی که تنها راهِ دوباره دیدن، ورق زدن گالری گوشیاش باشد.بعضی تصویرها برای امروز نیستند؛ برای فردایند. برای روزی که دلمان تنگ میشود، برای روزی که بخواهیم به فرزندانمان بگوییم ما این روزها را دیدهایم. ما میان این داغ نفس کشیدهایم.🔸ما آدمها خوب میدانیم حافظه، خیلی وفادار نیست. رنگها را کمرنگ میکند، صداها را فراموش میکند و جزئیات را از یاد میبرد. اما عکس، گاهی جلوی فراموشی میایستد.شاید آن خانم فقط یک عکس نمیگرفت؛ داشت تکهای از تاریخ را نگه میداشت. تاریخی که گاهی با قاب سادهی یک تلفن همراه و دستهای لرزان زائری ثبت میشود. زائری که دلش نمیخواهد این لحظه، این نگاه و این دلتنگی از یاد برود.شاید میخواست حالوهوای این روزها را حفظ کند. روزهایی که هرکس به اندازهی خودش سهمی در دلتنگیاش داشت و او سهمش را در قاب کوچکی از یک عکس برای همیشه حفظ کرد.🖋 صبا دهنوی┄┅═☫ @boesna_news ☫═┅┄
