ما نيز زندگى را دوست میداريم آنگاه كه برايمان ميسّر باشدبين دو شهيد، به رقص پاى مىكوبيم و بين آند…
انتشار: 2026/07/02 14:19 UTC
ما نيز زندگى را دوست میداريم آنگاه كه برايمان ميسّر باشدبين دو شهيد، به رقص پاى مىكوبيم و بين آندو براى بنفشه منارهاى يا نخلى بر مىافرازيم...ما نيز زندگى را دوست میداريم آنگاه كه برايمان ميسّر باشد از كرم ابريشم نخى مىرباييم تا آسمانى از آنِ خويش برپا داريم و اين كوچ را به حصار كشيمو درهاى باغ را میگشاييم تا ياسمن به كوچهها درآيد چون روزى زيبا.ما نيز زندگى را دوست میداريم آنگاه كه برايمان ميسّر باشد انجا كه اقامت گزينيم گياهانى پردوام میكاريم و كُشتهها مىدِرويمدر ناى، رنگ دورها و دوردستها مىدميم و بر خاك گذرگاه شيهه نقش مىزنيمنام خويش را بر تك تك سنگها مىنگاريم.اى آذرخش شب ما را روشن كن، بيا و اندكى روشن كنما نيز زندگى را دوست میداريم آنگاه كه برايمان ميسّر باشد...محمود درویش