شاعر بوسنایی فاروق سیهیچFaruk Šehićاز ترجمه انا سلیموویچچه کسی برگشتچه کسی از جنگ برگشت؟چه کسی واقع…
انتشار: 2026/07/12 07:24 UTC
شاعر بوسنایی فاروق سیهیچFaruk Šehićاز ترجمه انا سلیموویچچه کسی برگشتچه کسی از جنگ برگشت؟چه کسی واقعاً برگشت؟اسبی در مزرعه، قاصدکها - با چتر نجاتآیا اسب از جنگ برگشت؟یالِ او، چشمانش - چیزی نمیگویند،سمها تکان میخورند، مگسهای سبز بطری آزارش میدهند(میدانی، من یک بار مردهای را دیدمبا مگسهایی که در چشمانش لانه کرده بودندجسدی که به آن طرف فروختیمبرای مقداری روغن و شکر)آیا مرد از جنگ برگشت؟از زمین میپرسد، از علف میپرسدکدام مرد برگشت از جنگ؟اسمش چیست؟قدش چقدر است؟چشمهایش چه رنگ است؟(پس کرم نباشد)راست دست است یا چپ دست؟و اسب، یک اسب ارتشی، آیا به میل خود به دره نیفتاده است؟اسبهای وحشی در کوههای بالای شهر محاصره شده مانند ترجیعبندها پرسه میزنندچه کسی از جنگ برگشت؟چه کسی واقعاً برگشت؟میپرسد سیاخاکمیپرسد هوموس، کف جنگل، خاکبرگریشههای زعفران وحشیکجا زندگی میکند، این مردی که از جنگ برگشته است؟آیا همسر و فرزندانش شادند؟آیا درِ خانهاش روشن شده است؟آیا نهر کنار خانهاش میجوشد هنوز، آنسان که زمانیدر کودکی میجوشید؟ آیا منتظر مانده است؟ تا مرد بازگردد از جنگ؟آیا قاشقهای طلایی منتظر بازگشت او بودهاند؟و لقمههای طلایی؟تا زندگی پس از جنگ آغاز شوداز چیزهایی که دههها در خانهی ویران شده در حال پوسیدن اند بپرسآیا خانهی سوخته از جنگ برگشت؟آینه سوخته بازتابی هولناک دارد،خانههای بدون سقف، پوست سفید نهالهای توس در اتاقهای نشیمن،برگهای زرد، برگهای بنفش به رنگ کرم، از شنل امپراتورآیا شنل از جنگ برگشت؟اگر برگشت، کجا زندگی میکند؟آیا زندگیاش راحت است یا بیارزش؟به او مدال، مستمری جنگ، پروتز داده شدآیا رویای انتقام دارد؟آیا رویای دنیایی بدون زخم را در سر میپروراند؟بدون جای زخم؟اگر مرد از جنگ برگشت،آیا جنگ او را به شکل دیگری رها کرده است؟ مردی که از جنگ برگشته،آیا لبخندی بر لب دارد،آن را مانند تفنگی که بر شانهاش آویخته شده، نگه میدارد؟یک نفر که مجبور به شروع دوباره شده، چند زندگی را از سر میگذراند؟آیا خانه، آیا شهر از جنگ برگشت؟آتش از دودکش برمیگردد ودود به درختی خشک تبدیل میشودچه کسی میپرسد؟آیا قربانی از مرگ میپرسد که چه مزهای داشتهاند؟آیا گور دستهجمعی برگشت؟حلقش، خواب رویاهای عصرگاهیهمچنین باید قلمرویی داشته باشد؟گرمای خانه، دره معجزهآسا، سرسبزی چمن خانه...اگر گور دستهجمعی برگشته باشد، پس گرگ سیر شده استو همه قربانیان حساب شده اند اگر گور دسته جمعی از جنگ برگشته باشد، کجا و چگونه زندگی می کند؟چقدر عمق دارد، یا چقدر ارتفاع؟تا کجا امتداد دارد، تا سراشیبی کهجنگل شروع میشود، جایی که بوتهها، قارچهای سفید،میسلیوم صلح میرویندآیا زندگی خوبی است؟یا صرفاً زندگی برای بقا؟شب که میشود، وقتی شهر ویران شده به خواب میرود،آیا خواننده جنایتکار در کنار گور دسته جمعی آواز عاشقانه میخواندیا هر دو در سکوت دراز میکشند و از عشق خود با سوگند سکوتمحافظت میکنند؟چه کسی از جنگ برگشت؟چه کسی واقعاً برگشته است؟یک استخوان برگشته استاستخوان درشت نی یا نازک نی؟یک تیله در جیب یک جسد برگشته است؛ ساعتهای جیبیبه طور دسته جمعی از گورهای دسته جمعی برگشته اندژاکتهای بافتنی برگشته اند؟ سیکو هیچ تبلیغ ماندگاری نکردبسیاری از مدلهای ۵(سیکو) به طور کامل برگشتند،به دنبال ستارهها،ستاره بازاریابی: سیکو اترنال - نسخه گور دسته جمعیبهبود از چه زمانی آغاز شد؟درمان، از چه زمانی آغاز شد؟شاید هیچکس از جنگ برنگشت؟شاید برگهاشاید علفهای هرزشاید تار عنکبوتهاشاید شبنمشاید متورم میشود، میدرخشد، رشد میکندشاید ابرهاشاید ردپاهای روی گلشاید سوراخهای ترکش روی دیوارهاشاید کنده خالکوبی شدهیک گل سرخ و مارو من تو را تا آسمان و فراتر از آن دوست دارمشمشیرهای ضربدری و سرنوشت دیگرانحتماً کسی از جنگ برگشته استخوابیدن در میان خشونت صلحخوابیدن در میان ابتذال بهبودیکسی که با بهبودی ضعیف از خواب پریده استبخیه های ناجورکسی که میدانست بدن کم و بیش خوب است، اما روح پوسیدهو چگونه میتوان یک ذره نور را درست کرد؟مکانیکها را درست کنیدهیچکس نمیتواند بگویداین حقیقت سادهکه هیچکس هرگزآن بیروناز حنجره کریستالیاز شب تاریک که دندانهای ماه بر سرنیزه منعکس میشود، برنگشتچه احساسی داری؟احساس واقعی بودن میکنی؟احساس خوبی دارم، من واقعی هستمیا به نظر خودم اینطور میآید ....... ادامه پست زیرین