چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمدمرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمدبه صد شتاب برون رفت عقل جامه به…
انتشار: 2026/07/26 07:33 UTC
چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمدمرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمدبه صد شتاب برون رفت عقل جامه به دندانچو دید دیده که آن بت به صد شتاب درآمدچو زلف او دل پر تاب من ببرد به غارتز زلف او به دل من هزار تاب درآمدخراب گشتم و بیخود اگر چه باده نخوردمچو ترک من ز سر بیخودی خراب درآمدنهاد شمع و شرابی که شیشه شعله زد از ویچو باد خورد چو آتش به کار آب درآمدشراب و شاهد و شمع و من و ز گوشهٔ مجلسهمی نسیم گل و نور ماهتاب درآمدشکست توبهٔ سنگینم آبگینه چنان خوشکزان خوشی به دل من صد اضطراب درآمدچو توبهٔ من بی دل شکستی ای بت دلبرنمک بده ز لبت کز دلم کباب درآمدبیار باده و زلفت گره مزن به ستیزهکه فتنه از گره زلف تو ز خواب درآمدشراب نوش که از سرخی رخ چو گل توهزار زردی خجلت به آفتاب درآمدکه مینماید عطار را رهی که گریزدکه همچو سیل ز هر سو نبید ناب درآمد#عطارغزل شمارهٔ ۲۸۱@Bolbolibargegoli1397